«یه جوری ساپورت توی ایران مد شد که هیچ‌کس نفهمید از کجا اومده. امروز خیلی اتفاقی، یکی از قسمت‌های آکادمی موسیقی گوگوش را که ‌اواخر سال گذشته از شبکه "من و تو" پخش شد رو می‌دیدم. در کمال ناباوری دیدم که تمام خانم‌ها شلوار ساپورت پوشیدن! از یکی از دوستان آرشیو کامل آکادمی ‌رو گرفتم و تا آخر نگاه کردم. دوستان عزیز! باید خدمت‌تون عرض کنم که خانم‌ها در در تمامی سکانس‌های آکادمی موسیقی گوگوش، شلوار ساپورت به تن دارن! حالا فهمیدید از کجا خوردیم ... .  چند روز پیش نیروی انتظامی دو دختر جوان را که با ساپورت‌هایی منقش به پرچم اسراییل در میدان ونک در حال تردد بودند، دستگیر کردند تا برخورد با پروژه ‌اندام‌نمایی زنان در خیابان‌های تهران، رنگ و بویی جدید به خود بگیرد.» این جمله‌ها، بخش‌هایی از دو  نوشته اعتراضی علیه ساپورت پوشیدن دختران، از «آبدانان» در استان ایلام تا تهران، پایتخت ایران است که‌این روزها در در بسیاری از سایت ها و وبلاگ های حزب اللهی به چشم می خورد.

ساپورت + حجاب

هزار و یک دلیل برای یک انتخاب

اما چرا دختران ایرانی ساپورت(جوراب‌شلواری) می‌پوشند. انگیزه‌ها و پاسخ‌ها کاملا متفاوت است.

توضیح می‌دهد:«اکنون در بازار برندهای ترکیه‌ای و چینی به وفور به چشم می‌خورند. قیمت‌ها به شدت متنوع است، از هفت هزار تا 60 هزار تومان. ساپورت‌هایی که طراحی دارند و رنگی هستند، قیمت بیش‌تری هم ممکن است داشته باشند. با افزایش گرایش دختران ایرانی به پوشیدن ساپورت، تولیدکنندگان داخلی هم به فکر تولید افتاده‌اند و در بازار تهران به‌ویژه پله نوروزخان، انواع تولیدات داخلی با قیمت شش‌هزار تومان به فروش می‌رسند.»

 از او می‌پرسم تا حالا تذکر گرفته‌ای؟ می‌گوید:«گیر گشت ارشاد نیفتاده‌ام ولی در نشست‌های خبری مانع از ورودم می‌شوند، به‌ویژه اگر ساپورت رنگی بپوشم.»

مهسا، دختر 29 ساله ساکن تهران، همیشه ساپورت می‌پوشد. می‌گوید:«خیلی راحت هستم، به‌ویژه وقتی می‌خواهم رانندگی کنم.» او یک بار در اصفهان به دام گشت ارشاد افتاده‌است. او را به مرکز پلیس می‌برند و از دوستانش می‌خواهند به خانه بروند و شلوار گشاد بیاورند. مهسا موفق می‌شود با تظاهر به داشتن بیماری قلبی، خودش را از دست گشت ارشاد نجات دهد ولی این تجربه سبب نشده که ساپورت پوشیدن را کنار بگذارد. مهسا دلگیر است که در ماه‌های اخیر جنس‌های چینی، بازار ساپورت را هم خراب کرده‌اند. می‌گوید جنس ترک خیلی بهتر است و به‌ویژه دختران و زنانی که‌از ترکیه لباس می‌آورند، ساپورت‌های خوب و خوشگلی ارایه می‌دهند و او هم ترجیح می‌دهد از مزون‌های خانگی ساپورت بخرد.

فرزانه،25 سال دارد و در رشت زندگی می‌کند: «ساپورت می‌پوشم چون از پوشیدن شلوار خسته شده‌ام و از این‌که می‌توانم، هرچند نصفه و نیمه ‌از قاعده کلی پوشش در جمهوری اسلامی خارج بشم کنم، خرسندم.» او می‌گوید تاکنون موفق شده ‌از دست گشت ارشاد فرار کند. یک چادر هم همیشه برای روز مبادا در کیفش دارد تا بتواند در زمان‌های اضطراری از آن استفاده کند.

 فرزانه خیلی خوشحال است که‌انواع ساپورت‌های رنگی و طرح‌دار مد شده و می‌گوید پیش از این همه ساپورت‌ها مشکی، سرمه‌ای و یا طوسی بودند و او باید مدت‌ها وقت می‌گذاشت تا یک ساپورت رنگی پیدا کند، ولی اکنون با دنیایی از طرح و رنگ روبه‌رو شده و حق انتخاب دارد. به گفته او، تنوع و فراوانی ساپورت در بازار هم اثر گذاشته و قیمت‌ها را تعدیل کرده و این به نفع مصرف کننده ‌است. نوش آفرین، 28 ساله ساکن اصفهان در گفتوگو با «ایران وایر»، به جنبه‌های دیگری از دلایل ساپورت پوشیدن دختران ایرانی اشاره می‌کند. می‌گوید:«وقتی مانتوی گشاد می‌پوشیم، نمی‌شود شلوار گشاد هم پوشید، باید این‌ها با هم "ست" شوند.» او که متاهل است، می‌گوید همسر و اعضای خانواده‌اش با پوشیدن ساپورت مشکلی ندارند: «همسرم بارها گفته که دوست دارد من زیباتر به نظر بیایم و خوش‌تیپ باشم.»

سمیه، دختر 26 ساله ‌از شیراز هم بخشی از نظرات نوش آفرین درباره ست کردن لباس‌ها را تایید می‌کند، اما توضیح می‌دهد که‌اساسا چنین پوششی در مناطق جنوبی ایران به صورت سنتی همیشه رواج داشته است. زنان لباس‌های گشاد دارند و شلوارهای تنگ که گاه گلدوزی هم شده‌اند، می‌پوشند. با این وجود سمیه‌از دخترانی که تنها به جنبه‌های جنسی ساپورت پوشیدن توجه‌کنند، انتقاد می‌کند. می‌گوید:«برخی تنها برای این‌که به پسران نشان بدهند اندام سکسی‌تری دارند، ساپورت می‌پوشند.»

اضافه می‌کند:«در جزیره کیش هم گشت ارشاد به ساپورت پوشیدن حساس شده و گیر می‌دهند، اما دختران و به ویژه مسافران اهمیتی نمی‌دهند.» او خودش دلیل دیگری برای ساپورت نپوشیدن دارد:«در گرمای کیش ممکن است لباس‌هایی که خیلی تنگ و چسبان باشند، سبب حساسیت‌های پوستی شود و به همین خاطر، ترجیح می‌دهد شلوارهای گشاد بپوشد.»

 سمیه، 26 ساله که در تهران زندگی می‌کند هم به ‌»ایران‌وایر» می‌گوید:«تنها در میهمانی‌ها ساپورت می‌پوشم. در واقع از ساپورت به عنوان مکمل دامن استفاده‌ می‌کنم. در خیابان چون خیلی پسرها به ساپورت‌ها دقیق می‌شوند، نمی‌پوشم.» اما ساپورت پوشیدن تنها برای دختران مدرن نیست. واکاوی پرسش و پاسخ‌های سایت‌های مذهبی وابسته به حوزه علمیه قم نشان می‌دهند که دختران مذهبی هم چنین از پوشیدن ساپورت بدشان نمی‌آید و خانواده‌هایشان نیز مخالفتی ندارند. دختری از یکی از سایت‌های پاسخ‌گویی مسایل مذهبی پرسیده‌است:«یکی دو هفته ‌است که ‌از ساپورت به جای شلوار در بیرون از خانه ‌استفاده می‌‌کنم، همسرم با این کار مخالف نیست و می‌گوید که پوشش به حساب می‌آید. می‌خواستم بپرسم آیا پوشیدن ساپورت و مانتوهای جدیدی که بدن نما و تا بالای باسن هستند، در بیرون از خانه‌اشکالی دارد؟» پاسخ سایت‌های مذهبی در این موارد روشن است و با بازگشت به رساله مراجع تقلید شیعه می‌نویسند:«پوششی که محرک شهوت باشد و جلب توجه نامحرم کند یا مفسده داشته باشد و زمینه ساز گناه باشد، در برابر نامحرم جایز نیست. مانتویی که بدن‌نما باشد، اگر منظور این است که‌ اندام مشخص باشد، در برابر نامحرم حرام است.»

واکنش‌های اصول‌گرایانه

با وجود نظرهای متنوع و متفاوت دختران و زنان ایرانی درباره پوشیدن ساپورت، واکنش وبلاگ‌نویس‌ها و سایت‌های مذهبی و اصول‌گرای ایرانی یکسان است. مهران موزون، وبلاگ نویس حزب اللهی در وبلاگش در گزارشی دقیق در این باره نوشته‌است: «... از زمستان 1391 برخی زنان خیابانی تهران در حرکتی کاملا مشکوک و سیستماتیک اقدام به پوشیدن جوراب شلواری‌هایی کرده‌اند که منظره بدن‌نمای از زانو به پایین این پوشش‌ها قدری عجیب است ... بهار 1392 از راه رسید و چشم مردم تهران منور به کوتاه‌تر شدن مانتوهایی شد که زیر آن هیچ برتن صاحبش نبود جز جوراب شلواری‌های سابق (که حالا نام ساپورت به خود گرفته بودند) و آرام آرام با حرکتی خزشی، این ساپورت‌ها نه تنها آفتاب بیش‌تری به خود می‌دیدند بلکه رنگ‌ها و نقوش بیش‌تری را بر اندام باربی‌های تهرانی تجربه می‌کردند. گاهی یک ساپورت «رنگ پا» بیننده را به ‌اشتباه می‌انداخت که نکند تنها یک پیراهن بر تن فلان زن است و دیگر هیچ! پس از اعلام نتایج انتخابات خرداد 92، آمار ساپورت‌هایی که صاحبان‌شان مانتوها را نیز به کناری نهاده و پیراهنی کِشی و چسبان را روی ساپورت‌ها برتن می‌کردند شیب تندی به خود گرفت. حالا این روزها ساپورت‌های رنگارنگ در حال فتح خیابان‌های تهران است. اکنون به وفور دختران و زنانی در سطح شهر تهران دیده می‌‌شوند که پیراهنی کشی و مجلسی را (که هیچ ربط و شباهتی به مانتو ندارد و تنها پیراهنی است که تا نیمی از نشیمن‌گاه ‌امتداد دارد) بر تن داشته و پوشش تمامی‌نیم‌تنه تحتانی بدن را برعهده ساپورت نازک و گاه رنگ بدن خویش گذاشته‌اند ... بعید نیست در آینده نه چندان دور که جدول متقاطع کلمات را بر روی برجستگی بدن زنان و دختران ایرانی در فضاهای عمومی‌ شاهد باشیم.»

سایت اصول‌گرای «فاطرنیوز» هم در گزارشی به‌این موضوع پرداخته و نوشته‌است:«امسال هم مد پوشش خانم‌ها تغییر کرده‌است. پوشیدن ساق‌شلواری (ساپورت) به جای شلوار، یعنی دیگر شلوار جین تنگ هم نه! ساق‌شلواری! و بدون تردید در یکی دو سال آینده‌ این هم کنار می‌رود.»

پايگاه خبري «حاميان ولايت» هم از دیگر رسانه‌هایی است که به ساپورت پوشیدن توجه کرده‌است: «به خدا قسم که ‌اشک در چشمان هر مسلمان با غیرتی خشک می‌شود و به زبان حال می‌گوید آیا این لباس شرم‌آور شایسته بانوان پاک‌دامن ایران اسلامی‌آست؟ در این میان چیزی که قلب را به درد می‌آورد و جریحه‌دار می‌کند، شدت استقبال بسیاری از زنان مسلمان از این لباس‌های زشت است و این‌که‌ آن‌ها در مقابل محارم خود و زنان دیگر به پوشیدن این لباس‌ها افتخار می‌کنند!»

نویسنده‌ این گزارش، طراحان چنین لباس‌هایی را «مرتبط با سازمان‌های جاسوسی دشمن و عناصر ضد انقلاب» معرفی و  هدف‌ آن‌ها را حمله به چادر اعلام کرده‌است.  سایت اصول‌گرای «ندای انقلاب» هم به دختران ساپورت‌پوش هشدار داده‌است:«آیا این خانم‌های به‌ اصطلاح مدپوش تاکنون صفحه‌های جراید را ورق نزده‌اند و حوادث تلخ را نخوانده‌اند که به‌دلیل کنترل نکردن غرایض، چگونه رقم خورده‌است؟ مردانی که تنها به خاطر ظاهر یک خانم، وی را دزدیده‌اند، چندین بار مورد تجاوز قرار داده‌اند و در آخر جنازه سوخته وی را در گوشه‌ای از بیابان‌های شهر رها کرده‌اند؟»

سایت «تهران‌پرس» اما به مسوولان فرهنگی ایران هشدار داده‌است که « اگر سست بجنبید، آثار بی‌تدبیری شما در بسترسازی مناسب و برخورد به موقع با این معضل در‌آینده گریبان‌گیر شما هم خواهد شد و باید متاسفانه‌این هشدار را بدهیم که در صورت بی‌توجهی به حل این مشکل، "طرح اندلسی" یک بار دیگر پیروز و به ثمر خواهد نشست.»

راهکار چیست و آیا نیازی به راهکار هست؟

متهم دیگر ماجرا در رسانه‌های اصول‌گرا، شبکه‌های اجتماعی مجازی اعلام شده ‌است. به نوشته نویسنده وبلاگ «معبرسایبری»، «ترویج این بی‌بندوباری در شبکه‌های مجازی بسیار قوت گرفته ‌است تا جایی که صفحه‌ها و گروه‌هایی در حمایت از این نوع پوشش ساخته شده ‌که با استقبال بسیار زیادی روبه‌رو شده‌اند.  در بیش‌تر این صفحه‌ها با مشکل جدی‌تری روبه‌رو شدیم. در اقدامی جدید، گروهی با دوربین تلفن همراه خود از ساپورت‌پوشانی که زننده‌ترین نوع پوشش را دارند در خیابان‌ها عکس گرفته و در این صفحه‌ها انتشار می‌دهند و از سایر هم گروهی‌های خود درخواست دارند تا به تحریک کننده‌ترین پوشش امتیاز بدهند.»

اما بررسی محتوایی رسانه‌های مذهبی و اصول‌گرا نشان می‌دهد بیش‌تر این رسانه‌ها خواستار آن شده‌اند که فروش ساپورت در ایران ممنوع شود، سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که تبلیغ ساپورت می‌کنند فیلتر شوند، فیلم‌ها و سریال‌های خارجی که زنان ساپورت‌پوش دارند به هیچ روی نمایش داده نشوند و گشت ارشاد با کسانی که ساپورت می‌پوشند برخورد جدی‌تری کند. آن‌ها پیشنهاد هم داده‌اند که دانشگاه‌ها و اداره‌ها از راه دادن دختران و زنانی که ساپورت پوشیده‌اند، خودداری کنند.

