«یه جوری ساپورت توی ایران مد شد که هیچ‌کس نفهمید از کجا اومده. امروز خیلی اتفاقی، یکی از قسمت‌های آکادمی موسیقی گوگوش را که ‌اواخر سال گذشته از شبکه "من و تو" پخش شد رو می‌دیدم. در کمال ناباوری دیدم که تمام خانم‌ها شلوار ساپورت پوشیدن! از یکی از دوستان آرشیو کامل آکادمی ‌رو گرفتم و تا آخر نگاه کردم. دوستان عزیز! باید خدمت‌تون عرض کنم که خانم‌ها در در تمامی سکانس‌های آکادمی موسیقی گوگوش، شلوار ساپورت به تن دارن! حالا فهمیدید از کجا خوردیم ... .  چند روز پیش نیروی انتظامی دو دختر جوان را که با ساپورت‌هایی منقش به پرچم اسراییل در میدان ونک در حال تردد بودند، دستگیر کردند تا برخورد با پروژه ‌اندام‌نمایی زنان در خیابان‌های تهران، رنگ و بویی جدید به خود بگیرد.» این جمله‌ها، بخش‌هایی از دو  نوشته اعتراضی علیه ساپورت پوشیدن دختران، از «آبدانان» در استان ایلام تا تهران، پایتخت ایران است که‌این روزها در در بسیاری از سایت ها و وبلاگ های حزب اللهی به چشم می خورد.

ساپورت + حجاب

هزار و یک دلیل برای یک انتخاب

اما چرا دختران ایرانی ساپورت(جوراب‌شلواری) می‌پوشند. انگیزه‌ها و پاسخ‌ها کاملا متفاوت است.

توضیح می‌دهد:«اکنون در بازار برندهای ترکیه‌ای و چینی به وفور به چشم می‌خورند. قیمت‌ها به شدت متنوع است، از هفت هزار تا 60 هزار تومان. ساپورت‌هایی که طراحی دارند و رنگی هستند، قیمت بیش‌تری هم ممکن است داشته باشند. با افزایش گرایش دختران ایرانی به پوشیدن ساپورت، تولیدکنندگان داخلی هم به فکر تولید افتاده‌اند و در بازار تهران به‌ویژه پله نوروزخان، انواع تولیدات داخلی با قیمت شش‌هزار تومان به فروش می‌رسند.»

 از او می‌پرسم تا حالا تذکر گرفته‌ای؟ می‌گوید:«گیر گشت ارشاد نیفتاده‌ام ولی در نشست‌های خبری مانع از ورودم می‌شوند، به‌ویژه اگر ساپورت رنگی بپوشم.»

مهسا، دختر 29 ساله ساکن تهران، همیشه ساپورت می‌پوشد. می‌گوید:«خیلی راحت هستم، به‌ویژه وقتی می‌خواهم رانندگی کنم.» او یک بار در اصفهان به دام گشت ارشاد افتاده‌است. او را به مرکز پلیس می‌برند و از دوستانش می‌خواهند به خانه بروند و شلوار گشاد بیاورند. مهسا موفق می‌شود با تظاهر به داشتن بیماری قلبی، خودش را از دست گشت ارشاد نجات دهد ولی این تجربه سبب نشده که ساپورت پوشیدن را کنار بگذارد. مهسا دلگیر است که در ماه‌های اخیر جنس‌های چینی، بازار ساپورت را هم خراب کرده‌اند. می‌گوید جنس ترک خیلی بهتر است و به‌ویژه دختران و زنانی که‌از ترکیه لباس می‌آورند، ساپورت‌های خوب و خوشگلی ارایه می‌دهند و او هم ترجیح می‌دهد از مزون‌های خانگی ساپورت بخرد.

فرزانه،25 سال دارد و در رشت زندگی می‌کند: «ساپورت می‌پوشم چون از پوشیدن شلوار خسته شده‌ام و از این‌که می‌توانم، هرچند نصفه و نیمه ‌از قاعده کلی پوشش در جمهوری اسلامی خارج بشم کنم، خرسندم.» او می‌گوید تاکنون موفق شده ‌از دست گشت ارشاد فرار کند. یک چادر هم همیشه برای روز مبادا در کیفش دارد تا بتواند در زمان‌های اضطراری از آن استفاده کند.

 فرزانه خیلی خوشحال است که‌انواع ساپورت‌های رنگی و طرح‌دار مد شده و می‌گوید پیش از این همه ساپورت‌ها مشکی، سرمه‌ای و یا طوسی بودند و او باید مدت‌ها وقت می‌گذاشت تا یک ساپورت رنگی پیدا کند، ولی اکنون با دنیایی از طرح و رنگ روبه‌رو شده و حق انتخاب دارد. به گفته او، تنوع و فراوانی ساپورت در بازار هم اثر گذاشته و قیمت‌ها را تعدیل کرده و این به نفع مصرف کننده ‌است. نوش آفرین، 28 ساله ساکن اصفهان در گفتوگو با «ایران وایر»، به جنبه‌های دیگری از دلایل ساپورت پوشیدن دختران ایرانی اشاره می‌کند. می‌گوید:«وقتی مانتوی گشاد می‌پوشیم، نمی‌شود شلوار گشاد هم پوشید، باید این‌ها با هم "ست" شوند.» او که متاهل است، می‌گوید همسر و اعضای خانواده‌اش با پوشیدن ساپورت مشکلی ندارند: «همسرم بارها گفته که دوست دارد من زیباتر به نظر بیایم و خوش‌تیپ باشم.»

سمیه، دختر 26 ساله ‌از شیراز هم بخشی از نظرات نوش آفرین درباره ست کردن لباس‌ها را تایید می‌کند، اما توضیح می‌دهد که‌اساسا چنین پوششی در مناطق جنوبی ایران به صورت سنتی همیشه رواج داشته است. زنان لباس‌های گشاد دارند و شلوارهای تنگ که گاه گلدوزی هم شده‌اند، می‌پوشند. با این وجود سمیه‌از دخترانی که تنها به جنبه‌های جنسی ساپورت پوشیدن توجه‌کنند، انتقاد می‌کند. می‌گوید:«برخی تنها برای این‌که به پسران نشان بدهند اندام سکسی‌تری دارند، ساپورت می‌پوشند.»