جدال‌های مجازی

در روزهای اخیر موج تازه‌ای از جدال‌ها درباره ساپورت پوشیدن راه ‌افتاده ‌است. هواداران ساپورت‌پوش‌ها، صفحه‌ای در فیس‌بوک دارند و با حرارت تمام به ترویج و تبلیغ ساپورت پوشیدن مشغول هستند. این صفحه فیس‌بوکی با استقبال بسیاری از سوی دختران و پسران ایرانی روبه‌رو شده‌ است. از سوی دیگر، گروهی از مخالفان ساپورت پوشیدن هم صفحه‌ای با عنوان «من از ساپورت منتفر هستم» راه‌اندازی کرده‌اند. آن‌ها نوشته‌اند که «ساپورت در واقع از س+الف+پورت تشکیل شده‌است که‌اشاره دارد به کلمه‌های سکس + آزاد + پورت. ساپورت در حقیقت به معنی دروازه‌ آزاد سکس است و بنیان خانواده را هدف قرار داده‌است.»

به عقیده گردانندگان این صفحه فیس بوکی، «ساپورت پروژه‌ای است که وضعی که هم‌اکنون ما شاهد آن هستیم تنها مرحله ‌اول این پروژه وحشتناک برای برهنه کردن زنان ایرانی و عادی نشان دادن آن در چشم مسولان است.»

 اما در حاشیه‌این واکنش‌های منفی، باید به بازار داغ خرید و فروش اینترنتی ساپورت هم اشاره کرد. انبوهی از سایت‌های فارسی‌زبان، این روزها مشغول تبلیغ ساپورت‌های رنگی، طرح‌دار و با جنس خوب هستند و به مشتریان خود هشدار می‌دهند که فریب جنس‌های چینی را نخورند. حزب‌اللهی‌ها هم به دختران ایرانی هشدار می‌دهند که فریب آمریکایی‌ها را نخورید. دختران ایرانی هم واکنش نشان می‌دهند که ما فریب حرف‌های دروغ شما را نمی‌خوریم. معلوم نیست چه کسی فریب می‌دهد و چه کسی فریب می‌خورد. فعلا ساپورت خوب پوشیده، دیده و پسندیده می‌‌شود.


موضوعات مرتبط: حداقل ها در پوشش چیست ، مقالات و مطالب پیرامون حجاب ، اخبار حجاب
برچسب‌ها: حجاب , ساپورت , جوراب شلواری

تاريخ : پنجشنبه هفتم شهریور 1392 | 1:22 | نویسنده : الهه شمسی |
  دکتر روحانی: به نظرم، عفیف بودن چیزی فراتر از حجاب داشتن است. به نظر من اگر زنی یا مردی حجاب رسمی مد نظر ما را رعایت نکند، عفیف بودنش زیر سؤال نمی‌رود. قبل از انقلاب زنان زیادی در جامعه ما حجاب نداشتند، ولی آیا انسان‌های عفیفی نبودند؟ من هشدار می‌دهم که حجاب را عین عفاف ندانیم. به نظر من زنان زیادی از جامعه ما حجاب مطلوب قانون را ندارند، ولی عفیف هستند. عفت شاخص‌های زیادی دارد. کما این‌که می‌توان کسانی را هم یافت که ظاهر مطابق قانون دارند و حجاب دارند (چه مرد و چه زن) ولی اصول عفت را رعایت نمی‌کنند. بنابراین تاکید ما باید بر عفت باشد. باید ببینیم عفت را چه چیزی تهدید می‌کند. به نظر من عفت مردم ما را فقر اقتصادی و ناتوانی در ازدواج، بیشتر تهدید می‌کند تا رعایت حجاب مطابق استانداردهایی که عده‌ای دوست دارند و تعریف کرده‌اند.
  این را چرا گفتم؟ چون یک عده‌ای فکر می‌کنند اگر جوانان با هم کوه بروند، در یک مراسم شادی شرکت کنند، یا در خیابان با هم قدم بزنند، عفت جامعه خدشه‌دار می‌شود. اما واقعیت این است که عفت را چیزهای مهم‌تری تهدید می‌کند. برخی از برخوردها هم ناشی از نگاه پلیسی و امنیتی به جامعه است، نگاهی که همه چیز را سیاسی می‌بیند. در حالی که اجازه دادن به برگزاری برخی مراسم، شدت کنش و دیدگاه سیاسی را کاهش می‌دهد. در ضمن، مطمئن باشید که در ایده‌آل‌های جمهوری اسلامی، نفی شادی و نشاط نبود. در هیچ کدام از شعارهای ابتدای انقلاب شما شعار علیه شادی و شور جوانی پیدا نمی‌کنید.


حسن روحانی، رییس جمهور منتخب مردم ایران پیش از انتخابات ریاست جمهوری گفت و گویی فرهنگی با مجله چلچراغ داشته است.

به گزارش خرداد ، متن کامل این گفت و گو بدین شرح است:

  جناب آقای روحانی، جوانی‌تان را چطور گذراندید؟ چقدر جوانی کردید؟

 من از 12 سالگی راهی فراگیری علوم دینی شدم و دوران جوانی بیشتر به علم و تحصیل گذشت.

 اگر بخواهید نسل جوان دوران خودتان را توصیف کنید، چگونه توصیف می‌کنید؟ جوان‌های آن موقع چطوری جوانی می‌کردند؟ فرق جوانی کردن آن موقع با الان چیست؟ می‌دانید که مفهومی مثل جوانی و جوانی کردن، همواره محتوای یکسانی نداشته و با شرایط زمانی تغییر کرده است. جوانی کردن تابع شرایط زمانی، امکانات هر دوره و ابزارهایی است که در اختیار افراد قرار می‌گیرد. در دوره‌ای که جوانی من گذشت، امکانات و ابزارهای امروز و البته برخی مشکلات امروز وجود نداشت. احساس کلی نسل من این است که هزینه زندگی خیلی پایین‌تر بود و افراد راحت‌تر می‌توانستند به خواسته‌های جوانی نظیر شغل یا ازدواج دسترسی پیدا کنند.
     
 برخی در مورد جوانان نسل چهارم امروز (دهه هفتادی‌ها) می‌گویند که جوان‌هایی سطحی و بی‌خیال و بی‌ریشه‌اند. شما چقدر به این اتهام یا توصیف نسلی باور دارید؟ نوه‌های شما هم ظاهرا باید در همین سن و سال باشند. آن‌ها را چگونه می‌بینید؟ 

من فکر می‌کنم سرعت تغییرات جهان و به دنبال آن تغییر دیدگاه‌های افراد در نسل‌های مختلف چنان زیاد شده است که نسل قبلی خیلی از آرمان‌ها و آرزوهای نسل جدید را نمی‌فهمد. در دنیای جدید همه نسل‌های قدیمی‌تر از نسل جدید ناراضی‌ و شاکی‌اند. تفاوت داشتن دو نسل به معنای بی‌ریشگی نسل جدید نیست. برای مثال، نسل جدید دنبال آزادی، عدالت، سرافرازی بیشتر در جهان، پیشرفت فنی و علمی، وضع اقتصادی بهتر و بسیاری از آرمان‌هایی است که در سال‌های دولت اصلاحات بیشتر می‌شد بروز آن‌ها را دید. کدام یک از این‌ها نشان بی‌ریشگی است؟ هیچ‌کدام.
  از طرف دیگر، خیلی از واکنش‌های جوانان که نسل قبلی نمی‌پذیرند، محصول شرایطی است که نسل قبلی یا دولت‌های نسل قبل ایجاد کرده‌اند. امروز بی‌کاری، بالارفتن سن ازدواج و برخی آسیب‌های اجتماعی در بین جوانان شایع است و بر اثر این وضعیت، رفتارهای خاصی از جوانان بروز می‌کند. وظیفه مدیران و نسل قبلی این است که شرایط زندگی بهتر را برای جوانان فراهم کنند و بعد انتظاراتی از آن‌ها داشته باشند. نسل قبلی بالاخص مدیران سه دهه گذشته بی‌حساب از دین خرج کردند و ناکارآمدی‌ها را با دین توجیه کردند و حالا خیلی از آن‌ها از تضعیف باورهای دینی جوانان ناراضی‌اند. از ابتدا نباید این کار را می‌کردند.

 مصائب و مواهب روحانی بودن؟ 

روحانی بودن همان‌طور که فرمودید، دشواری‌ها و مواهبی دارد. از دشواری‌های آن این است که فردی که لباس روحانی بر تن دارد، باید ملاحظات اجتماعی زیادی را رعایت کند که شهروندان غیرروحانی از قید آن آزادند. عمری با اهل کتاب، دانش و معرفت بودن یکی دیگر از این مواهب است.

 وضعیت فعلی جمهوری اسلامی چقدر با آرمان‌ها و تصورات اولیه شما سازگار است؟ و اگر نیست چرا؟ جنابعالی چقدر در این وضعیت نقش داشتید؟

 ببینید، من هم بخشی از جامعه امروز ایران هستم و از آن‌جا که در هر زمانه‌ای گویی روح کلی‌ای حاکم است، و احساس کردن این روح کار سختی نیست، شما و خوانندگان‌تان می‌توانند احساس من را درک کنند. من که از موضع منتقد وضع موجود وارد انتخابات شده‌ام و اصلا چون احساس خطر می‌کنم پا به میدان گذاشته‌ام، ولی حداقل چهار کاندیدای منتسب به جریان اصول‌گرا هم که بیش از همه حداقل در هشت سال گذشته مدافع وضع موجود بوده‌اند و قدرت اجرایی را در جریان خود در دست داشته‌اند نیز منتقد وضع موجودند. به نقدهای آقای ولایتی علیه سیاست خارجی، نقدهای آقای قالیباف و رضایی علیه وضع اقتصادی توجه کنید و آن وقت می‌بینید که اگر ما به آرمان‌های خود رسیده بودیم و منظور ما از جمهوری اسلامی این بود، که نباید این‌قدر منتقد می‌بودند. تصور ما استقلال در همه ابعاد بود، امروز برای ضروریات اولیه زندگی به واردات نیاز داریم، آرمان ما جمهوریت مدنظر قانون اساسی بود، امروز جمهوریت زیر سایه قرائتی از اسلامیت در حال فراموشی است، تصور ما جامعه‌ای اخلاقی بود، ولی امروز اخلاق در حال سقوط است.
  به نظر من، به تدریج در فرایند جلو آمدن انقلاب، قانون اساسی به صورت شخصی و سلیقه‌ای تفسیر شده است. مقدس کردن خیلی چیزها و باورها، آن‌ها را از دسترس نقد دور نگه داشت. تاکتیک‌ها استراتژی شدند، و ما خیلی در گذشته باقی ماندیم. عرصه‌های سیاست، اخلاق و اقتصاد در هم ترکیب شدند و دست آخر همه سیاست‌زده شدند. برخی اصول قانون اساسی خیلی پررنگ و برخی دیگر خیلی کم‌رنگ شدند و نتیجه شد همین عدم توازنی که شاهدش هستیم. آزادی‌ها و حقوق مردم کم‌رنگ شد، ولی حقوق حاکمان دائم مورد تاکید قرار گرفت. بگذارید من به صراحت به خوانندگان شما بگویم که بستن فضای نقد هر قدر هم که با گام‌های اولیه و کوچک شروع شود، به تدریج به خفقان و ناکارآمدی می‌انجامد.
  وضع موجود حاصل رفتار و کردار همه ماست، ولی من هیچ وقت با تندروی‌هایی که وضع را به این‌جا کشانده است، موافق نبوده‌ام. تاریخ را بالاخره می‌نویسند و سهم آدم‌ها مشخص می‌شود. اما من در هر مقامی که بوده‌ام اهل افراط، غوغاسالاری و قربانی کردن منافع مردم نبوده‌ام. عملکرد من را در پرونده هسته‌ای باید دید. من مانع شدم پرونده ما به شورای امنیت برود، و از آغاز شدن فرایند تحریم‌ها علیه ایران جلوگیری کردم و مانع آغاز جنگ شدم.

  برخوردی که این سال‌ها با جوان‌ها می‌شود، مثل محدودیت‌های حضور و نشاط اجتماعی، گشت ارشاد و امثالهم چقدر با ایده‌آل شما از جمهوری اسلامی سازگار است و چقدر خلاف آن آرمان‌هاست؟ و شما با این موضوع چه خواهید کرد؟

 من قطعا با این برخوردها مخالفم. این‌ها حاصل همان قرائت و برداشت خاص از اسلام و قانون اساسی است. برای این‌که نگاهم به مسئله روشن شود، دیدگاهم را به مسئله حجاب و عفاف برای شما تشریح می‌کنم. خیلی از این برخوردها ناشی از دیدگاهی است که چنین شادی و نشاط‌هایی را گام‌های اولیه به سوی تضعیف عفت عمومی می‌بیند و بنابراین تشریح دیدگاه من مناسب است.
  به نظرم، عفیف بودن چیزی فراتر از حجاب داشتن است. به نظر من اگر زنی یا مردی حجاب رسمی مد نظر ما را رعایت نکند، عفیف بودنش زیر سؤال نمی‌رود. قبل از انقلاب زنان زیادی در جامعه ما حجاب نداشتند، ولی آیا انسان‌های عفیفی نبودند؟ من هشدار می‌دهم که حجاب را عین عفاف ندانیم. به نظر من زنان زیادی از جامعه ما حجاب مطلوب قانون را ندارند، ولی عفیف هستند. عفت شاخص‌های زیادی دارد. کما این‌که می‌توان کسانی را هم یافت که ظاهر مطابق قانون دارند و حجاب دارند (چه مرد و چه زن) ولی اصول عفت را رعایت نمی‌کنند. بنابراین تاکید ما باید بر عفت باشد. باید ببینیم عفت را چه چیزی تهدید می‌کند. به نظر من عفت مردم ما را فقر اقتصادی و ناتوانی در ازدواج، بیشتر تهدید می‌کند تا رعایت حجاب مطابق استانداردهایی که عده‌ای دوست دارند و تعریف کرده‌اند.
  این را چرا گفتم؟ چون یک عده‌ای فکر می‌کنند اگر جوانان با هم کوه بروند، در یک مراسم شادی شرکت کنند، یا در خیابان با هم قدم بزنند، عفت جامعه خدشه‌دار می‌شود. اما واقعیت این است که عفت را چیزهای مهم‌تری تهدید می‌کند. برخی از برخوردها هم ناشی از نگاه پلیسی و امنیتی به جامعه است، نگاهی که همه چیز را سیاسی می‌بیند. در حالی که اجازه دادن به برگزاری برخی مراسم، شدت کنش و دیدگاه سیاسی را کاهش می‌دهد. در ضمن، مطمئن باشید که در ایده‌آل‌های جمهوری اسلامی، نفی شادی و نشاط نبود. در هیچ کدام از شعارهای ابتدای انقلاب شما شعار علیه شادی و شور جوانی پیدا نمی‌کنید.

  این روزها وضعیت دانشگاه‌ها چندان رو به راه و قابل دفاع نیست. تفکیک جنسیتی دانشجویان، دانشجویان ستاره‌دار به دلایل سیاسی و امثالهم. شما برای بازگرداندن فضای دانشگاه‌ها به نشاط و شادابی چه نگاهی دارید؟

 دانشگاه برای رشد به استقلال آکادمیک نیاز دارد. یعنی رئیس دانشگاه منتخب اعضای دانشگاه و طبق روال مشخصی باشد. در چنین دانشگاهی، که رویه‌ای دموکراتیک بر انتخاب مدیرانش حاکم باشد، کادر مدیریت دانشگاه زیر بار اقداماتی خلاف منطق آزادی و استقلال علمی نمی‌رود. ما در دولت اصلاحات تجربه آزاد گذاشتن دانشگاه‌ها را داریم. آن بخش از ضرباتی که به دانشگاه خورد هم نتیجه لجاجت‌ها و تنگ‌نظری‌های جریان اقتدارگرا بود. ببینید یک زمانی در اوج تمدن اسلامی، در دربار خلیفه عباسی، در حضور علمای مسلمان، افراد غیرمعتقد به اسلام در مجلسی که خلیفه تشکیل می‌داد، درباره خدا تشکیک می‌کردند و در باب توحید بحث می‌شد. در چنان فضایی تمدن اسلامی به اوج می‌رسد. فضای دانشگاه با آزادی به شکوفایی می‌رسد. البته بعد از چندین سال برخورد پلیسی با دانشگاه، طبیعی است که آزادی دادن در ابتدا سبب بروز برخی رفتارها هم می‌شود. باید این‌ها را تحمل کرد و اعتماد متقابل به‌وجود آورد.

 اصولا چقدر به تفکیک جنسیتی در عرصه‌های مختلف اجتماعی اعتقاد دارید؟ 

به هیچ عنوان دنبال تفکیک جنسیتی نیستم. هیچ جامعه‌ای در طول تاریخ نتوانسته است تفکیک جنسیتی کند، در جامعه پیچیده و پر از ارتباطات امروز نیز تفکیک جنسیتی هیچ کاربردی ندارد.

  این سال‌ها بسیاری از جوانان هیچ امید و آینده‌ای را برای خود متصور نیستند و از همین رو به شدت موج مهاجرت به آن سوی مرزها (حتی بدون هدف‌های تحصیلی) رو به گسترش است. در این مورد چه باید کرد؟

 باید اول جهت حرکت کشور را درست کنیم و معلوم شود قصد ما حرکت در جهتی است که امیدبخش است. من یک مثال بزنم تا درک مسئله ساده‌تر بشود. سطح کلی کیفیت زندگی در هندوستان پایین‌تر از ایران است. صدها میلیون هندی حتی به دست‌شویی بهداشتی هم دسترسی ندارند. ولی رشد اقتصادی و حرکت هند به سوی جامعه‌ای توسعه‌یافته‌تر، امیدی در دل متخصصان هندی ایجاد کرده و متفکران هندی در درون دموکراسی هند که بزرگ‌ترین دموکراسی دنیا خوانده می‌شود، اثربخشی‌ای برای خود احساس می‌کنند که آن‌ها را امیدوار کرده است و این جامعه دارد با نیروی متخصصان خود جلو می‌رود. البته منظورم این نیست که در هند مهاجرت نخبگان وجود ندارد، ولی مثل ما نیست.
  مشکل ما این است که امید را از افراد گرفته‌ایم. آن که 100 تومان سرمایه دارد و می‌داند روند جاری او را به 150 تومان می‌رساند، خیلی شادتر از کسی است که 1000 تومان سرمایه دارد و می‌داند روند جاری او را به 500 تومان می‌رساند. اولی وضعیت هند و دومی وضعیت ماست. ما باید با نجات اقتصادی، اصلاح سیاست‌ها و تغییر دیدگاهمان به جهان و اداره کشور، وضعیت اول را حاکم کنیم و در این صورت احساس اثربخشی نخبگان افزایش می‌یابد. اما وقتی هر اهل فکری را از دانشگاه بیرون کنیم، هر صنعتگر صاحب‌فکر و ایده‌ای را از اعتبارات محروم کنیم، و دانشجو را ستاره‌دار کنیم، وضعمان روز به روز بدتر می‌شود.
  من شخصا سعی کرده‌ام در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام متخصصان و اهل فکر از هر سلیقه‌ای را که توانایی تفکر، تحقیق، و دادن راهبرد دارند، گرد هم بیاورم. در آن مرکز راست و چپ، اصول‌گرا و اصلاح‌طلب کنار هم هستند. این یعنی با کسی برخورد حذفی نداریم.

  شما فضای مجازی و اینترنت را تهدید می‌دانید؟ شبکه‌های اجتماعی مثل فیسبوک چطور؟ چه نظری در مورد فیلترینگ گسترده اینترنت دارید؟ 

فضاهای مجازی ابزارند، و هر ابزاری می‌تواند تهدید یا فرصت باشد. داروها برای درمان بیماری ساخته می‌شوند ولی می‌شود با آن‌ها خودکشی هم کرد. این ابزارهای در ضمن ناگزیر هم هستند. من یادم می‌آید که حتی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هم شبکه‌هایی مثل فیس‌بوک را پدیده‌های مبارکی خوانده بودند. واقعا هم همین‌ گونه است. در همه تاریخ، به نظر من از ابزارها بیشتر استفاده مثبت شده تا استفاده منفی. شما نگاه کنید ببینید از انرژی هسته‌ای فقط دو بار برای کشتار گسترده استفاده شده است، ولی امروز بیش از 400 نیروگاه هسته‌ای در جهان برق تولید می‌کنند، و انرژی هسته‌ای در کشاورزی، صنعت و... کاربرد دارد. مگر جهان با انفجار بمب اتمی، کل انرژی هسته‌ای را کنار گذاشت؟ نه.
  در ضمن در نظر داشته باشید که خیلی از اقدامات علیه آزادی فضای مجازی که توسط افراد و نهادهای خاص صورت می‌گیرد، مقاصد خیرخواهانه ندارد. یعنی خیلی هم دلشان به حال اخلاق عمومی یا تهدیدهای این فضاها علیه جوانان نسوخته است. مقاصد سیاسی دارد. از آزادی موجود در این فضاها می‌ترسند، دنبال محدود کردن اخبار هستند، و این محدود کردن‌ها هم جواب نمی‌دهد. کاش طرفداران فیلتر کردن توضیح می‌دادند که در محدود کردن دسترسی مردم به کدام خبر موفق بوده‌اند؟ کدام خبر مهمی در چند سال اخیر وجود داشته که فیلترینگ باعث عدم دسترسی مردم به آن شده است؟ این اقدامات حتی مانع دسترسی به سایت‌های غیراخلاقی هم نشده است. فیلترینگ گسترده جز این‌که دیوار بی‌اعتمادی میان مردم و دولت را بیشتر می‌کند و به اقتصاد ما ضربه می‌زند، خاصیت دیگری ندارد و مانع توسعه کاربری‌های مثبت اینترنت در ایران می‌شود.

  در مورد محدودیت‌ها و سخت‌گیری‌های فراتر از قانون و شرع که این روزها برای زنان و دختران اعمال می‌شود، چه نظری دارید؟ در زمینه‌هایی مثل حضور در عرصه‌های اجتماعی، حضور در ورزشگاه‌ها، حجاب، رابطه معقول دختران و پسران... 

فکر می‌کنم در آن‌جا که نظرم را درباره عفاف و حجاب گفتم، پاسخ شما را داده باشم. من با اعمال محدودیت‌های فراقانونی علیه دختران و زنان مخالفم. برخی آن‌قدر تنگ‌نظر هستند که حتی برخی فتواهای غیرسخت‌گیرانه‌تر مراجع را نیز برنمی‌تابند. رفتار آدم‌های سخت‌گیر امروز با تصوراتشان درباره اسلام نمی‌خواند. اسلام را کامل و راه‌حل همه چیز معرفی می‌کنند، ولی دست آخر نمی‌توانند راهی برای وارد کردن زنان به ورزشگاه‌ها پیدا کنند و راه محدود کردن را در پیش می‌گیرند. من البته معتقدم قطعا مشکل از سوی این افراد است.
      
وقتی عنوان «ایران» را می‌شنوید، چه حسی به شما دست می‌دهد؟ به نظر شما نمادهای غرور ملی و فرهنگ و تمدن ایرانی را چگونه می‌توان زنده نگه داشت؟

 مدتی است می‌بینم و از دوستان هم شنیده‌ام که در مراسم مختلف، حتی مراسم عروسی، سرود «ای ایران» خوانده می‌شود. حس من موقع شنیدن کلمه ایران، مانند حس همان آدم‌هایی است که در یک حرکت جمعی هماهنگ نشده، خواندن و شنیدن سرود «ای ایران» را دوست دارند. حس غریبی است، مثل این‌که یک‌باره چند میلیون ایرانی به فکر مظلومیت وطن افتاده‌اند و از آن‌چه بر سرش می‌آید ناراضی‌اند. گویی غرور و افتخار را طلب می‌کنند.
  نمادهای غرور ملی و فرهنگ ایرانی را باید از دست تخریب‌ها دور داشت. اگر این‌ها بناهای معماری هستند، باید حفظ کرد. اگر دانش و ادبیات است، باید آموخت و گسترش داد. و باید به یاد داشت که سرمایه غرور و فرهنگ یک ملت اگر به شیوه درست استفاده شود، هر قدر بیشتر استفاده شود، زاینده‌تر و اثربخش‌تر می‌شود. برعکس کالاها که وقتی مصرف می‌کنید کم می‌شوند، نمادهای غرور یک ملت، مثل شاهنامه فردوسی یا سینمای پرافتخار ایران را هر قدر بیشتر بخوانید و ببینید، اثرش بیشتر می‌شود. باید به گذشته با احترام و عقلانیت نگریست و استفاده کرد. باید به غرور گذشته، هر قدر هم با سلیقه ما سازگار نباشد، با احترام نگاه کرد.

      در دوره سازندگی و آقای خاتمی سازمانی بود به نام سازمان ملی جوانان که متولی امور جوانان بود. این سازمان در دولت اخیر تعطیل و با وزارت ورزش ادغام شد. آیا برای برجسته کردن مسائل جوانان، نباید جوان‌ها سازمان و نهادی اختصاصی خودشان داشته باشند؟ 

من با سازمان درست کردن مخالف نیستم، اما سازمان‌ها را راه‌حل نمی‌دانم. ببینید اصلی‌ترین مشکلات ما در زمینه جوانان، بی‌کاری، بالا رفتن سن ازدواج و مسئله اعتیاد است. ریشه همه این‌ها هم عمدتا وضع اقتصادی نامناسب و بی‌کاری ناشی از آن است. البته همین وضع نامناسب، فضای ناامیدی ایجاد می‌کند و وضعیت را به لحاظ روانی، آزاردهنده‌تر می‌کند و مسائل بعدی به‌وجود می‌آورد. اما مگر سازمان جوانان می‌توانست نقش مهمی در ایجاد رشد اقتصادی و رفع بی‌کاری داشته باشد؟ سازمان جوانان مگر نقشی در گسترش بیمه‌های درمانی و پوشش بهداشتی جوانان داشت؟ ببینید این‌گونه سازمان‌ها نقش اجرایی نداشته‌اند و بیشتر سازمان‌های تحقیقاتی، مشورتی بوده‌اند. 

سازمان جوانان بیش از هر چیز پژوهش‌هایی درباره وضعیت جوانان انجام می‌داده است. اصلا یکی از عللی که باعث شده وزارت ورزش و جوانان بیشتر روی ورزش متمرکز شود و بروز بخش جوانان آن کمتر باشد، همین است که بخش ورزش بیشتر اجرایی است، ولی بخش جوانان عمدتا تحقیقاتی و مشورتی است و بروز خبری چندانی ندارد. مسئله جوانان ما با سازمان‌های بیشتر حل نمی‌شود. البته باید تاکید کنیم که وزارت ورزش و جوانان تحقیقات مؤثرتری انجام دهد و به سیاست‌گذاری در عرصه جوانان کمک بیشتری کند. اما یادمان باشد که جوانان هم بر بستر همین جامعه زندگی می‌کنند و سرنوشت آن‌ها به سرنوشت بقیه گروه‌ها گره خورده است. بهبود کلی وضع جامعه، وضع جوانان را هم بهبود می‌دهد.

      یکی از عواملی که در این سال‌ها باعث رکود فرهنگ و هنر و دلسردی و گریز بسیاری از اهل فرهنگ و هنرمندان شده است، بحث ممیزی و سانسور شدید است. شما چه راه و برنامه‌ای برای بازگرداندن فضای خلاقیت و نشاط به عرصه هنر و فرهنگ دارید؟

 اولین برنامه اعتماد کردن به اهالی فرهنگ و هنر و باز گذاردن دست آن‌هاست. همین که سیاست ممیزی ما حداقلی باشد، خط قرمزها را دائم سخت‌گیرانه نکنیم، و نشان دهیم سانسور هدف نیست، فضا بهتر می‌شود. مگر در دوران اصلاحات چه کردند؟ به ممیزهای وزارت ارشاد گفته شد که سخت‌گیرانه برخورد نکنند. آدم‌ها در لیست سیاه نبودند. بیان افکار و حق اعتراض کردن، جزء حقوق اساسی افراد شمرده می‌شد. من باور دارم که اهل فرهنگ و هنر دلسوز کشورشان هستند، قصد تخریب ندارند و اگر آزاد باشند و دولت به عوض دخالت در کار آن‌ها، امنیتشان را تامین کند، خودشان مصالح جامعه را هم لحاظ می‌کنند. بالاخص این‌که ما تجربه سال‌های اصلاحات را داریم و جامعه برای استفاده از آزادی بسیار پخته‌تر و باتجربه‌تر شده است.

      آقای روحانی شما چقدر ماهواره نگاه می‌کنید؟ کدام کانال‌ها را؟ نیامده‌اند دیش و رسیور شما را جمع کنند؟ لطفا بگویید چرا جوان‌ها با تلویزیون جمهوری اسلامی قهرند؟ چه باید کرد؟

 مقامات سیاسی و بالاخص آن‌ها که در حوزه تصمیم‌گیری‌های استراتژیک هستند، به ماهواره‌ها دسترسی دارند. حتی آن‌ها که کمتر فرصت می‌کنند شبکه‌های ماهواره‌ای را تماشا کنند، در گزارش‌های نهادهای مسئول از محتوای برنامه‌های این شبکه‌ها مطلع می‌شوند. من به این شبکه‌ها دسترسی دارم و به دلیل سمت من در مرکز تحقیقات استراتژیک، ضروری است به آن‌ها دسترسی داشته باشم. کسی هم تاکنون نیامده است دیش و رسیور ما را جمع کند، و طبق قانون مجوزهایی برای افراد از سوی مقامات مسئول صادر می‌شود. اما من به‌طور کلی مخالفت با شیوه‌های خشن برخورد با استفاده‌کنندگان از ماهواره را اعلام کرده‌ام و معتقدم در عصر انقلاب دیجیتال، نمی‌توان در قرنطینه زندگی و حکومت کرد.
  بخش زیادی از جوانان ما با صدا و سیما قهر کرده‌اند، چون صداقت، اخلاق و عدالت را آن‌چنان که شایسته است در آن ندیده‌اند. هر رسانه‌ای باید به نیاز مردم پاسخ دهد، و یکی از مهم‌ترین نیازهای مردم، نیاز به خبر و اطلاعات شفاف درباره مهم‌ترین موضوعات است. وقتی سهم اخبار خارجی بیشتر از اخبار داخلی است، وقتی تولد یک خرس پاندا در فلان باغ وحش چین پوشش داده می‌شود اما از اعتراض کارگران به شش ماه پرداخت نشدن حقوقشان خبری در تلویزیون ما گفته نمی‌شود، وقتی تمام اسطوره‌های فرهنگ و هنر که اندکی صدای منتقد دارند در تلویزیون ما سهمی ندارند، و وقتی چهره‌های سیاسی بزرگ مثل آقایان هاشمی و خاتمی، و گروه‌های سیاسی منتقد از تلویزیون حذف می‌شوند، بدیهی است که مردم و نه فقط جوانان با تلویزیون قهر می‌کنند. راه‌حل، تضمین آزادی بیان است. اگر روزی تلویزیون ما پوشش خبری‌اش بیشتر از پوشش خبری شبکه‌های خارجی نظیر بی‌بی‌سی شد، مردم با تلویزیون آشتی می‌کنند.