اضافه می‌کند:«در جزیره کیش هم گشت ارشاد به ساپورت پوشیدن حساس شده و گیر می‌دهند، اما دختران و به ویژه مسافران اهمیتی نمی‌دهند.» او خودش دلیل دیگری برای ساپورت نپوشیدن دارد:«در گرمای کیش ممکن است لباس‌هایی که خیلی تنگ و چسبان باشند، سبب حساسیت‌های پوستی شود و به همین خاطر، ترجیح می‌دهد شلوارهای گشاد بپوشد.»

 سمیه، 26 ساله که در تهران زندگی می‌کند هم به ‌»ایران‌وایر» می‌گوید:«تنها در میهمانی‌ها ساپورت می‌پوشم. در واقع از ساپورت به عنوان مکمل دامن استفاده‌ می‌کنم. در خیابان چون خیلی پسرها به ساپورت‌ها دقیق می‌شوند، نمی‌پوشم.» اما ساپورت پوشیدن تنها برای دختران مدرن نیست. واکاوی پرسش و پاسخ‌های سایت‌های مذهبی وابسته به حوزه علمیه قم نشان می‌دهند که دختران مذهبی هم چنین از پوشیدن ساپورت بدشان نمی‌آید و خانواده‌هایشان نیز مخالفتی ندارند. دختری از یکی از سایت‌های پاسخ‌گویی مسایل مذهبی پرسیده‌است:«یکی دو هفته ‌است که ‌از ساپورت به جای شلوار در بیرون از خانه ‌استفاده می‌‌کنم، همسرم با این کار مخالف نیست و می‌گوید که پوشش به حساب می‌آید. می‌خواستم بپرسم آیا پوشیدن ساپورت و مانتوهای جدیدی که بدن نما و تا بالای باسن هستند، در بیرون از خانه‌اشکالی دارد؟» پاسخ سایت‌های مذهبی در این موارد روشن است و با بازگشت به رساله مراجع تقلید شیعه می‌نویسند:«پوششی که محرک شهوت باشد و جلب توجه نامحرم کند یا مفسده داشته باشد و زمینه ساز گناه باشد، در برابر نامحرم جایز نیست. مانتویی که بدن‌نما باشد، اگر منظور این است که‌ اندام مشخص باشد، در برابر نامحرم حرام است.»

واکنش‌های اصول‌گرایانه

با وجود نظرهای متنوع و متفاوت دختران و زنان ایرانی درباره پوشیدن ساپورت، واکنش وبلاگ‌نویس‌ها و سایت‌های مذهبی و اصول‌گرای ایرانی یکسان است. مهران موزون، وبلاگ نویس حزب اللهی در وبلاگش در گزارشی دقیق در این باره نوشته‌است: «... از زمستان 1391 برخی زنان خیابانی تهران در حرکتی کاملا مشکوک و سیستماتیک اقدام به پوشیدن جوراب شلواری‌هایی کرده‌اند که منظره بدن‌نمای از زانو به پایین این پوشش‌ها قدری عجیب است ... بهار 1392 از راه رسید و چشم مردم تهران منور به کوتاه‌تر شدن مانتوهایی شد که زیر آن هیچ برتن صاحبش نبود جز جوراب شلواری‌های سابق (که حالا نام ساپورت به خود گرفته بودند) و آرام آرام با حرکتی خزشی، این ساپورت‌ها نه تنها آفتاب بیش‌تری به خود می‌دیدند بلکه رنگ‌ها و نقوش بیش‌تری را بر اندام باربی‌های تهرانی تجربه می‌کردند. گاهی یک ساپورت «رنگ پا» بیننده را به ‌اشتباه می‌انداخت که نکند تنها یک پیراهن بر تن فلان زن است و دیگر هیچ! پس از اعلام نتایج انتخابات خرداد 92، آمار ساپورت‌هایی که صاحبان‌شان مانتوها را نیز به کناری نهاده و پیراهنی کِشی و چسبان را روی ساپورت‌ها برتن می‌کردند شیب تندی به خود گرفت. حالا این روزها ساپورت‌های رنگارنگ در حال فتح خیابان‌های تهران است. اکنون به وفور دختران و زنانی در سطح شهر تهران دیده می‌‌شوند که پیراهنی کشی و مجلسی را (که هیچ ربط و شباهتی به مانتو ندارد و تنها پیراهنی است که تا نیمی از نشیمن‌گاه ‌امتداد دارد) بر تن داشته و پوشش تمامی‌نیم‌تنه تحتانی بدن را برعهده ساپورت نازک و گاه رنگ بدن خویش گذاشته‌اند ... بعید نیست در آینده نه چندان دور که جدول متقاطع کلمات را بر روی برجستگی بدن زنان و دختران ایرانی در فضاهای عمومی‌ شاهد باشیم.»

سایت اصول‌گرای «فاطرنیوز» هم در گزارشی به‌این موضوع پرداخته و نوشته‌است:«امسال هم مد پوشش خانم‌ها تغییر کرده‌است. پوشیدن ساق‌شلواری (ساپورت) به جای شلوار، یعنی دیگر شلوار جین تنگ هم نه! ساق‌شلواری! و بدون تردید در یکی دو سال آینده‌ این هم کنار می‌رود.»