      چقدر اهل تماشای فوتبال هستید؟ رنگ تیم محبوب شما چیست؟ آبی، قرمز یا رنگ دیگر؟

 بازی‌های تیم ملی و بردهای مهم آن‌ها مرا خوشحال می‌کند. اتفاقا یکی دو هفته پیش مصاحبه‌ای درباره ورزش داشتم و گفتم که به ورزش نگاه استراتژیک دارم و آن را حتی برای امنیت و انسجام جامعه مهم می‌دانم. ولی باور کنید سمت مدیریت داشتن در شورای عالی امنیت ملی، یا ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بودن، وقت چندانی برای فوتبال دیدن باقی نمی‌گذارد. اما با همان نگاه استراتژیک برایم مهم است که به جام جهانی برویم و به همین دلیل از برد ایران برابر قطر بسیار خوشحال شدم. 

آبی و قرمز نیستم، اما در عرصه فوتبال بیش از همه از برنامه «نود» خوشم می‌آید. قدرت تاثیرگذار آزادی بیان و قدرت نقد کردن را می‌شود در آن برنامه دید. اتفاقا به سؤال شما درباره قهر کردن با صدا و سیما هم ارتباط دارد. آیا شنیده‌اید که مردم با برنامه «نود» قهر کرده باشند؟ وقتی برنامه «نود» پخش می‌شود، کسی برنامه ماهواره‌ای نگاه می‌کند؟ الگوی برنامه «نود» می‌تواند برای کل جامعه ما درس‌آموز باشد. مسئله این است که برنامه «نود» داشتن، و ایجاد شخصیت‌هایی مثل عادل فردوسی‌پور به نفع خیلی‌ها نیست. فرض کنید یک برنامه «نود» اقتصادی داشته باشیم، آن وقت خیلی‌ها باید پست‌های خود را رها کنند و این به نفعشان نیست.

      سیدمحمد خاتمی و آیت‌الله هاشمی را چطور شخصیت‌هایی می‌دانید؟

 من افتخار همکاری با هر دو نفر را داشته‌ام. شخصیت‌های بزرگوار، اهل تدبیر و عقلانیت، دلسوخته منافع ملی و اخلاق‌مدار هستند. در ضمن، هرگز از مسیر اعتدال و توجه به منافع مردم خارج نشده‌اند. من اگر رئیس دولت شوم، از سرمایه هر دو بزرگوار استفاده خواهم کرد و به تشویق ایشان نیز وارد صحنه شدم.

      ترانه‌های شجریان را چقدر شنیده‌اید؟ کدام را بیشتر دوست دارید؟

 تعداد ایرانیانی که صدای شجریان را نشنیده باشند زیاد نیست و شاید اصلا کسی نباشد که صدای او را نشنیده باشد. حداقل همه ایرانیان صدای ربنای او را بارها بر سفره افطار شنیده‌اند. من نیز به نوای موسیقی او گوش داده‌ام. هم شکوه و گلایه او در «بیداد» را شنیده‌ام، هم به «دستان» او گوش داده‌ام، هم شعر سعدی را در «نوا» و مرکب‌خوانی او شنیده‌ام، و هم به هشدار او که «تفنگت را زمین بگذار» باور دارم. او هنرمند بزرگی است و عصاره دو قرن موسیقی ماست، با هنرمندان بزرگی کار کرده و آثار ماندگاری خلق کرده است. باید به او و خدماتش احترام گذاشت. هر چند برخی از سلایق سیاسی او خوششان نیاید.

      موسیقی پاپ هم گوش می‌کنید؟ چقدر با ذائقه‌تان سازگار است؟ 

من موسیقی پاپ گوش نمی‌کنم، هر چند همه موسیقی پاپ را یکپارچه نمی‌بینم. کیفیت، سطح هنری و خیلی مشخصات دیگر در بین انواع موسیقی پاپ متفاوت است. اگرچه شنونده فعال موسیقی پاپ نبوده و نیستم، ولی در رادیو، تلویزیون و به مناسبت‌های مختلف موسیقی پاپ شنیده‌ام و معتقدم باید برای شنوندگان و تولیدکنندگان این موسیقی احترامی به اندازه بقیه قائل بود. اساسا قضاوت درباره موسیقی را باید به جامعه هنری و شنوندگان آن واگذار کرد. دولت‌ها فقط وظیفه دارند برای ارتقای تولید موسیقی به صورت کمی و کیفی زمینه فراهم کنند، و مطابق عرف و قانون و با تساهل و مدارای زیاد بر آن نظارت کنند.

      آقای روحانی اگر به یک سفر چند روزه بروید، چه چیزهایی در چمدانتان می‌گذارید؟ کدام کتاب؟ کدام موسیقی یا چه چیز مهم دیگر؟

 بیشتر اوقات با خودم کتاب می‌برم. البته معمولا در سفر برنامه زندگی آن‌چنان که می‌خواهید پیش نمی‌رود و اصلا بخشی از لذت سفر در همین پیش‌بینی‌ناپذیری آن است. خیلی مواقع هم گزارش‌های کاری مرکز تحقیقات استراتژیک، یا مجمع تشخیص مصلحت نظام را باید همراه ببرم و مطالعه کنم. این‌که چه کتابی همراهم می‌برم به این بستگی دارد که روی چه موضوعی کار می‌کنم.

      رابطه‌تان با موبایل چگونه است؟ اهل اس‌ام‌اس هم هستید؟ چقدر از طنزها و شوخی‌های پیامکی خبر دارید یا برای شما از آن‌ها می‌گویند؟

 تلفن همراه دارم، ولی اهل زیاد صحبت کردن نیستم. روحیه آدم‌هایی که در دستگاه‌های سیاست خارجی، دیپلماتیک، یا امنیت داخلی کار می‌کنند، این‌گونه است. در این مشاغل باید مواظب سخنان خود باشید. هر کلمه معنای خاصی دارد و می‌تواند هزینه‌ها و منافعی برای کشور داشته باشد. به تدریج عادت می‌کنید که زیاد حرف نزنید.
  در جلسات همیشه کسانی هستند که از پیامک‌های بامزه سخن بگویند و این‌گونه مطالب را به دیگران هم منتقل کنند. بالاخره مدیران و سیاستمداران هم از شوخی‌ها و لذت‌های شهروندان برخوردارند. در این ایام تبلیغات انتخاباتی از پیامک‌هایی که برای همه کاندیداها ساخته می‌شود و من را هم در بر می‌گیرد بی‌بهره نمانده‌ام. جالب‌اند، واقعا ذوق مردم در این عرصه بی‌نظیر است. دوستان می‌گفتند هنوز مناظره اول به پایان نرسیده بود که سیل لطیفه‌ها درباره آن آغاز شد و برخی انصافا هنرمندانه بودند. البته خوب است یادآور شوم که از نظر من این‌ها نوعی اعتراض کردن کاملا مسالمت‌آمیز و مدنی هستند و بخشی از ظرفیت‌های ارتباطی جامعه جدید است. برخی وقت‌ها هم از آن سوءاستفاده می‌کنند، ولی در کل مثبت است

      اوقات فراغتتان چه موسیقی‌ای گوش می‌کنید و چه کتابی می‌خوانید؟ آخرین باری كه یك فیلم سینمایی را كامل تماشا كردید چه زمانی بود؟ كدام فیلم؟ فیلم محبوب شما كدام فیلم است؟ کتاب محبوب شما كدام كتاب است؟

 اوقات فراغت بنده بیشتر به مطالعه و تحقیق می‌گذرد و کمتر وقت می‌کنم به موارد دیگری بپردازم. تقریبا به‌طور مشخص بیش از 10 ساعت از شبانه‌روز از وقت بنده به مطالعه و تحقیق می‌گذرد. در مورد فیلم محبوب بنده نیز نمی‌توانم نام فیلم خاصی را ببرم، اما اگر وقتی پیدا کنم، سعی می‌کنم که فیلم‌های ایرانی خودمان را تماشا کنم. آخرین را که تماشا کردم، فیلم «من مادر هستم» آقای جیرانی بود که با حضور خودشان و جمعی از عوامل فیلمشان در دفترم به تماشا نشستیم. در مورد موسیقی هم، عمدتا موسیقی سنتی ایران را گوش می‌کنم.

      آقای دكتر، در پاسخ بسیاری از این پرسش‌ها، شما پاسخ‌های خیلی خوبی دادید. برای این‌که این‌ها تعبیر به وعده نشود مثل آن‌هایی که آمدند و گفتند موی جوان‌ها مسئله ما نیست ولی بعد بگیر و ببند و تفکیک جنسیتی و گشت ارشاد را راه انداختند و گفتند پول نفت را سر سفره مردم می‌آوریم و گرانی و تورم 50 درصدی را به گردن مردم گذاشتند. برای جوان‌ها چه تضمینی وجود دارد که این گفته های خوب و خوشایند توسط شما عملی شود؟ 

تضمین ما چند چیز است:
  1- به منافع ملت ایران پای‌بند بودم که پرونده هسته‌ای به شورای امنیت نرود و سایه جنگ و تحریم روی کشور نیفتد، و تا زمانی که مسئولیت داشتم این کار را انجام دادم. بدون هیاهو هم این کار را انجام دادیم.
  2- مردم باید سیاست‌مداران را نقد کنند و با استفاده از حقوق خود در مطبوعات، انجمن‌های سیاسی و حرفه‌ای به آن‌ها فشار وارد کنند که در راستای خواسته‌های مردم حرکت کنند. ما به مردم این آزادی‌ها را خواهیم داد تا بتوانند خواسته‌های خود را بیان کنند. در دوران آقای خاتمی هم این کار را از طریق دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی انجام می‌دادیم. آن‌جا هم که موفق نشدیم آزادی‌ها را تضمین کنیم، کارشکنی کسانی بود که جوانان خودشان می‌دانند.
  3- یک تضمین هم خود جوانان هستند که نباید ناامید شوند و با تمام قوا و از همه روش‌های مسالمت‌آمیز و قانونی حق خودشان را طلب کنند.
  4- من برنامه‌ای برای اداره کشور دارم که به شکل خلاصه آن تدوین و منتشر شده است. همین برنامه را از ستادها بگیرند و اگر من رئیس جمهور ایشان شدم، آن را به طرق مختلف یادآوری کنند و از بدنه اجرایی کشور تحقق آن‌ها را طلب کنند.

      در مورد این واژه‌ها یک جمله بگویید: اصغر فرهادی، علی کریمی، سهراب سپهری، امیرکبیر، علی حاتمی/ تخت جمشید، دماوند، مشهد، دریاچه ارومیه، خلیج فارس، حافظ، فردوسی. اصغر فرهادی: سینماگر جامعه‌شناس، که نامش در تاریخ مشاهیر ایران می‌ماند.

علی کریمی: طغیان تکنیک که رفتارهای اخلاقی‌اش هم به یادگار می‌ماند.

سهراب سپهری: او قطاری می‌دید که سیاست می‌برد و چه خالی می‌رفت.
  امیرکبیر: اسطوره سیاست‌ورزی در چهارچوب منافع و دنبال کردن اقتدار ملی است.

علی حاتمی: دیالوگ‌های فیلم «حاجی واشنگتن‌» او بازنمایی برهه‌هایی از سیاست داخلی و خارجی ماست.

تخت جمشید: ذخیره‌ای ماندگار برای افتخار کردن و فرصتی برای توسعه توریسم و رساندن پیام عظمت ما به دنیاست.

دماوند: این غول سفید پای در بند، نشان آن است که در پس هر فراز و فرودی، می‌توانیم به قله‌های بلند نظر داشته باشیم.
  مشهد: جایگاه تجلی کردن عمق احساس مذهبی و روحیات معنوی ایرانیان است. دریاچه ارومیه: نگین آبی آذربایجان که با بی‌تدبیری، از فرصت به تهدید تبدیل شده و باید نجاتش داد.
  خلیج فارس: یکی از بزرگ‌ترین فرصت‌های استراتژیک ایران، و شناسنامه حضور تاریخی ما در جهان است.
  حافظ: عارف است، اما این شعر که «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا» می‌تواند سرلوحه سیاست‌ورزی باشد.
  فردوسی: هویت ایرانی را زنده نگه داشت.
    در مورد این شخصیت‌ها یك كلمه بگویید كه احساستان را نسبت به آنها بیان كند:

امام خمینی: میراث او یعنی جمهوریت و اسلامیت را باید به یک اندازه پاس داشت.

آیت‌الله طالقانی: کاش همگان به اندازه او اهل تساهل و مدارا بودند.
  مهندس بازرگان: مسلمان متخصص که همواره در مسیر اعتدال بود.

شهید چمران: کسی که معتقد بود تقوی مهم‌تر از تخصص است، اما آن کس که تخصص نداشته باشد و کاری را بپذیرد، بی‌تقواست.

شهید مطهری: کاش امروز بود تا از آزادی اندیشه منتقد و مخالف دفاع می‌کرد.

شهید همت: سرمایه‌ای برای ملت ایران که متعلق به هیچ جناحی نیست.

دكتر شریعتی: او از امام حسین(ع) آموخته بود که آزادگی مقدمه دین‌داری است.

دكتر بهشتی: روحانی دوراندیشی که دین، سیاست و جهان مدرن را خوب می‌شناخت



موضوعات مرتبط: دلایل حجاب ، حداقل ها در پوشش چیست ، اخبار حجاب
برچسب‌ها: حجاب , عفاف , دکتر حسن روحانی

تاريخ : جمعه چهاردهم تیر 1392 | 23:38 | نویسنده : الهه شمسی |

غیر از هسته‌ی بسیار کوچکی در درون حکومت که اجرای قهرآمیز شریعت را به ابزاری برای کسب قدرت و ثروت تبدیل کرده و هسته‌ی بسیار کوچکی از روحانیت که بقا و قدرت نهادهای دینی را در زیر پا له کردن فردیت و کرامت آدمی می‌بیند، حجاب اجباری برای اقشار مختلف جامعه‌ی امروز ایران به یک پدیده‌ی غیر اخلاقی، غیر عملی و غیر عقلانی تبدیل شده است. حتی سایت‌های شبه‌دولتی سنت‌گرا مثل الف در مطالبی عملی بودن و اخلاقی بودن حجاب اجباری را مورد پرسش قرار داده‌اند. سخن آنها از منظر درون‌دینی آن است که حجاب اجباری مرز میان با حجاب مومن و غیر مومن را بر هم ریخته است (موضوعی که نویسندگان سکولار سه یا دو دهه‌ی قبل متذکر شده بودند).

کافی است به درون خانواده‌های ایرانی پا بگذارید: باورمند به حجاب و غیر باورمند به آن، با حجاب و بی‌حجاب، نمازخوان و بی‌دین، شراب‌خوار و شرکت‌کننده در نماز جمعه در کنار هم بر سر یک سفره می‌نشینند و دیگر از خصومت‌های سال‌های اولیه‌ی دهه‌ی شصت در خانواده‌ها خبری نیست. یک دختر یا بانو ممکن است آرایش کند و دختر یا بانوی دیگری آرایش نداشته باشد، یکی ممکن است تاپ بپوشد و دیگری مقنعه‌اش را سفت ببندد تا تار مویش دیده نشود، یکی به برنامه‌های ماهواره نگاه می‌کند و دیگری به تلویزیون دولتی، یکی آهنگ‌های معین و گوگوش و ویگن را گوش می‌کند و دیگری نوحه و روضه‌خوانی و برخی هر دو. همه با صلح در چارچوب خانواده زندگی می‌کنند و در گردهمایی‌های خانوادگی شرکت دارند.

شاید حدود سه دهه باشد که دیگر نشنیده‌ایم اعضای فامیل بر سر باورها و سبک زندگی خود به جان هم افتاده باشند. حتی بسیجی‌ که در خیابان به توهین به “بدحجاب‌ها” اقدام می‌کند یا قاضی و دادستانی که علیه زن محجبه حکمی را صادر یا اجرا می‌کند اگر زن برادر یا خاله‌ی همسرش در خانه کاملا بی‌حجاب باشد، زبان در کام می‌کشد و واقعیت آنها را قبول می‌کند. آنها به تدریج یاد گرفته‌اند که محدوده‌ی “شغل” و روابط خانوادگی را از هم تفکیک کنند. آنها ممکن است در مجالسی که مشروب نوشیده می‌شود حضور پیدا نکنند اما فهمیده‌اند که همه‌ی انسان‌های متفاوت با خود را نمی‌توان حذف کرد. هم‌چنین با غلبه پیدا کردن فرهنگ غیر رسمی بر فرهنگ رسمی نمی‌خواهند با تحریم فضاهایی که مطابق میل‌شان نیست خود را منزوی کنند.

بنابراین مسأله‌ی اختیاری بودن حجاب در سطح روابط درونی خانواده‌های بزرگ‌تر حل شده است. اما در دو سطح، حجاب اجباری اعمال می‌شود: توسط پدر/برادر بر دختر/خواهر و توسط شوهر بر همسر در خانواده‌های هسته‌ای مذهبی و سنتی، و توسط حکومت بر همه‌ی شهروندان. البته در دهه‌های شصت که مذهبی بودن در برخی اقشار احترام داشت برخی زنان بی‌اعتقاد به حجاب، برای احترام گذاردن به افراد مکتبی در چاوی چشمان آنها حجاب می‌داشتند اما در یک دهه‌ی اخیر این پدیده در حال زوال بوده است.

چه می‌توان کرد تا این دو نوع حجاب اجباری را از میان برداشت؟

استقلال اقتصادی زنان

اعمال حجاب اجباری توسط پدر/برادر و شوهر بر دختر/خواهر و همسر به دو عامل باز می‌گردد: ۱) وابستگی اقتصادی دختر/خواهر یا همسر (تنها ۱۵ درصد زنان ایرانی در بیرون از خانه شغل دارند) و ۲) عدم برابری زن و مرد در برابر قانون. این که مرد یا پدر خانواده احساس می‌کند که حق دارد دختر یا خواهر یا همسرش را به پوشیدن لباس خاصی وادار کند یا با آمدن “نامحرم” به اتاقی دیگر بفرستد ناشی از احساس وابستگی او به خود و احساس اطمینان از بودن قانون در سمت او در شرایط نافرمانی است. بنابراین برای حذف حجاب اجباری در خانواده‌ی هسته‌ای باید زنان به قدرت مالی مساوی، اشتغال مساوی و برابری در برابر قانون دست یابند. شوهر یا پدر نباید احساس کند که اگر در یک تنازع کار به دستگاه‌های اعمال قانون انجامید تبعیضی علیه زنان وجود دارد و قاضی و دادستان و مامور پلیس به نفع او رای می‌دهند.

زنان و دخترانی که از حجاب اجباری اعمال‌شده توسط اعضای خانواده‌ی خود ناراضی هستند هر چه زودتر باید استقلال مالی پیدا کنند.

رفع تبعیض

حتی اگر دولت مابعد جمهوری اسلامی حجاب اجباری را رسما لغو کند قوانین موجود که یک شبه تغییر نمی‌کنند، علیه زنان تبعیضاتی را اعمال می‌کنند که راه را برای تحمیل خواست‌های مردان (از جمله پوشاندن زنان با گونی یا محبوس کردن آنها در خانه به دلیل حسادت و غیرت) باز می‌گذارد. مردانی که از سر عدم احساس امنیت در خانواده حقوق زنان را نقض می‌کنند با لغو حجاب اجباری توسط دولت عقب نخواهند نشست.

حجاب اجباری در جامعه‌ای شکل گرفته که مردان از قدرتی فراتر از زنان برخوردار بوده‌اند و برداشته شدن این امر مستلزم لغو همه‌ی تبعیض‌های قانونی (در حیطه‌های طلاق، حضانت، ازدواج،  و واقعی (مثل عدم پرداخت مساوی برای شغل یکسان) علیه زنان است. غیر از برداشته شدن این تبعیض‌ها در یک دوره باید تبعیض مثبت به نفع زنان اعمال شود (مثل اختصاص دادن نیمی از صندلی‌های پارلمان یا نیمی از کرسی‌های قضاوت به زنان در شرایطی که زنی واجد شرایط برای پر کردن آنها وجود داشته باشد).

اختلاط جنسیتی

آنچه هم‌زیستی بی‌حجاب و باحجاب و نزدیکانشان در چارچوب خانواده را امکان‌پذیر کرد، برداشته شدن ساختار اندرونی-بیرونی در معماری انضمامی و ساختار ذهنی اعضای خانواده بود. به همین دلیل است که حکومت برای بسط حجاب به دنبال بازگردادن سنت ماقبل قرن بیستمی اندرونی-بیرونی به درون خانه‌های ایرانی بوده است.

اما بیرون از خانواده، مهم‌ترین سیاست حکومت برای اعمال حجاب اجباری جدایی جنسیتی بوده است. جدایی جنسیتی زن و مرد را در برابر هم “غیر عادی” می‌سازد (با غلبه دادن تصور محرم و نامحرم: این که به آدم‌ها باید از دریچه‌ی تنگ محرم و نامحرم نگاه کرد) و تن انسان‌ها را به تابو تبدیل می‌کند. بنابراین برای حذف حجاب اجباری در عرصه‌ی عمومی مهم‌ترین گام، برداشتن تمام دیوارها و پرده‌ها میان زنان و مردان است. مدارس و دانشگاه‌ها و ادارات و دیگر مراکز تفریحی و کاری باید مختلط باشند و غیر از دستشویی، مکان دیگری در فضاهای عمومی نباید تک‌جنسیتی باشد.

مردان را باید از فضاهای اختصاصی‌شان (دفاتر مقامات سیاسی یا قضات) محروم کرد و زنان باید حضوری مساوی با مردان در همه‌ی عرصه‌ها داشته باشند. اگر چنین شرایطی به وجود بیاید آن گاه زن و مرد در برابر هم، موجوداتی عادی جلوه خواهند کرد که می‌توانند افکار و اجزای بدن‌شان را (تا هر حدی که بخواهند) به نمایش بگذارند. وقتی مردان و زنان بتوانند جنس مقابل را در لطیفه‌ها یا غیبت‌های (غیر جنسی/غیر نژادی/غیر قومی) خود شریک سازند آنگاه فاصله‌ها از میان آنها برداشته می‌شود و بیش از جنسیت، انسانیت یکدیگر را تجربه خواهند کرد.

ر فع حجاب از فضاهای محجبه

جدایی جنسیتی معطوف بوده است به محجبه کردن بخشی از فضاهای عمومی. فضای عمومی‌ که تا ده‌ها متر دیوار دارد و از بیرون نمی‌توان آن را مشاهده کرد (مدارس و استخرهای زنانه) در واقع فضایی محجبه است. بخشی از ساحل دریا که با پارچه یا هر چیز دیگر جداسازی شده در واقعی ساحلی محجبه است. بنابراین برای رفع حجاب اجباری باید نخست فضاهای عمومی را از محجبه بودن نجات داد. اکنون بخشی از پارک‌ها، استادیوم‌ها، اتوبوس‌ها و واگن‌های مترو و دانشگاه‌ها، همه‌ی مدارس دخترانه، بخشی از سواحل دریا و حتی رستوران‌ها محجبه‌اند.

کاری که در پی سرنگونی جمهوری اسلامی انجام خواهد شد برداشتن حجاب از سر این فضاها است اما سرنگونی جمهوری اسلامی تبعیض‌های قانونی، قدرت مالی فراتر مردان و مشکل اشتغال بسیار اندک زنان را فی نفسه حل نخواهد کرد. به همین دلیل مبارزه برای برابری جنسیتی ربطی به وجود یا عدم وجود جمهوری اسلامی ندارد گرچه سقوط نظام زن‌ستیز جمهوری اسلامی بسیاری از موانع را از پیش پای زنان و مردان برابری‌خواه برخواهد داشت.

تا زمان سرنگونی تبعیض و تمامیت‌خواهی، افراد برای مقابله با فضاهای محجبه می‌توانند حتی‌المقدور از رفتن به آنها خودداری کنند. مخالفان تبعیض علیه زنان باید ورود به دانشگاه مختلط به دانشگاه تک جنسیتی را ترجیح دهند، سواحل جداسازی شده را به طور کلی تحریم کنند، حتی‌المقدور از سوار شدن به وسایل نقلیه‌ی عمومی محجبه خودداری کنند (در این زمینه البته حکومت محدودیت‌هایش را بر طبقات فقیر بیشتر تحمیل می‌کند چون آنها مجبورند از وسایط نقلیه‌ی عمومی استفاده کنند)، یا استخرهای جداسازی شده را مگر در شرایط درمانی تحریم کنند.

انکار حجاب اختیاری باورمندان در شرایط اعمال حجاب اجباری توسط حکومت

روسری، مقنعه، برقع، مانتو، روبنده یا چادر چه توصیه شده از سوی اعضای خانواده و جه دولت در این موقعیت‌ها نماد اعمال زور است چون دختر یا زن بر اساس انتخاب خود چنین لباسی را بر نگزیده است. تنها در یک جامعه‌ی آزاد با شرایط مساوی برای زنان و مردان است که می‌توان اختیاری بودن این نوع لباس‌ها را باور کرد. بدون این شرایط زنان و دخترانی که حجاب دارند نمی‌توانند اختیاری بودن آن را به دیگران بفروشند. اتفاقا برای آن‌که ما اختیاری بودن حجاب آنها را باور کنیم باید با حجاب اجباری مخالفت کنند. شرایط و فضای اجتماعی را باید بدان سو برد که باورمندان خود از حجاب اجباری شرمنده شوند چون شرایطی سخره‌آمیز و تحقیرکننده برای انتخاب آنها فراهم می‌آورد.

تحریم اِعمال‌کنندگان حجاب اجباری

از سوی دیگر تا زمان سرنگونی جمهوری اسلامی زنانی که با تبعیضات جمهوری اسلامی مخالف‌اند باید همه‌ی نهادهای دینی را تحریم کنند تا روحانیت فقدان آنها را کاملا احساس کند. و روحانیت شیعه مثل روحانیت همه‌ی ادیان، مخاطب و گوش مجانی می‌خواهد و اگر احساس کند با اعمال زور آنها را از دست می‌دهد تجدیدنظر خواهد کرد.

 


موضوعات مرتبط: دلایل حجاب ، حداقل ها در پوشش چیست ، مقالات و مطالب پیرامون حجاب ، اخبار حجاب
برچسب‌ها: حجاب اجباری , حجاب اختیاری , اجبار حجاب

تاريخ : چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 | 10:42 | نویسنده : الهه شمسی |

پیش از تعطیلات نوروز اخباری مبنی بر تفکیک جنسیتی مجریان تلویزیون براساس میهمانان آنها مطرح شده بود بدین صورت که مجریان مرد با میهمانان مرد و مجریان زن با میهمانان زن گفتگو کنند. هرچند این امر به صورت رسمی ابلاغ نشد اما در بعضی برنامه‌های تلویزیون مانند سین مثل سریال چنین کاری اتفاق افتاد.


مدیرکل روابط عمومی صدا و سیما معتقد است که هرچند این کار مطلوب است اما منعی برای آنکه مجری مرد با میهمان زن صحبت کند و یا مجری زن با میهمان مرد صحبت کند در صدا و سیما وجود ندارد.


تقی سهرابی(مدیرکل روابط عمومی صدا و سیما) در گفتگو با خبرنگار ایلنا، با اعلام این مطلب افزود: سازمان صدا و سیما در چند سال اخیر با یک برنامه‌ریزی منظم توانسته است مجریان و کارشناسان خوبی را در دو گروه زنان و مردان آموزش و جذب کند و این مجریان امروزه در حوزه‌های مختلف تخصصی آموزش دیده‌اند.


وی ادامه داد: مطلوب این است زمانی که میهمان یا کارشناس برنامه‌ای زن است؛ مجری و یا فردی که با وی گفتگو می‌کند نیز زن باشد و یا زمانی که میهمان و کارشناس مرد است؛ مجری برنامه نیز مرد باشد زیرا این امر هم برای مخاطبان جذاب‌تر است و راضی هستند و هم بسیاری از میهمانان و کارشناسان از این تصمیم استقبال کرده‌اند.


سهرابی افزود: بسیاری از میهمانان یا کارشناسان زن تقاضا داشته‌اند که در صورت امکان فردی که با آنها صحبت می‌کند؛ زن باشد و همین امر برای مردان نیز اتفاق افتاده است و زمانی که میهمان و مجری هر دو زن یا مرد هستند، ارتباط راحت و بهتری برقرار می‌شود و گفتگوها بهتر صورت می‌گیرد.


مدیرکل روابط عمومی صدا و سیما تاکید کرد: اما اینکه گفته شود بخشنامه‌ای در این زمینه صادر شده و یا منعی برای گفتگوی مجریان مرد با میهمانان و یا کارشناسان زن و همچنین مجریان زن با کارشناسان و یا میهمانان مردم وجود داشته باشد، در كار نیست.

منبع: ایلنا


موضوعات مرتبط: حداقل ها در پوشش چیست ، اخبار حجاب
برچسب‌ها: صدا و سيما , تفكيك جنسيتي , روابط عمومي سازمان , تقي سهرابي , دختر

تاريخ : جمعه شانزدهم فروردین 1392 | 0:54 | نویسنده : الهه شمسی |

تفکیک جنسیتی مجریان و میهمانان سیما اجرایی شد

سی.ای.ان: تفکیک جنسیتی بازیگران و مجریان تلویزیونی در برنامه‌های زنده تلویزیونی، سرانجام به طور رسمی از برنامه «سین مثل سریال» شروع شد.