پايگاه خبري «حاميان ولايت» هم از دیگر رسانه‌هایی است که به ساپورت پوشیدن توجه کرده‌است: «به خدا قسم که ‌اشک در چشمان هر مسلمان با غیرتی خشک می‌شود و به زبان حال می‌گوید آیا این لباس شرم‌آور شایسته بانوان پاک‌دامن ایران اسلامی‌آست؟ در این میان چیزی که قلب را به درد می‌آورد و جریحه‌دار می‌کند، شدت استقبال بسیاری از زنان مسلمان از این لباس‌های زشت است و این‌که‌ آن‌ها در مقابل محارم خود و زنان دیگر به پوشیدن این لباس‌ها افتخار می‌کنند!»

نویسنده‌ این گزارش، طراحان چنین لباس‌هایی را «مرتبط با سازمان‌های جاسوسی دشمن و عناصر ضد انقلاب» معرفی و  هدف‌ آن‌ها را حمله به چادر اعلام کرده‌است.  سایت اصول‌گرای «ندای انقلاب» هم به دختران ساپورت‌پوش هشدار داده‌است:«آیا این خانم‌های به‌ اصطلاح مدپوش تاکنون صفحه‌های جراید را ورق نزده‌اند و حوادث تلخ را نخوانده‌اند که به‌دلیل کنترل نکردن غرایض، چگونه رقم خورده‌است؟ مردانی که تنها به خاطر ظاهر یک خانم، وی را دزدیده‌اند، چندین بار مورد تجاوز قرار داده‌اند و در آخر جنازه سوخته وی را در گوشه‌ای از بیابان‌های شهر رها کرده‌اند؟»

سایت «تهران‌پرس» اما به مسوولان فرهنگی ایران هشدار داده‌است که « اگر سست بجنبید، آثار بی‌تدبیری شما در بسترسازی مناسب و برخورد به موقع با این معضل در‌آینده گریبان‌گیر شما هم خواهد شد و باید متاسفانه‌این هشدار را بدهیم که در صورت بی‌توجهی به حل این مشکل، "طرح اندلسی" یک بار دیگر پیروز و به ثمر خواهد نشست.»

راهکار چیست و آیا نیازی به راهکار هست؟

متهم دیگر ماجرا در رسانه‌های اصول‌گرا، شبکه‌های اجتماعی مجازی اعلام شده ‌است. به نوشته نویسنده وبلاگ «معبرسایبری»، «ترویج این بی‌بندوباری در شبکه‌های مجازی بسیار قوت گرفته ‌است تا جایی که صفحه‌ها و گروه‌هایی در حمایت از این نوع پوشش ساخته شده ‌که با استقبال بسیار زیادی روبه‌رو شده‌اند.  در بیش‌تر این صفحه‌ها با مشکل جدی‌تری روبه‌رو شدیم. در اقدامی جدید، گروهی با دوربین تلفن همراه خود از ساپورت‌پوشانی که زننده‌ترین نوع پوشش را دارند در خیابان‌ها عکس گرفته و در این صفحه‌ها انتشار می‌دهند و از سایر هم گروهی‌های خود درخواست دارند تا به تحریک کننده‌ترین پوشش امتیاز بدهند.»

اما بررسی محتوایی رسانه‌های مذهبی و اصول‌گرا نشان می‌دهد بیش‌تر این رسانه‌ها خواستار آن شده‌اند که فروش ساپورت در ایران ممنوع شود، سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که تبلیغ ساپورت می‌کنند فیلتر شوند، فیلم‌ها و سریال‌های خارجی که زنان ساپورت‌پوش دارند به هیچ روی نمایش داده نشوند و گشت ارشاد با کسانی که ساپورت می‌پوشند برخورد جدی‌تری کند. آن‌ها پیشنهاد هم داده‌اند که دانشگاه‌ها و اداره‌ها از راه دادن دختران و زنانی که ساپورت پوشیده‌اند، خودداری کنند.

جدال‌های مجازی

در روزهای اخیر موج تازه‌ای از جدال‌ها درباره ساپورت پوشیدن راه ‌افتاده ‌است. هواداران ساپورت‌پوش‌ها، صفحه‌ای در فیس‌بوک دارند و با حرارت تمام به ترویج و تبلیغ ساپورت پوشیدن مشغول هستند. این صفحه فیس‌بوکی با استقبال بسیاری از سوی دختران و پسران ایرانی روبه‌رو شده‌ است. از سوی دیگر، گروهی از مخالفان ساپورت پوشیدن هم صفحه‌ای با عنوان «من از ساپورت منتفر هستم» راه‌اندازی کرده‌اند. آن‌ها نوشته‌اند که «ساپورت در واقع از س+الف+پورت تشکیل شده‌است که‌اشاره دارد به کلمه‌های سکس + آزاد + پورت. ساپورت در حقیقت به معنی دروازه‌ آزاد سکس است و بنیان خانواده را هدف قرار داده‌است.»

به عقیده گردانندگان این صفحه فیس بوکی، «ساپورت پروژه‌ای است که وضعی که هم‌اکنون ما شاهد آن هستیم تنها مرحله ‌اول این پروژه وحشتناک برای برهنه کردن زنان ایرانی و عادی نشان دادن آن در چشم مسولان است.»

 اما در حاشیه‌این واکنش‌های منفی، باید به بازار داغ خرید و فروش اینترنتی ساپورت هم اشاره کرد. انبوهی از سایت‌های فارسی‌زبان، این روزها مشغول تبلیغ ساپورت‌های رنگی، طرح‌دار و با جنس خوب هستند و به مشتریان خود هشدار می‌دهند که فریب جنس‌های چینی را نخورند. حزب‌اللهی‌ها هم به دختران ایرانی هشدار می‌دهند که فریب آمریکایی‌ها را نخورید. دختران ایرانی هم واکنش نشان می‌دهند که ما فریب حرف‌های دروغ شما را نمی‌خوریم. معلوم نیست چه کسی فریب می‌دهد و چه کسی فریب می‌خورد. فعلا ساپورت خوب پوشیده، دیده و پسندیده می‌‌شود.


موضوعات مرتبط: حداقل ها در پوشش چیست ، مقالات و مطالب پیرامون حجاب ، اخبار حجاب
برچسب‌ها: حجاب , ساپورت , جوراب شلواری

تاريخ : پنجشنبه هفتم شهریور 1392 | 1:22 | نویسنده : الهه شمسی |

غیر از هسته‌ی بسیار کوچکی در درون حکومت که اجرای قهرآمیز شریعت را به ابزاری برای کسب قدرت و ثروت تبدیل کرده و هسته‌ی بسیار کوچکی از روحانیت که بقا و قدرت نهادهای دینی را در زیر پا له کردن فردیت و کرامت آدمی می‌بیند، حجاب اجباری برای اقشار مختلف جامعه‌ی امروز ایران به یک پدیده‌ی غیر اخلاقی، غیر عملی و غیر عقلانی تبدیل شده است. حتی سایت‌های شبه‌دولتی سنت‌گرا مثل الف در مطالبی عملی بودن و اخلاقی بودن حجاب اجباری را مورد پرسش قرار داده‌اند. سخن آنها از منظر درون‌دینی آن است که حجاب اجباری مرز میان با حجاب مومن و غیر مومن را بر هم ریخته است (موضوعی که نویسندگان سکولار سه یا دو دهه‌ی قبل متذکر شده بودند).

کافی است به درون خانواده‌های ایرانی پا بگذارید: باورمند به حجاب و غیر باورمند به آن، با حجاب و بی‌حجاب، نمازخوان و بی‌دین، شراب‌خوار و شرکت‌کننده در نماز جمعه در کنار هم بر سر یک سفره می‌نشینند و دیگر از خصومت‌های سال‌های اولیه‌ی دهه‌ی شصت در خانواده‌ها خبری نیست. یک دختر یا بانو ممکن است آرایش کند و دختر یا بانوی دیگری آرایش نداشته باشد، یکی ممکن است تاپ بپوشد و دیگری مقنعه‌اش را سفت ببندد تا تار مویش دیده نشود، یکی به برنامه‌های ماهواره نگاه می‌کند و دیگری به تلویزیون دولتی، یکی آهنگ‌های معین و گوگوش و ویگن را گوش می‌کند و دیگری نوحه و روضه‌خوانی و برخی هر دو. همه با صلح در چارچوب خانواده زندگی می‌کنند و در گردهمایی‌های خانوادگی شرکت دارند.

شاید حدود سه دهه باشد که دیگر نشنیده‌ایم اعضای فامیل بر سر باورها و سبک زندگی خود به جان هم افتاده باشند. حتی بسیجی‌ که در خیابان به توهین به “بدحجاب‌ها” اقدام می‌کند یا قاضی و دادستانی که علیه زن محجبه حکمی را صادر یا اجرا می‌کند اگر زن برادر یا خاله‌ی همسرش در خانه کاملا بی‌حجاب باشد، زبان در کام می‌کشد و واقعیت آنها را قبول می‌کند. آنها به تدریج یاد گرفته‌اند که محدوده‌ی “شغل” و روابط خانوادگی را از هم تفکیک کنند. آنها ممکن است در مجالسی که مشروب نوشیده می‌شود حضور پیدا نکنند اما فهمیده‌اند که همه‌ی انسان‌های متفاوت با خود را نمی‌توان حذف کرد. هم‌چنین با غلبه پیدا کردن فرهنگ غیر رسمی بر فرهنگ رسمی نمی‌خواهند با تحریم فضاهایی که مطابق میل‌شان نیست خود را منزوی کنند.

بنابراین مسأله‌ی اختیاری بودن حجاب در سطح روابط درونی خانواده‌های بزرگ‌تر حل شده است. اما در دو سطح، حجاب اجباری اعمال می‌شود: توسط پدر/برادر بر دختر/خواهر و توسط شوهر بر همسر در خانواده‌های هسته‌ای مذهبی و سنتی، و توسط حکومت بر همه‌ی شهروندان. البته در دهه‌های شصت که مذهبی بودن در برخی اقشار احترام داشت برخی زنان بی‌اعتقاد به حجاب، برای احترام گذاردن به افراد مکتبی در چاوی چشمان آنها حجاب می‌داشتند اما در یک دهه‌ی اخیر این پدیده در حال زوال بوده است.

چه می‌توان کرد تا این دو نوع حجاب اجباری را از میان برداشت؟

استقلال اقتصادی زنان

اعمال حجاب اجباری توسط پدر/برادر و شوهر بر دختر/خواهر و همسر به دو عامل باز می‌گردد: ۱) وابستگی اقتصادی دختر/خواهر یا همسر (تنها ۱۵ درصد زنان ایرانی در بیرون از خانه شغل دارند) و ۲) عدم برابری زن و مرد در برابر قانون. این که مرد یا پدر خانواده احساس می‌کند که حق دارد دختر یا خواهر یا همسرش را به پوشیدن لباس خاصی وادار کند یا با آمدن “نامحرم” به اتاقی دیگر بفرستد ناشی از احساس وابستگی او به خود و احساس اطمینان از بودن قانون در سمت او در شرایط نافرمانی است. بنابراین برای حذف حجاب اجباری در خانواده‌ی هسته‌ای باید زنان به قدرت مالی مساوی، اشتغال مساوی و برابری در برابر قانون دست یابند. شوهر یا پدر نباید احساس کند که اگر در یک تنازع کار به دستگاه‌های اعمال قانون انجامید تبعیضی علیه زنان وجود دارد و قاضی و دادستان و مامور پلیس به نفع او رای می‌دهند.

زنان و دخترانی که از حجاب اجباری اعمال‌شده توسط اعضای خانواده‌ی خود ناراضی هستند هر چه زودتر باید استقلال مالی پیدا کنند.