تفکیک جنسیتی ، صدا و سیما ، مجری ، سریال

به گزارش سی.آی.ان  تذکرات درباره نوع برخورد مجریان و مهمانان زن و مرد در برنامه‌های زنده تلویزیونی، موجب شد تا از آخرین ماه‌های سال 91، شایعه «ابلاغ قانون تفکیک جنسیتی در برنامه‌های تلویزیونی» قوت بگیرد و سپس طرح این قانون رسانه‌ای شد. در ادامه، در برخی برنامه‌ها ردپایی از این تفکیک دیده شد تا برنامه «سین مثل سریال» نوروز 92 که به عینه می‌توان تفکیک مجریان و بازیگران زن و مرد را دید چنانکه مجری مرد با مهمان مرد این برنامه صحبت می‌کند و مجری زن با مهمان زن. 

 

در این که قواعد تلویزیون می‌تواند در کشور ما بومی باشد، شکی نیست اما آیا کسی هست که نسبت به شخصیت و باورهای اخلاقی و عرفی مجریان و هنرمندان فعال در عرصه‌های مختلف هنری و رسانه‌ای شک داشته باشد؟ آیا هیچ مجری مردی تاکنون در سیما حرمت یک مهمان زن را زیر سئوال برده؟ آیا اصولا «حفظ حرمت‌ها» با «رعایت مساله محرم و نامحرم میان مجریان و میهمانان» در کارهای نمایشی برابر است؟ و آیا این دست تفکیک‌ها که بیشتر به بدعت می‌ماند (آن هم بعد از سالها که از پیروزی انقلاب اسلامی زمان می‌گذرد) از منطق جامعه‌شناسانه و روانشناسانه درستی بهره می‌گیرند؟ 

 

البته به نظر می‌رسد این طرح در مرحله آزمایشی خود باشد اما به واقع باید گفت اگر قرار باشد اینگونه تصمیم‌گیری در سایر کارهای نمایشی نیز در نظر گرفته شود، دیگر نمی‌توان به باورپذیری سریال‌ها و سایر برنامه‌هایی که قرار است برشی از جامعه باشند، امیدوار بود.

 


موضوعات مرتبط: حداقل ها در پوشش چیست ، اخبار حجاب
برچسب‌ها: صدا و سيما , طالبانيسم , تفكيك جنسيتي

تاريخ : پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 | 12:23 | نویسنده : الهه شمسی |

   eslam-islam.blogspot.com

عورت بودن صداي زن براي مرد: در حرمت شنواندن زن صداي خود را به نامحرم و بلند سخن گفتن در جايي كه نامحرم وجود دارد و حرمت شنيدن مرد نامحرم صداي زن را ميان فقيهان اختلاف است. برخي با استناد به عورت بودن صداي زن، دو نتيجه گرفته‌اند: اولاً، او را از بلند كردن صداي خود و شنواندن به ديگران در مجالسي كه نامحرم وجود دارد، منع كرده‌اند و از اين‌رو، اذان زن را براي نماز جماعتي كه مردان حضور دارند، مجزي ندانسته و جهر به حمد و سوره را در نمازهاي جهريه بر زن واجب ندانسته، بلكه حرام و مفسد عبادت دانسته‌اند.52 ثانيا، شنيدن صداي زن نامحرم را براي مردان به طور مطلق، اعم از اينكه به قصد تلذذ باشد يا نباشد و اعم از اينكه مفسده‌اي بر او مترتّب بشود يا نه، حرام كرده‌اند.53 اما اكثر قريب به اتفاق فقيهان با اين ديدگاه موافق نبوده و آن را سخني بي‌دليل و مخالف سيره قطعي متصل به زمان معصوم و رفتار معصومان در سخن گفتن با زنان نامحرم دانسته54 و حرمت شنيدن صداي زن را منحصر به صورتي دانسته‌اند كه با قصد لذت همراه باشد و يا بر آن مفسده‌اي مترتّب شود.


موضوعات مرتبط: دلایل حجاب ، حداقل ها در پوشش چیست
برچسب‌ها: صداي زن , نامحرم , حجاب , دختر

تاريخ : پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 | 7:11 | نویسنده : الهه شمسی |
دوره اول انتشار "کتاب سفید" - بانک اطلاعات پزشکی - بود، تیزری زیبا از پرواز حواصیل با آهنگسازی استاد مجید انتظامی تهیه کردیم، بلندای پرواز حواصیل را صدای گروه کُر از دوردست همراهی می کرد، به زحمت می شد تشخیص داد که صدای کُر از جمعیت زنان است، صداوسیما از پخش تیزر کتاب سفید به دلیل کُرزنان ممانعت بعمل آورد. استاد بجای هماوایی زیبای انسانی، نغمه دلنشین ویولن را جایگزین کردند، همان شب ضیافت افطار میهمان مرحوم آیت الله مروی(معاونت اول قوه قضائیه) بودیم، بعضی از دوستان روحانی ایشان هم حضور داشتند، بعد از افطار ضمن نقد این رفتار صداوسیما، چون محفل را طلبگی دیدم، سؤالی شرعی طرح کردم که پاسخی نداشتند و اینک آن سؤال بی پاسخ را به میهمانان سایت تقدیم می کنم. عرض کردم: « در عالم آیا ازدواجی بین معصومین جزء علی (ع) و فاطمه (س) وجود دارد؟ آنهم به دست خاتم الانبیاء (ص)، مراسم دامادی علی (ع) برادر و وصی رسول خدا، امیرالمؤمنین و ابوالائمه (علیه السلام) است و عروس سیده زنان دو عالم یگانه معصومه دنیاست، عاقد خاتم الانبیاء و سید المرسلین (صلوات الله وسلامه علیه) معصوم نخست و اسوه حسنه است و قول و فعل و تقریر او حجت است. از خانه پیامبر (ص) تا حی قبا که خانه زوج آسمانی ماست 9 کیلومتر راه است، عروس را بر ناقه می­نشانند ریسمان شتر دردست سلمان فارسی است وگرد ناقه را زنان پیامبر(ص) - که به تعبیر کلام الله امهات مؤمنین هستند - گرفته اند، در کتب روایی و تاریخی نگاشته اند، که گرداگرد ناقه عروس، زنان پیامبر شعر می­خواندند، آنهم اشعار شاد عروسی نه نوحه و عزا! و ذکر کرده اند که عایشه می خواند: "فاطمه خیر بنات بشر و وجهها یشبه وجه القمر" (فاطمه بهترین دختران بشراست و روی او چون روی ماه زیباست) این ترانه و آوازها برای جشن عروسی فاطمه است و با صدای ام المؤمنین خوانده می شود، صدای زنده زنان پیامبر است که فضای کوچه های مدینه النبی را پر از سرور و شادی می کند و ام ابیها(س) به خانه شوی می­رود. حال چگونه است که امروز صدای زن را حرام می دانید ، کدام فقیه و مرجع شیعی صدای زن را فی نفسه عورت می داند و استماع آنرا حرام می شمارد، از متحجرین و وا پس مانده هاکه بگذریم، همان کسانی که تکلیف می کردند زن هنگام سخن گفتند یک انگشت خود را در دهان فرو برد تا صدای او عوض شود و اجازه نمی دادند که زن به برادر همسرش نیز سلام کند، او را در پستوی خانه می کردند و می گفتند مسجد زن پستوی خانه است و اجازه حضور در مسجد نیز به او نمی دادند ( اکنون نیز در اکثر مساجد حجاز محلی برای نماز بانوان وجود ندارد)، کسانی که زن را " بز " می خواندند و اگر احترام می کردند او را " منزل " می نامیدند، نهایت تکریم زن عنوان " والده آقا مصطفی" یا " والده بچه ها " بود، که اشاره به فقد ارزش ذاتی داشت و او فقط موجودی بود که برای آنها بچه می زایید و مادر بچه ها بود، 


موضوعات مرتبط: دلایل حجاب ، حداقل ها در پوشش چیست ، آیات و احادیث در مورد حجاب
برچسب‌ها: دكتر خزعلي , صداي زن , حكم صداي زن , خواننده زن

تاريخ : جمعه نهم فروردین 1392 | 1:50 | نویسنده : الهه شمسی |

چادر ملی، چادر دانشجویی، چادر امارتی، چادر جلابیب، چادر دانشجویی، چادر ساده، چادر شال‌دار، چادر عبایی، چادر لبنانی، چادر کمری و ...

اینها نامهاییست که این روزها برای چادر دختران و زنان ایران زمین به کار میرود. در این مطلب سعی داریم تا به همراه توضیحات و عکس چادر های جدید تنوع را در نوع پوشش اسلامی بانوان سرزمینمان گسترش دهیم و برای "انتخاب آزادانه" ایران و ایرانیان احترام قائل شویم .

این چادر ها هر چند به مدل های مختلف و طرح های گوناگون ساخته شده اند، اما تمامی آنها بر یک اصل واحد تاکید دارند و آن پوشیدگی به همراه زیبایی و آراستگی بانوان ایرانیست.

امیدوارم با نظراتتان یاریگرمان باشید، برای مشاهده شرح و تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

به امید ایرانی آباد و جامعه ای سالم ، شاد و اسلامی

(مدیر وب دختران با حجاب)

 چادر ملی, چادر دانشجویی, چادر امارتی, چادر جلابیب, چادر ساده, چادر شال‌دار, چادر عبایی, چادر لبنانی, چادر کمری, مدل چادر, چادر جدید, چادر 2013, الگوی چادر, دختر چادر, زن چادر

بقیه در ادامه مطلب...

 


موضوعات مرتبط: دلایل حجاب ، حداقل ها در پوشش چیست ، عکس ها و طرح های گرافیکی حجاب
برچسب‌ها: چادر ملی , چادر دانشجویی , چادر امارتی , چادر جلابیب , چادر ساده , چادر شال‌دار , چادر عبایی , چادر لبنانی , چادر کمری , مدل چادر , چادر جدید , چادر 2013 , الگوی چادر , دختر چادر , زن چادر

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه سوم بهمن 1391 | 10:50 | نویسنده : الهه شمسی |
"حجاب گوهر زن است" این جمله ای است که برای امروز و دیروز نیست.از قرن ها پیش حتی قبل از اسلام، حجاب و عفاف در فرهنگ ایرانی حضور پررنگ داشته است و نجابت و پوشیدگی زنان ایرانی زبانزد همگان بوده است.

بعد از ورود اسلام به ایران، این امر در ایران اسلامی تجلی بیشتری یافت و در لایه های زندگی مردم ردپای آن به وضوح بیشتر و بیشتر دیده شد.

اما با پیشرفت فن آوری های ارتباطی، حجاب دستمایه خوبی برای جنگ فرهنگی غرب با ایران محسوب شد.

غرب و صهیونیسم حجاب را که در فرهنگ اصیل ایرانی – اسلامی اهمیت ویژه دارد هدف آماج حملاتخود قرار دادند و با انواع و اقسام شیوه های ضد فرهنگی سعی در رواج بی حجابی بخصوص در نسل جوان کشور دارند.

برای همین زنان جامعه اسلامی ایران امروز باید به گونه‌ای رفتار کنند که الگوی زنان سایر کشورهای جهان قرار گیرند و باید در راه انتقال مفهوم حجاب به دختران جوان نهایت تلاش خود را به کار بندند تا این ترفند غرب را نیز خنثی سازند و پشت سر بگذارند.

اما هر سال تابستان و فصل گرما که می آید، حضور بدحجابان در جامعه بیشتر نمود پیدا می کند.انگار گرمای هوا بهانه ای می شد برای پوشش نامناسب برخی دختران و پسران جوان.پوششی که شایسته فرزندان ایران اسلامی نیست.

در این میان اکثریت سیاسیون مقصر اصلی وضعیت فرهنگ حجاب در کشور را دولت نهم و دهم می دانند چرا که با تصویب شدن قانون حجاب و عفاف در سال 84 ، هنوز وضعیت آنطور که مورد انتظار بود بهبود نیافته است.

این در حالی است که دولتی ها مدعی هستند، فرهنگ حجاب را به خوبی در جامعه گسترش داده اند و قانون حجاب و عفاف را نیز کامل اجرایی کرده اند.

در هر حال مقصر هر کسی باشد ، تفاوتی نمی کند چرا که باید همه ارگان ها و نهاد ها در کشور دست به دست هم بدهند تا کشور، این معضل بزرگ فرهنگی و اجتماعی را پشت سر گذارد

در این میان نظر مراجع نیز بسیار جالب توجه است و می تواند راهگشای جوانان باشد.

سوال از مراجع اما این بود: 1- آیا حجاب از ضروریات دین است؟ حکم کسانی که به آن بی‌اعتنایی می‌کنند، چیست؟

آیت الله خامنه‌ای: اصل حجاب، ضروری دین محسوب است و بی‌اعتنایی به اصل حجاب و عدم رعایت آن معصیت و گناه است.

آیت الله صافی گلپایگانی: اصل وجوب حجاب فی الجمله از ضروریات اسلام است و منکر آن مرتد است ولی بی‌اعتنایی به آن با عدم انکار وجوب آن، فسق است.

آیت الله تبریزی: اصل حجاب برای زنان از ضروریات دین است و حکم کسانی که به آن بی‌اعتنایی نمایند حکم بی‌اعتنایی به سایر تکالیف دینی است.

آیت الله سیستانی: اصل حجاب از مسلّمات شریعت است و در قرآن آمده است ولی کسانی که توجه به وضوح آن ندارند، انکار آن‌ها مستلزم انکار نبوت نیست و بی‌اعتنایی، عملی گناه است.

آیت الله مکارم شیرازی: آری حجاب از ضروریات دین است ولی انکار آن برای کسانی که از ضروری بودن آن آگاهی ندارند، موجب ارتداد نمی‌شود.

آیت الله بهجت (ره): بی‌اعتنایی به حجاب گناه است و داشتن حجاب واجب است.

2- امروز حرکت خزنده‌ای بر علیه چادر که یک حجاب ملی و سنتی است آغاز شده است، خواهشمندیم نظر مبارک را در این مورد مرقوم فرمایید.

آیت الله فاضل لنکرانی (ره): سزاوار است خانم‌ها از چادر استفاده کنند چون چادر در کشور اسلامی ایران از مظاهر و شعائر اسلام می‌باشد و با حفظ این شعار سعی کنند بانوان محترم حرکت مورد سئوال را خنثی کنند.

آیت الله صافی گلپایگانی: چادر بهترین پوشش برای خانم‌ها است، چون تمامی مفاتن بدن را می‌پوشاند. خانمهای مسلمان باید آداب و سنن اسلامی را در لباس پوشیدن مراعات کنند و از تجدد گرایی مضر پرهیز کنند.

آیت الله بهجت (ره): چادر حجاب پسندیده است.

آیت الله سیستانی: چادر حجاب بهتر است و سزاوار نیست زنهای مؤمن بدون چادر خارج شوند.

آیت الله مکارم شیرازی: حجاب یکی از قوانین مسلّم اسلام است و اساس آن، پوشاندن بدن و مو‌ها غیر از صورت و دست‌ها تا مچ است ولی بی‌شک، چادر حجاب بر‌تر است.

آیت الله تبریزی: پوشیدن بدن بر زن واجب و بهترین نوع پوشش واجب،‌‌ همان چادر مشکی است که زنهای مؤمنه خود را با آن می‌پوشانند.

بقیه در ادامه مطلب ...



موضوعات مرتبط: حداقل ها در پوشش چیست ، گفتار بزرگان جهان در مورد حجاب
برچسب‌ها: فروشگاه چادر زنانه , فروش چادر , انواع چادر , چادر اماراتی براق , چادر جده , چادر ملی , چادر ایرانی , چادر لبنانی , چادر دانشجویی , چادر شالدار , چادر شال بلند , چادر شال کوتاه , چادر کمری , چادر قجری

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و چهارم تیر 1391 | 16:53 | نویسنده : الهه شمسی |

پوشش برای انسانها مسئله فطری است و هر انسانی که معیارهای انسانیت خود را از دست نداده باشد عریان بودن را دوست ندارد زیرا حیا مانع می شود از اینکه جز درموارد خاص که شرع مقدس اسلام به آن اجازه داده در انظار دیگران خود را برهنه کند .
  این موضوع به اندازه ای بدیهی است که حتی فرهنگ منحط و صهیونیستی غرب با ده ها سال کار فرهنگی غیر اخلاقی و سکس محور خود باز هم نتوانسته است زنان غربی را به برهنگی کامل بکشاند و خود آنها تا حدودی در برابر این ناهنجاری مقاومت کرده اند .
هر چند درغرب زنان ودختران پوشش مناسبی ندارند ولی حجاب زنان راهبه در کلیساها مورد احترام بوده و ملاک درستی مسئله حجاب درغرب تلقی می گردد دراین باره باید گفت درجامعه ای که معیارهای اخلاقی و انسانی و آموزه های دینی و ملی آن دستخوش تغییر و تحول شده و سکولارهای غرب باور مفسر و مبین آموزه های دینی و اخلاقی شوند از جمله اتفاقهایی که مردان و زنان آن جامعه را درگیر خواهد کرد موضوع برهنگی فرهنگی و بعد از چند سال بوجود آمدن فرهنگ برهنگی درآن جامعه خواهد بود یعنی سکولارها، ابتداء جامعه را با تئوریهای سکس محور ضد اخلاقی خود از هنجارها و آموزه های دینی برهنه و تهی ساخته و آنگاه فرهنگ برهنگی را جایگزین آن می کنند و درجامعه ما هم در سالهایی نه چندان دور همین اتفاق افتاد و تعدادی سکولارهای غرب گرا با شعار آزادی و جامعه مدنی چنان به حریم حجاب و عفاف تاختند و چنان مسئله حجاب را مورد سرزنش و تحقیر و توهین قرار دادند که عده ای باور کردند حجاب و عفاف مسئله ای زائد و متعصبانه است و مع الاسف تعدادی هم با این هوسرانان غرب گرا که فرهنگ سراسر ابتذال غرب پشتیبانشان بود همراه شدند و به جرأت می توان گفت وضعیت امروز جامعه نتیجه کوتاهی وزارتخانه های متولی امور فرهنگی و تا حدودی مردم بوده است لیکن الان که دیر نشده و می توان با تدبیری شایسته زنان جامعه را به صلاح و فلاح رهنمون شد.

بقیه در ادامه مطلب ...


موضوعات مرتبط: حداقل ها در پوشش چیست

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه هفتم تیر 1389 | 9:30 | نویسنده : الهه شمسی |

من خیلی دوست دارم حجابمو رعایت کنم، اما وقتی حجابم رو رعایت می کنم و میرم بیرون کسایی رو می بینم که حجابشون رو خوب رعایت نمی کنن  و وسوسه میشم که من هم مثل اونها باشم؛ حالا نمیدونم چیکار باید کنم؟

اتفاقا زیبایی گناه نکردن و ثواب گناه نکردن همینه که انسان گاهی وسوسه اون کار بشه، در وجودش یک ولوله ای ایجاد بشه و در مقابلش بایسته. والا مثلا بنده که اینقدر خوابیدم که دیگه از زور پر خوابی بیدار شدم بعدشم بگم خوب الحمدالله که دیگه ما هم سحرخیز شدیم. این سحرخیزی که فایده نداره. از ساعت 6 بعد ازظهر خوابیدی 4 صبح بیدار شدی. دیگه زورم بزنی خوابت نمی بره. اونجایی که انسان با یه سختی رختخواب گرم رو کنار می زنه و چشاش همینجوری داره قیلی ویلی میره و آبی به چشمش میزنه و میگه خدایا بخاطر تو بلند شدم. اون خیلی مزه داره. والا اونقدر خوابیدم که خوابم نمیاد، اونقدر خوردم که دیگه غذا خوردنم نمیاد، اونقدر عیاشی کردم که دیگه حالا نگاه به هر زنی بکنم برام جاذبه نداره؛ اون که هنری نیست و این که شما خانم محترم، این وسوسه رو میشی و دیگران گاهی بالاتر از وسوسه یه نگاه متلک آلودی، یک نگاه تحقیرآمیزی، یک نگاهی از سر اینکه شما چقدر املی به شما می اندازن و شمایی که این حقیقت رو دریافتی که این زیباتره، اینجوری پاک تر و پاکدامن تره، بدونید پیش خدا اجر و مقام بلندی دارید. ضمن اینکه محیط هم نباید خیلی روی ما تاثیر بگذاره، یعنی که وقتایی باور داریم کارایی خوبه ولی اینقدر بیرون رو میبینیم و توجهمون درگیر اطراف میشه که خود بخود این تلقین ایجاد میشه که نکنه ما داریم راه رو اشتباه میریم، نکنه اونا درست می گن! بعضی جاها دیدید بهار زودرس میشه و توی باغ یک درخت بادام شکوفه داده، همه می رن ازش عکس میگیرن. شما اون یک درخت بادامی باشید که شکوفه دادید کاری هم نداشته باشید بقیه درخت ها شاخ و برگشون خشکه !


موضوعات مرتبط: حداقل ها در پوشش چیست

تاريخ : جمعه بیست و یکم خرداد 1389 | 2:38 | نویسنده : الهه شمسی |

چادرجلابيب اولين اثر ابتکاري ثبت شده طراحي لباس با 14 قابليت و خصوصيت ويژه در ايران توليد شد.

به گزارش خبرنگار زنان باشگاه خبري فارس «‌توانا»،‌ اين پوشش اسلامي که با توجه به مشاغل مختلف بانوان در 30 طرح توليد شده است، قابليت حجابي متناسب و راحت به فراخور نيازمندي‌هاي بانوان در راستاي شغل آنان را فراهم مي‌کند.
چادر جلابيب يک دوره آموزشي 4 ساله براي کيفيت سنجي و تناسب با خواسته‌هاي بانوان طي کرده است و کاملاً توانسته رضايت زنان محجبه را براي داشتن پوششي مناسب را جلب کند.
اين چادر از لحاظ طرح‌بندي تفاوت‌هاي متعددي با انواع ديگر چادرها دارد و داراري 14 خصوصيت ويژه است که آن را از ساير چادرها متفاوت مي‌کند.

پوشش کامل بدون استفاده از مقنعه و ساق دست، قابليت استفاده از کيف در زير چادر، قابليت تنظيم اندازه صورت و دست‌ها براي استفاده در هنگام کار از جمله ويژگي‌هاي اين چادر است.


موضوعات مرتبط: حداقل ها در پوشش چیست ، اخبار حجاب

تاريخ : چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389 | 15:16 | نویسنده : الهه شمسی |

این روزها که هنوز بحث پوشش در جامعه داغ است ,چادر مشکی همچنان از سوی محافل رسمی بعنوان بهترین حجاب برای خانمها مطرح می شود خصوصآ اینکه طرح جدیدتری از ان بعنوان چادر ملی که ازادی عمل بیشتری را برای استفاده کننده از ان فراهم می نمایددر دسترس هست که به نظر می رسد مورد اقبال بیشتری دربین خانم هایی که از این پوشش استفاده می کنند قرار گرفته است.می گویند نوعی پوشش چادر مانند در دوران هخامنشیان در بین زنان ایرانی مرسوم بوده است این پوشش بصورت پارچه ای با حاشیه دوزی , اویزان از پشت تاج خانم های هخامنشی بوده است البته نه به بلندی چادرهای امروزی ! اما بهتر است بدانیم که چادر بعنوان حجاب بیشتر از زمان صفویان رواج یافت همچنانکه در همین دوران مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی انتخاب و ائین های عزاداری نیز در همین دوران مرسوم گشت.البته چادری که در ان زمان مورد استفاده بوده است بیشتر به رنگ سفید, بنفش و ابی بوده و چادر مشکی بیشتر در ایام محرم مورد استفاده بوده است.جالب است بدانید که پس انتشار کتابی بنام "ازاده خانم" اثر  پیر لوتی  که داستان ارتباط یک سیاح اروپایی با خانمی مسلمان را در امپراطوری عثمانی روایت می کرده و بدنبال ان در حدود سال ۱۲۹۸ (ه.ق) نارضایتی سلطان وقت عثمانی , سلطان عبدالحمید خان از این موضوع , بدستور او از ان به بعد خانمها چادرهای رنگی را در استانبول کنار گذاشتند ومجبور به استفاده از چادر مشکی و پیچه برای پوشاندن صورت خویش گردیدند و این تحول پوششی به تدریج به سایر بلاد اسلامی از جمله تبریز سرایت و از انجا به دیگر شهرهای ایران راه یافت.این راهم باید اضافه کرد با توجه به تنوع قومی در ایران و اینکه هرکدام از این قوم ها پوشش خاص خود را دارند چادر مشکی بیشتر در شهرها رواج یافت. بد نیست به این نکته هم اشاره کنیم که در خوزستان هم که چادر پوشش قومی انان محسوب می شود شکل وشمایلش در ان دوران با انچه که در شهرهای مرکزی تر رواج داشت متفاوت بوده است.   

تاریخچه چادر مشکی + چادر ملی + چادر دانشجویی + دختران با حجاب                

اوج گیری انقلاب اسلامی در ایران نقطه عطفی برای چادر مشکی بود چرا که زنانی که تا ان زمان از چادرهای رنگی استفاده می کردند در ان هنگام انرا کنار گذاشتند, چادر مشکی بر سر کرده و در راهپیمایی ها شرکت کردند .نقل است از یک عکاس خارجی در ان دوران که:" زنان ایرانی با چادر مشکی مانند دریایی بودند که رژیم شاه را بلعیدند! " از اینجا به بعد چادر مشکی بیشتر از انکه یک پوشش باشد به نحو بارزتری نشانه ایدئولوژی و خط فکری به خود گرقت.در این میان بدنیست یک پرانتز باز کنم و درمورد مطلبی که در وبلاگ سه خواهر در مورد نحوه نگاه و رفتار عده ای از مردم به کسانی که از این پوشش استفاده می کنند, بگویم احتمالآ یکی از دلایل در مورد نگاه و رفتار بد جامعه نسبت به زنان محجبه همین  ایدئولوژیکی شدن این پوشش بوده است.

بقیه در ادامه مطلب ...

 


موضوعات مرتبط: دلایل حجاب ، حداقل ها در پوشش چیست

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ششم آبان 1388 | 15:42 | نویسنده : الهه شمسی |

هر كسي بايد تابع قوانين كشوري باشد كه در آنجا زندگي مي كند و حتي به آداب و رسوم و فرهنگ آن منطقه احترام بگذارد. حجاب نيز در كشور ما يكي از وظايف قانوني و شرعي است كه مي بايست انجام گيرد موضوعي كه كه نه تنها ريشه در دين و مذهب ما دارد بلكه ريشه در آئين و سنت و فرهنگ ايراني دارد.

1- حجاب در اسلام :

آيه حجاب كه در سوره نساء آمده است توصیه های لازم به زنان را در خصوص رعايت حجاب نموده است و دلیل آن را جلوگیری از هوس در دل منافقین بیان می کند.

در احکام اسلامی زنان بايد تمام سر و بدن خود را به جز صورت و دستها تا مچ كه زينت و آرايش نشده باشند با لباسى كه توجه نامحرم را جلب نكند، بپوشانند و پوشیدن صورت واجب نيست.در مورد نوع پوشش زنان نيز اسلام معياري مشخص نكرده كه اين پوشش پالتو, مانتو, چادر و يا مقنعه باشد، فقط به هر طريق ممكن می بایست بدن زن پوشيده و حتي‌‏المقدور هم برجستگي‌‏هاي بدن او آشكار نباشد.

2- فرهنگ ايراني :

(يافته هاي پژوهشي نشان مي دهد كه زنان ايران زمين از زمان مادها (كه نخستين ساكنان اين ديار بوده اند) حجاب كاملي شامل پيراهن بلندچين دار و شلوار تا مچ پا و چادر و شنلي بلند روي لباس ها، داشته اند.

اين حجاب در دوران سلسله هاي مختلف پارس ها نيز معمول بوده است. در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ايراني از حجابي كامل برخوردار بوده اند.

برابر متون تاريخي، در همه آن زمان ها پوشاندن موي سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رايج بوده است و زنان با آزادي در محيط بيرون خانه رفت و آمد مي كردند و هم پاي مردان به كار مي پرداختند. و اين امور با حجاب كامل و پرهيز شديد از اختلاط هاي فساد برانگيز همراه بوده است.

در زمان ساسانيان كه پس از نبوت زرتشت است افزون بر چادر، پوشش صورت نيز در ميان زنان اشراف معمول شد. كتاب زن - دكتر شريعتي

 

در تائيد بند سوم بخشي از بيانات مقام معظم رهبري را در دیدار با پرستاران (20/7/73)بخوانید:

« زنان ما چادر را انتخاب كرده اند. البته ما هيچ وقت نگفتيم كه حتماً چادر باشد و غيرچادر نباشد. گفتيم كه چادر بهتر از حجاب هاي ديگر است.

زنان ما مي خواهند حجاب خودشان را حفظ كنند. چادر را هم دوست دارند و چادر «لباس ملي» ماست. چادر بيش از آنكه يك حجاب اسلامي باشد، يك حجاب ايراني است! مال مردم ما و لباس ملي ماست.

و در پاسخ به يكي از سئوالات دوستان (آقاي آرمين) بايد بگويم

عدم رعایت حجاب آثاری دارد که می تواند جامعه را دچار مشکل سازد و به يك معضلي تبديل شود كه حد و مرزی نداشته باشد. متاسفانه امروزه معدود زناني از اكثريت زنان جامعه نه تنها قانون را زير پا ميگذارند بلكه نسبت به انجام وظيفه ديني و همچنين وظيفه ملي خود كوتاهي مي كنند و به نوعي مي توان گفت به سوي بي هويتي پيش مي روند و بعضاً پوششي را انتخاب مي كنند كه در كشورهاي غربي هم به ندرت ديده ميشود.

اين زنان زمينه ناامني را در جامعه فراهم مي كنند و عمل آنان موجب رشد بی بند و باری – شرارات و اشاعه فساد در جامعه و آزار و اذیت کسانی می شود که مانند آنها رفتار نمی کنند.