رفع تبعیض

حتی اگر دولت مابعد جمهوری اسلامی حجاب اجباری را رسما لغو کند قوانین موجود که یک شبه تغییر نمی‌کنند، علیه زنان تبعیضاتی را اعمال می‌کنند که راه را برای تحمیل خواست‌های مردان (از جمله پوشاندن زنان با گونی یا محبوس کردن آنها در خانه به دلیل حسادت و غیرت) باز می‌گذارد. مردانی که از سر عدم احساس امنیت در خانواده حقوق زنان را نقض می‌کنند با لغو حجاب اجباری توسط دولت عقب نخواهند نشست.

حجاب اجباری در جامعه‌ای شکل گرفته که مردان از قدرتی فراتر از زنان برخوردار بوده‌اند و برداشته شدن این امر مستلزم لغو همه‌ی تبعیض‌های قانونی (در حیطه‌های طلاق، حضانت، ازدواج،  و واقعی (مثل عدم پرداخت مساوی برای شغل یکسان) علیه زنان است. غیر از برداشته شدن این تبعیض‌ها در یک دوره باید تبعیض مثبت به نفع زنان اعمال شود (مثل اختصاص دادن نیمی از صندلی‌های پارلمان یا نیمی از کرسی‌های قضاوت به زنان در شرایطی که زنی واجد شرایط برای پر کردن آنها وجود داشته باشد).

اختلاط جنسیتی

آنچه هم‌زیستی بی‌حجاب و باحجاب و نزدیکانشان در چارچوب خانواده را امکان‌پذیر کرد، برداشته شدن ساختار اندرونی-بیرونی در معماری انضمامی و ساختار ذهنی اعضای خانواده بود. به همین دلیل است که حکومت برای بسط حجاب به دنبال بازگردادن سنت ماقبل قرن بیستمی اندرونی-بیرونی به درون خانه‌های ایرانی بوده است.

اما بیرون از خانواده، مهم‌ترین سیاست حکومت برای اعمال حجاب اجباری جدایی جنسیتی بوده است. جدایی جنسیتی زن و مرد را در برابر هم “غیر عادی” می‌سازد (با غلبه دادن تصور محرم و نامحرم: این که به آدم‌ها باید از دریچه‌ی تنگ محرم و نامحرم نگاه کرد) و تن انسان‌ها را به تابو تبدیل می‌کند. بنابراین برای حذف حجاب اجباری در عرصه‌ی عمومی مهم‌ترین گام، برداشتن تمام دیوارها و پرده‌ها میان زنان و مردان است. مدارس و دانشگاه‌ها و ادارات و دیگر مراکز تفریحی و کاری باید مختلط باشند و غیر از دستشویی، مکان دیگری در فضاهای عمومی نباید تک‌جنسیتی باشد.

مردان را باید از فضاهای اختصاصی‌شان (دفاتر مقامات سیاسی یا قضات) محروم کرد و زنان باید حضوری مساوی با مردان در همه‌ی عرصه‌ها داشته باشند. اگر چنین شرایطی به وجود بیاید آن گاه زن و مرد در برابر هم، موجوداتی عادی جلوه خواهند کرد که می‌توانند افکار و اجزای بدن‌شان را (تا هر حدی که بخواهند) به نمایش بگذارند. وقتی مردان و زنان بتوانند جنس مقابل را در لطیفه‌ها یا غیبت‌های (غیر جنسی/غیر نژادی/غیر قومی) خود شریک سازند آنگاه فاصله‌ها از میان آنها برداشته می‌شود و بیش از جنسیت، انسانیت یکدیگر را تجربه خواهند کرد.

ر فع حجاب از فضاهای محجبه

جدایی جنسیتی معطوف بوده است به محجبه کردن بخشی از فضاهای عمومی. فضای عمومی‌ که تا ده‌ها متر دیوار دارد و از بیرون نمی‌توان آن را مشاهده کرد (مدارس و استخرهای زنانه) در واقع فضایی محجبه است. بخشی از ساحل دریا که با پارچه یا هر چیز دیگر جداسازی شده در واقعی ساحلی محجبه است. بنابراین برای رفع حجاب اجباری باید نخست فضاهای عمومی را از محجبه بودن نجات داد. اکنون بخشی از پارک‌ها، استادیوم‌ها، اتوبوس‌ها و واگن‌های مترو و دانشگاه‌ها، همه‌ی مدارس دخترانه، بخشی از سواحل دریا و حتی رستوران‌ها محجبه‌اند.

کاری که در پی سرنگونی جمهوری اسلامی انجام خواهد شد برداشتن حجاب از سر این فضاها است اما سرنگونی جمهوری اسلامی تبعیض‌های قانونی، قدرت مالی فراتر مردان و مشکل اشتغال بسیار اندک زنان را فی نفسه حل نخواهد کرد. به همین دلیل مبارزه برای برابری جنسیتی ربطی به وجود یا عدم وجود جمهوری اسلامی ندارد گرچه سقوط نظام زن‌ستیز جمهوری اسلامی بسیاری از موانع را از پیش پای زنان و مردان برابری‌خواه برخواهد داشت.

تا زمان سرنگونی تبعیض و تمامیت‌خواهی، افراد برای مقابله با فضاهای محجبه می‌توانند حتی‌المقدور از رفتن به آنها خودداری کنند. مخالفان تبعیض علیه زنان باید ورود به دانشگاه مختلط به دانشگاه تک جنسیتی را ترجیح دهند، سواحل جداسازی شده را به طور کلی تحریم کنند، حتی‌المقدور از سوار شدن به وسایل نقلیه‌ی عمومی محجبه خودداری کنند (در این زمینه البته حکومت محدودیت‌هایش را بر طبقات فقیر بیشتر تحمیل می‌کند چون آنها مجبورند از وسایط نقلیه‌ی عمومی استفاده کنند)، یا استخرهای جداسازی شده را مگر در شرایط درمانی تحریم کنند.

انکار حجاب اختیاری باورمندان در شرایط اعمال حجاب اجباری توسط حکومت

روسری، مقنعه، برقع، مانتو، روبنده یا چادر چه توصیه شده از سوی اعضای خانواده و جه دولت در این موقعیت‌ها نماد اعمال زور است چون دختر یا زن بر اساس انتخاب خود چنین لباسی را بر نگزیده است. تنها در یک جامعه‌ی آزاد با شرایط مساوی برای زنان و مردان است که می‌توان اختیاری بودن این نوع لباس‌ها را باور کرد. بدون این شرایط زنان و دخترانی که حجاب دارند نمی‌توانند اختیاری بودن آن را به دیگران بفروشند. اتفاقا برای آن‌که ما اختیاری بودن حجاب آنها را باور کنیم باید با حجاب اجباری مخالفت کنند. شرایط و فضای اجتماعی را باید بدان سو برد که باورمندان خود از حجاب اجباری شرمنده شوند چون شرایطی سخره‌آمیز و تحقیرکننده برای انتخاب آنها فراهم می‌آورد.

تحریم اِعمال‌کنندگان حجاب اجباری

از سوی دیگر تا زمان سرنگونی جمهوری اسلامی زنانی که با تبعیضات جمهوری اسلامی مخالف‌اند باید همه‌ی نهادهای دینی را تحریم کنند تا روحانیت فقدان آنها را کاملا احساس کند. و روحانیت شیعه مثل روحانیت همه‌ی ادیان، مخاطب و گوش مجانی می‌خواهد و اگر احساس کند با اعمال زور آنها را از دست می‌دهد تجدیدنظر خواهد کرد.

 


موضوعات مرتبط: دلایل حجاب ، حداقل ها در پوشش چیست ، مقالات و مطالب پیرامون حجاب ، اخبار حجاب
برچسب‌ها: حجاب اجباری , حجاب اختیاری , اجبار حجاب

تاريخ : چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 | 10:42 | نویسنده : الهه شمسی |

ی: آغاز تعطیلات نوروزی جمعی از ما ایرانیان، با پیروزی ارمیا در آکادمی گوگوش همراه بود. ارمیا که وجود روسری اش به او ویژگی خاصی در مجموعه هنرجویان آکادمی  بخشیده بود در مسابقه آوازخوانی  با رقیبان خود، سرانجام با رأی مردم، نفر اول آکادمی گوگوش شد. در طول برگزاری مسابقه نفس گیر هنرجویان، ما شاهد چالش های فراوانی بودیم که در مقیاسی کلان تر در بطن جامعه ما وجود دارد: ارمیا و امیرحسین و امیر بهمن سه نفری بودند که در موردشان حرف و حدیث های فراوانی ایجاد شد. اولی و دومی، کلیشه های عمومی از زن و مرد را به چالش می کشید و نشان دهنده شکاف جنسیتی در جامعه ما بود و امیر بهمن که تبارش به ایل بختیاری و لرستان می رسید، شکاف قومیتی را در جامعه ما به نمایش می گذاشت. چنین بود که چالش های جنسیتی و قومیتی موجود در جامعه ما نیز به نوعی در این برنامه تلویزیونی بازتاب پیدا کرد. هر چند احتمالا اگر دلسا یکی دیگر از هنرجویان آکادمی، ظرفیت برانگیزاننده و ویژگی های مشخصه آذری خود را قبل از حذف شدنش می توانست بروز دهد حتما او هم نشان چالشی دیگر یعنی شکاف تبعیض های زبانی می شد که شاید کاراکتر دلسا و روحیه حساس او  آمادگی آنرا نداشت.

 

اما در این میان مهم ترین چالش جامعه ما در کاراکتر ویژۀ ارمیا بروز کرد یعنی چالش میان اسلام لیبرال و شخصی با اسلام بنیادگرا و سیاسی. که در نهایت جامعه ایران با رأی بالا به ارمیا و برگزیدن او، در واقع به اسلام لیبرال و اسلامی که انتخابی شخصی و قلبی است رأی مثبت داد. شایدم از یک نگاه، برنده شدن ارمیا این دختر محجبه و مقید، اتفاق مهمی باشد زیرا جامعه ایران در رفراندم سال 1358، به اسلام سیاسی و بنیادگرا رأی داده بود ولی در سال 1392، در رفراندومی کوچک نشان داد که با اسلام بنیادگرا و سیاسی خداحافظی کرده و به اسلام لیبرال و مداراجو  رو آورده است و این انتخاب نشان می دهد که گرایش رو به گسترش در جامعه ایران از رویکردهای ایدئولوژیک فاصله گرفته است. به همین علت است که می بینیم دو گروه ایدئولوژیک به آن واکنش منفی نشان دادند، یکی حاکمیت با رویکرد اسلام ایدئولوژیک و سیاسی و دیگری گروه ها و افراد با رویکردهای ایدئولوژیک سکولار. در عالم واقعیت، دو سر طیفی که غیردموکراتیک می اندیشند و به دنبال ساختن انسان های ایدئولوژیک هستند از پیروزی ارمیا نگران شدند و آنرا به نوعی نفی ایدئولوژی خود از سوی افکار عمومی نسل جوان جامعه تلقی کردند.

 

در چند هفته رقابت فشرده بین هنرجویان آکادمی، ارمیا و امیرحسین، توانستند کلیشه های رایج و عمومی از زن و مرد را بشکنند و همین نیز نشاندهنده چالش مهم دیگری در جامعه ما بود. برخی از فمینیست ها شاید ارمیا را نشان دهنده و تبلور مدلهای فمینیستی ندانند اما واقعیت آن است که اتفاقا در جامعه ما، ارمیا نشان دهنده شکسته شدن کلیشه های جنسیتی از زنی بود که از سوی حاکمیت و نهادهای رسمی تعریف می شد. برخی او را مملو از تناقض دانسته اند ولی مگر معنای جامعه مدرن غیر از این است؟ جامعه مدرن، جامعه ای پر از تناقض است که کلیشه های مشخص و مرزهای معین را در می نوردد و ارمیا هم در سطحی عمومی (و نه در سطح محافل روشنفکری و فمینیستی) توانست در حافظه جمعی ایرانیان و در سطحی گسترده، برخی از کلیشه های رسمی و تعریف شده از زن را بشکند.