و اينجاست كه پليس بر طبق تبصره ماده 683 قانون مجازات اسلامي وظيفه دارد با اين ناهنجاري و معضل برخورد كند البته برخوردي ارشادي و تاثيرگذار و بدور از خشونت همراه با حفظ كرامت انساني


موضوعات مرتبط: دلایل حجاب ، حداقل ها در پوشش چیست

تاريخ : دوشنبه چهارم آبان 1388 | 15:59 | نویسنده : الهه شمسی |

قرآن زیباترین و ادب آمیزترین كتابى ست كه بر بشر ظهور كرده است .در این كتاب زیبا با لطافت و الفاظى زیبا و ادبى بسوى زنان خطاب نازل شده است.خطابهایى كه بسوى زنان نازل شده خاصیتهاى زیبایى را داراست كه برایتان بیان خواهم كرد :
۱- انسانیت زن را آشكار ساخته است و به این موجود بصورت یك جنس مورد طمع مردان ننگریسته و بر همین اساس خطاب بگونه ای آمده تا به مردان آموخته شود که سخن با زن بایستی بسیار دقیق و محترم باشد و اهانت آمیز و نیش دار نباشد.
علت اینکه در صفت پوشش زنان سخن از موارد شهوت انگیزی ( نام اندام زن ) نیامده ، اینست که الله تعالی خالق این موجود زیباست و اینست که خود به خلقش احترام دارد و اینست که نخواسته به زن بگوید که من تو را با اینگونه آفرینش ، کمتر و پایینتر از مردان قرار دادم تا تو همیشه رنج بکشی و از خودت شرمت آید و نتوانی از خود دفاع کنی!؟
الله تعالی به این خلق خودش نشان داده كه من تو را می شناسم زیرا خلقت کردم و اینست که می دانم تو سخن مرا می فهمی پس لازم نیست حرفهایی را برایت بگویم تا دیگران که تو را نمی شناسند قدر تو را اشتباه بفهمند.
و اینست که الله تعالی به خلق خود اینگونه خطاب آورده است:

یا ایها النبی قل لازواجك وبناتك ونساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلك ادنى ان یعرفن فلا یؤذین وكان الله غفورا رحیما
اى پیامبر، به همسران خود و دختران خود و همسران مؤمنان بگو که لباس هاى خود را بلند کنند تا تمام بدنشان را در بر بگیرد و بپوشاند زیرا این كمترین حدیست كه بوسیله اش (بعنوان زنان پرهیزگار) شناخته خواهند شد و مورد اهانت قرار نخواهند گرفت. خداست عفو کننده، مهربان ترین.

بقیه در ادامه مطلب ....

 


موضوعات مرتبط: حداقل ها در پوشش چیست ، آیات و احادیث در مورد حجاب

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه هفتم مهر 1388 | 20:45 | نویسنده : الهه شمسی |
ایرنا: هفته نامه آمريکايي تايم در مقاله اي کوشيده به اين پرسش پاسخ دهد که چطور مي توانيد يک زن مسلمان باشيد و تناسب اندامتان را حفظ کنيد.
 
نويسنده اين گزارش با ذکر خاطراتش از حضور در ايران نوشته است:" زنان مسلمان هم مي‌توانند در عين حفظ حجاب به انجام انواع ورزش‌ها بپردازند و تناسب اندام خود را حفظ کنند."
 

وي افزود:"اولين باري که براي پياده‌روي سريع در تهران از خانه بيرون رفتم روسري سر کرده بودم و کفش‌هاي نايک پوشيده بودم.من از دوستان ايراني‌ام پرسيدم: "اينجا چطور بايد تناسب وزنم را حفظ کنم؟" آنها پيشنهاد‌هاي مختلفي به من دادند از جمله باشگاه‌هايي که فقط مخصوص زنان بود.اين درحالي است که در فرانسه اين مشکل وجود دارد که نمي دانند چطور مهاجران مسلمان را با قوانين سکولار اين کشور تطبيق بدهند.پس زن مسلمان بايد چه کار کند؟ مکاتب اعتقادي زيادي وجود دارند که اين مشکل را مورد توجه قرار داده‌اند. "
 
بقیه در ادامه مطلب .....

موضوعات مرتبط: حداقل ها در پوشش چیست ، اخبار حجاب

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 | 19:32 | نویسنده : الهه شمسی |

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از مهر،  زینب مهدی غانم از محققان و پژوهشگران عراقی طی مقاله ای با عنوان فلسفه حجاب در اسلام و ادیان دیگر آورده است: به حجاب در همه مذاهب اسلامی و غیراسلامی اهمیت داده شده است، اما امروز بسیاری از زنان را می بینیم که با وجودی که مذهب آنها اجازه برداشتن حجاب را نداده است اما آنها بی حجاب ظاهر می شوند و این مسئله متأسفانه در کشورهای اسلامی نیز وجود دارد.

سابقه حجاب و حداقل پوشش + دختران با حجاب

وی افزود: باید اعتراف کرد که مسئله حجاب امری ضروری برای پیروان همه مذاهب اسلامی و ادیان دیگر است و هر یک از مذاهب اسلامی و ادیان غیر اسلامی حجاب را مورد توجه قرار داده اند. به طوری که بارها در آیات قرآن کریم به این مسئله اشاره شده است. در سوره احزاب آیات 53 و 59 به این موضوع به وضوح اشاره کرده است.

زینب مهدی غانم با تأکید بر اینکه حجاب به معنای پوشش است و زن باید تمامی بدن به جز کف دستها و چهره اش را بپوشاند یادآور شد: هم اهل تسنن و هم اهل تشیع به این مسئله اهمیت می دهند و روایات بسیاری از ائمه و اولیای خداوند در این زمینه نقل شده و حضرت فاطمه(س) به عنوان زن نمونه و الگوی مسلمانان که رسالت پدرش رسول اکرم(ص) را به عهده داشت اسوه زنان مسلمان به شمار می رود.

این محقق با تأکید بر اینکه حجاب در ادیان دیگر چون یهود و مسیحیت نیز وجود داشته است و قرآن کریم به حجاب در این دو دین نیز اشاره کرده است. حجاب را دارای شرایطی خواند و تصریح کرد: همه مسلمانان این شرایط را پذیرفته و به آن آگاهند. اینکه حجاب همه بدن را به جز کف دستها و صورت بپوشاند.

وی با اشاره به اینکه حجاب از مفاسد اخلاقی و انحرافی در جامعه جلوگیری می کند و منجر به حفظ زن و کرامت انسانی او می شود افزود: حجاب در میان زنان از دیرباز وجود داشته است. در دین یهودیت مسئله حجاب با سختگیریهای بسیاری همراه بود. اما از آنجا که دین اسلام دین کامل و معتدلی است به حجاب در چارچوب دوری از افراط و تفریط اهمیت داده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، با توجه به فطری بودن حجاب ادیان متناسب با فطرت و بر حسب شرایط خاص زمانی حفظ حجاب و پوشش را برای زنان در نظر گرفته اند. شواهد و قوانین در کتب مختلف همه بیانگر این مطلب است که در طول تاریخ حیات بشر در نقاط مختلف جهان به نوع پوشش زن به طور کامل دقت می شد. لباسهای ملی هر کشور نیز نشانگر این مسئله است که حجاب به ملتی خاص اختصاص ندارد بلکه هر ملتی به فراخور شرایط خود از این امر بهره می برند.


موضوعات مرتبط: حداقل ها در پوشش چیست ، حجاب در ادیان و جوامع دیگر

تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 | 22:9 | نویسنده : سارا |

پس از گذشت بیش از شش سال از ورود چادرهای مشكی به نام «چادر ملی»، به نظر می‌رسد تقریبا این مدل چادر در میان مخاطبان خاص آن تثبیت شده است.

توفیق نسبی طرح «چادر ملی»  + دختران با حجاب


به گزارش خبرنگار «تابناك»، پس از طرح ایرادات چندین ساله درباره چادر مشكی زنان ایرانی كه از آن با نام «حجاب برتر» یاد می‌شود، سرانجام حدود شش سال پیش به تدریج نوع خاصی از چادر طراحی و به نام «چادر ملی» یا «چادر دانشجویی»، وارد بازار پوشاك كشور شد.
پیشتر عده‌ای بر این باور بودند كه چادر مشكی به رغم دارا بودن حد بالای پوشش، از آنجا كه نیاز به كنترل با دست دارد، دست و پاگیر است و تحرك خانم‌های استفاده‌كننده از آن را كم می‌كند، حال آن كه چادرهای ملی كه شبیه آن توسط شیعیان عراق و لبنان و حتی هموطنان جنوب كشور استفاده می‌شد، دارای آستین بلند است و تا اندازه‌ای استفاده از آن برای بانوان، به ویژه خانم‌هایی كه تحرك زیاد دارند، ‌از كیف استفاده می‌كنند و یا كودكان خردسال را در آغوش خود می‌گیرند، ساده‌تر است.
سابقه استفاده زنان ایرانی از پوشش چادر، به پیش از اسلام بازمی‌گردد. بنا بر برخی مطالعات، چادر مشكی دارای آستین در عهد قاجار هم به همراه روبنده سفید برای رو گرفتن استفاده می‌شد و چادر مشكی كنونی گویا پس از كشف حجاب رضاخانی و برخورد او با زنان چادری، مورد استفاده قرار گرفت تا امكان برداشتن سریع آن در تهاجم مأموران رضاخان امكان‌پذیر باشد و پس از آن هم ماندگار شد.
با وجود آن‌كه پوشش چادر ملی در آغاز ورود، چندان مورد استقبال قرار نگرفت و استفاده‌كنندگان از آن، در برخی موارد انگشت‌نما می‌شدند، اما به تدریج جای خود را به ویژه در قشر جوانان دانشجو و زنان شاغل باز كرد.
این گزارش می‌افزاید: بنا بر برخی بررسی‌ها، این نوع چادر چندان منجر به چادری شدن خانم‌هایی كه از مانتو و مقعنه استفاده می‌كردند، نشده، اما در صورتی كه هدف ارایه آن، ادامه استفاده برخی زنان چادری از چادر بوده، می‌توان گفت كه موفق بوده است.
چادر ملی با تلفیق چادر عربی با مدهای امروز جهانی به وجود آمده و البته خود دارای تنوع در الگو و شكل است، اما مهم‌ترین مزیت آن، آزاد گذاشتن دست خانم‌هاست. با این حال در برخی انواع این چادر كه بالاتنه تنگ دارند، فلسفه استفاده از چادر كه پوشاندن اندام زنان است، نادیده گرفته شده، امری كه مانتوهای گشاد آن را تأمین می‌كند.
با وجود این می‌توان گفت به دلایل متفاوت، این سبك از چادر، اقبال نسبی زنان جوان روبه‌رو شده و این در حالی است كه طرح موسوم به مد لباس ملی زنان كه از مدتی پیش مطرح شد، چندان دارای توفیق نبوده است.
به نظر می‌رسد مهمترین عامل توفیق طرح‌های فرهنگی، اجتماعی، به ویژه طرح‌هایی كه با فرهنگ و آیین ایرانیان از جمله پوشش زنان و مردان مرتبط است، در نظر گرفتن دغدغه‌های فرهنگی و سنخیت با آداب آنان و لحاظ كردن حساسیت‌هاست.


موضوعات مرتبط: حداقل ها در پوشش چیست ، اخبار حجاب

تاريخ : یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 | 2:50 | نویسنده : الهه شمسی |

دانش آموزان مسلمان هامبورگي با تکيه بر ارزشهاي اخلاقي دين اسلام از شرکت در کلاسهاي ورزشي مختلط خودداري مي کنند .

شمار دختران دانش آموز ، که به دليل تقيد به مباني اسلام از حضور در کلاسهاي مختلط ورزشي در هامبورگ خودداري مي کنند ، هر سال رو به افزايش است . اين امر موجب بروز بحثهايي در سطوح بالاي آموزشي در اين ايالت آلمان شده است .
به گفته ي نماينده ي امور آموزش هامبورگ در مجلس ايالتي ، در سال جاري تحصيلي شمار دختران مسلماني ، که به دلايل اعتقادي حاضر به شرکت در کلاسهاي مختلط ورزشي مانند شنا نشده اند ، به 154 تن رسيده است . اين در حالي است که اين ميزان در سال پيش تنها 74 نفر اعلام شده بود .
در همين حال نوع برخورد با دانش آموزاني ، که به دلايل مذهبي حاضر به شرکت در کلاسهاي مختلط نيستند ، به بحث مهم مسئولان آموزشي در هامبورگ تبديل شده است . به اعتقاد برخي کارشناسان ، خواسته ي دختران مسلمان براي عدم شرکت در کلاسهايي با حضور پسران ، به دليل پذيرش اصل آزادي عقيده در جامعه بايد مورد احترام قرار گرفته و به اين افراد اجازه داده شود کلاس ورزشي شان را خود انتخاب کنند .
اين در حالي است که اين اقدام دختران مسلمان مورد انتقاد شمار ديگري از مسئولان قرار گرفته و مخالفتهايي را موجب شده است . در برخي مدارس به دليل وجود معلمان ورزش مرد براي دختران ، جهت انجام خواسته ي دانش آموزان مسلمان بايد دبيران نيز تغيير کنند و اين مساله مخالفت مديران مدارس را در پي داشته است .
گفتني است اين رويكرد اسلام گرايانه در كشور آلمان و ساير كشورهاي غربي در شرايطي صورت مي پذيرد كه برخي افراد داخل ايران اسلامي ، با توجه به نزدكي شدن به زمان انتخابات رياست جمهوري و در جهت بازگشت مجدد به قدرت ، مدتي است در تلاشند تا هجمه هاي برنامه ريزي شده اي را بر عليه حجاب و مساله ي آزادي زنان به راه اندازند تا شايد آراء برخي افراد جاهل را به سوي خود سرازير نمايند .

موضوعات مرتبط: حداقل ها در پوشش چیست ، حجاب در ادیان و جوامع دیگر ، اخبار حجاب

تاريخ : جمعه چهاردهم فروردین 1388 | 3:31 | نویسنده : الهه شمسی |

نگاهی اجمالی به شکل‎های حجاب قرآنی بانوان

شبهه: بعضی با طرح این پرسش که «چه اشکالی دارد در چهارچوب شرعی، هرکس هرجور که خواست لباس بپوشد؟»[1] خواسته‎اند این شبهه را القا کنند که اسلام، فقط چارچوب کلی برای پوشش بیان کرده است و به صورت جزئی، شکل خاصی از حجاب و پوشش در متون دینی اسلام ذکر نشده است. آیا ادعای مذکور صحیح است؟

چارچوب اسلامی حجاب

پاسخ: از نظر اسلام چارچوب واجب پوشش و حجاب زنان ـ که بیش تر مورد چالش و سؤال است ـ پوشاندن تمام بدن در مقابل نامحرم است، به استثنای صورت و مچ دست‎ها به پایین، که طبق نظر مشهور فقها پوشاندن آنها واجب نیست؛ البته بعضی از فقهای فعلی، به طور احتیاط وجوبی، پوشاندن صورت و دست ها را نیز لازم می دانند؛[2] ولی حتی افرادی که پوشاندن آن را واجب نمی دانند، در اصل مطلوبیت و استحباب آن بحثی ندارند.[3]

علاوه بر پوشش لباس‎های معمولی، مثل پیراهن و شلوار، که زنان و مردان در داخل منزل استفاده می‎کنند، برای حجاب بیرون از منزل و در مقابل نامحرم، در قرآن و احادیث برای تأمین حجاب واجب زنان، از چند نوع پوشش خاص، نام برده شده است که دو نوع معروف آن «خمار» و «جلباب» است.


موضوعات مرتبط: حداقل ها در پوشش چیست

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 | 22:37 | نویسنده : الهه شمسی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.