 

شکستن کلیشه های جنسیتی این نیست که همه آن کلیشه ها به یکباره و به طرزی انقلابی شکسته شوند بلکه همیشه در هر جامعه ای این کلیشه ها کم کم و با خرده‌‌نمادهایی که هر دوره متفاوت هستند و در فرد و گروه هایی از جامعه بازنمایی می شوند شکسته می شود. برخی شاید بگویند که مثلا ندا دختری که رقیب فینالیست ارمیا بود  کلیشه های جنسیتی را بیشتر از ارمیا شکسته ولی واقعیت چیز دیگری به ما می گوید و آن این که ندا از جنس یک گروه دیگر  است ولی ارمیا از جنس میلیون ها زن ایرانی امروز است که عادت کرده اند روسری بر سرشان باشد ولی بلندپروازی های خود را نیز پیش ببرند. ارمیا دو بچه دارد که آنها را در خانه پیش شوهرش گذاشته و به دنبال تحقق آرزوها و بلندپروازی هایش قدم گذاشته است. درحالی که ندا یک دختر مجرد از نسل دوم ایرانیان مهاجر، و در سن جوانی است و مانند هر دختر جوان معمولا یک سری بلندپروازی های خاص سنین خود را دارد و مثل بقیه دخترهای مجرد و جوان، به دنبال آرزوهایش می رود. اما ارمیاست که به رغم زندگی مشترک و حضور دو بچه خردسال در خانه،  در سن سی و چند سالگی قرار گرفته که چنین موقعیتی برای زنان معمولی ایران عمدتا طلیعه چشم پوشی و گذشتن از بلندپروازی ها و انتقال این آرزوها به بچه هایشان است، با این حال ارمیا بچه هایش را در خانه پیش شوهرش گذاشته و به دنبال بلندپروازی اش رفته است. در واقعیت، این ارمیاست که کلیشه ای جنسیتی را در فرهنگ عمومی و پدرسالار  ما، شکسته است.

 

از سوی دیگر ندا  کلیشه ای را با توجه به نوع زندگی و خانوادگی اش نشکسته بلکه ا


موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب پیرامون حجاب ، اخبار حجاب

تاريخ : سه شنبه ششم فروردین 1392 | 16:28 | نویسنده : الهه شمسی |

نعیمه دوستدار - عده‌ای به اعتماد به نفسش آفرین می‌گویند و از اینکه اظهار نظر دیگران و باورهای مسلمانان متعصب را سد راه ندیده و خود را در معرض قضاوت دیگران گذاشته است، به او تبریک می‌گویند.

 در مقابل شمار کسانی که با انواع و اقسام لقب‌های توهین‌آمیز او را نامیده‌اند، کم نیست. «عامل رژیم»، «متناقض»، «متظاهر»، «ریاکار»، «بی‌دین»، «مومن مسجد ندیده»، «لچک به سر»، «پتو به کله»، «مصداق شعر ایرج‌میرزا» و «کچل» تنها چند نمونه از لقب‌هایی هستند که به او داده شده است. او «ارمیا»ست، زن ۳۱ ساله‌ای متولد خمین و ساکن آلمان که در یک برنامه تلویزیونی در شبکه «من و تو»، در رقابتی برای خواننده شدن شرکت کرده است.

 ارمیا شاید با پذیرش اینکه شرکت در چنین مسابقه‌ای او را در معرض اظهار‌نظرهای گوناگون قرار می‌دهد از خود شجاعت نشان داده باشد، اما شاید هرگز فکر نمی‌کرد که روسری بر سر کردن او - حالا کمی کمتر - همچون تن برهنه گلشیفته فراهانی، پرحاشیه شود.

 ۱: نه رومی روم نه زنگی زنگ

 مخالفان حضور ارمیا به عنوان خواننده، لزوماً مذهبی نیستند، اما بیشتر آنها به دلیل پرورش پیدا کردن در یک کشور مذهبی با حکومت اسلامی، آن بخش از احکامی را که مربوط به آواز خواندن زنان و ممنوعیت آن می‌شود، از حفظ هستند.

نسیم سرابندی: «فکر می‌کنم همه انسان‌ها تناقض دارند و رفتارهایی متضاد همدیگر انجام می‌دهند. برخی نمود بیرونی بیشتری دارد و برخی کمتر. تفکرات و رفتارهای انسانی از مصداق‌های تناقض پر است، اما این دلیل بر محکوم کردن کسی که در حال تغییر است یا به شیوه‌ای دیگر می‌اندیشد، نیست. همیشه مرز باریکی بین نقد و نفی وجود دارد. اگر این نقد است، پس قضاوت کردنی نمی‌بایست در پی‌اش باشد و تصمیم را بهتر است به مخاطبان و خود این خانم واگذار کرد، اما اگر نفی است که به نظرم به معنای تحمیل عقیده شخصی به دیگری است، باز داریم به بیراهه می‌رویم.»

آنها متفق‌القول‌اند که اگر ارمیا معتقد به اسلام است، باید احکام آن را هم بدون قید و شرط بپذیرد و به اصطلاح آنها، یا «رومی روم» باشد یا «زنگی زنگ». در غیر این صورت، رفتاری متناقض از خود نشان داده و اسلام را هم به بازی گرفته است. به باور این عده، تمام مسلمانانی که به برخی از رفتارهای دینی پایبندند و از برخی دیگر عدول می‌کنند، دچار همین تناقض‌اند.

 نسیم سرابندی، فعال دانشجویی که مسائل زنان را هم پیگیری می‌کند، درباره این شیوه استدلال معتقد است: «استدلال می کنند که رفتار این خانم تناقض دارد. اولا باحجاب است، دوم اینکه همسری مسیحی دارد یا خانواده همسرش مسیحی هستند. سوم اینکه از خط قرمزهای شخصی سخن می‌گوید، اما با وجود همه اینها آواز می‌خواند. تناقض را بارها از زبان بسیاری از فعالان شنیده‌ام ولی فکر می‌کنم همه انسان‌ها تناقض دارند و رفتارهایی متضاد همدیگر انجام می‌دهند. برخی نمود بیرونی بیشتری دارد و برخی کمتر. تفکرات و رفتارهای انسانی از مصداق‌های تناقض پر است، اما این دلیل بر محکوم کردن کسی که در حال تغییر است یا به شیوه‌ای دیگر می‌اندیشد، نیست. همیشه مرز باریکی بین نقد و نفی وجود دارد. اگر این نقد است، پس قضاوت کردنی نمی‌بایست در پی‌اش باشد و تصمیم را بهتر است به مخاطبان و خود این خانم واگذار کرد، اما اگر نفی است که به نظرم به معنای تحمیل عقیده شخصی به دیگری است، باز داریم به بیراهه می‌رویم.»

 ۲: تفکرات مردسالارانه در احکام فقهی

 قضاوت درباره اسلامی بودن یا نبودن عمل این زن جوان، در حالی صورت می‌گیرد که اتفاق نظری درباره منشاء این نوع احکام فقهی و لازم‌الاجرا بودن آنها حتی در میان خود افراد معتقد به مذهب وجود ندارد.

 به باور بسیاری، احکام اسلام که در قالب نظریات فقهی بیان شده‌اند، به معنی «اسلام» نیستند بلکه روح دین تنها بر مشخص کردن برخی چهارچوب‌ها تاکید دارد و خارج از آن، احکام فقهی نظیر احکامی که حقوق زنان را در مسائل اجتماعی و فردی نقض می‌کنند، تنها بر‌آمده از نظرات شخصی قفهاست که به دلیل حاکمیت تفکرات مردسالارانه یا به اقتضای زمان، به آن شکل صادر شده است.

 حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر دینی، اعمال این نوع محدودیت‌ها را برای زنان برآمده از زمینه‌‌های تاریخی و اجتماعی می‌داند و معتقد است: «اصولا نگاه به زن موضوعی است که به زمینه‌های ذهنی اجتماعی و سیاسی فراوان برمی‌گردد و لزوماً ارتباط خاصی با مذهب ندارد. آنچه در ذهنیت مسلمانان از صدر اسلام شکل گرفته و تقویت پیدا کرده، ذهنیتی تاریخی است: نگاهی منفی نسبت به جنس مونث. اینکه چرا این ذهنیت شکل گرفته، بحث دیگری است. این دیدگاه کلی در میان اعراب پیش از اسلام هم وجود داشته، درست مثل اقوام دیگر که البته از جهاتی غلیظ‌تر هم بوده. باید توجه داشت که اسلام بر بستر واقعیتی تاریخی شکل گرفت و از آن جدا نبود. ذهن پیامبر هم گسسته از واقعیت‌های جامعه نیست. بر این اساس، مسلمانان صدر اسلام و بعدها مفسران، همه تحت تاثیر نگاه منفی به زن بوده‌اند. این نگاه منفی به شکل‌های مختلف خود را بروز داده؛ نگاه به رابطه جنسی، چهره و اندام زن، صدای زن و .... نگاه منفی بر این اساس بوده که زن محور شر است.»

 حسن یوسفی اشکوری: آنچه در ذهنیت مسلمانان از صدر اسلام شکل گرفته و تقویت پیدا کرده، ذهنیتی تاریخی است: نگاهی منفی نسبت به جنس مونث. اینکه چرا این ذهنیت شکل گرفته، بحث دیگری است. این دیدگاه کلی در میان اعراب پیش از اسلام هم وجود داشته، درست مثل اقوام دیگر که البته از جهاتی غلیظ‌تر هم بوده. باید توجه داشت که اسلام بر بستر واقعیتی تاریخی شکل گرفت و از آن جدا نبود. ذهن پیامبر هم گسسته از واقعیت‌های جامعه نیست.

آقای اشکوری می‌گوید که ممنوعیت خوانندگی برای زنان یک موضوع فقهی است نه اسلامی: «به طور خاص در مورد خوانندگی زنان، در خود قرآن که سند اصلی اسلام است، هیچ آیه‌ای در نفی یا اثبات وجود ندارد؛ یعنی نه می‌توان استنباط کرد که زن این حق را دارد، نه می‌توان در تایید آن چیزی یافت. اما در مورد قفه پاسخ مثبت است، حرمت خوانندگی زن در فقه سنی و شیعه مطرح است. سند و مدرک فقها در این زمینه قرآن نیست، برخی روایات است که ۲۰۰ سال بعد از پیامبر نوشته و به شکل مکتوب جمع‌آوری شده‌اند. این روایات، مانند دیگر روایاتی هستند که در مورد زنان آمده و همان دیدگاه منفی درباره زن را دارد و به دنبال خود، پیامدهایی به وجود آورده: زن و مرد باید از هم هرچه دورتر باشند. مثلا بین دو تا زن ننشینید که اگر بنشینید شیطان میان‌شان هست. به این معنا، رابطه زن و مرد در امور جنسی خلاصه شده و زن، عامل گناه و مظهر شر است؛ پس باید هرچه زن را از مرد دورتر کرد. این تفکر، بر مسئله دیدن زن، حجاب زن و ... هم اثر می‌گذارد و موضوع صدای زن هم مطرح می‌شود. جریان کوبه‌های زنانه و مردانه در که شکل‌شان شبیه آلت تناسلی زن و مرد است و هرکدام باید جداگانه آن را به صدا در می‌آوردند، یا اینکه زن هنگام جواب دادن باید ریگ زیر زبان بگذارد و ... در میان اعراب و در قرآن و سنت مطرح نبوده، در قرن دوم و سوم مطرح شده است. در عین حال این موضوع، جدا از مسئله خوانندگی زن، به موضوع موسیقی بر‌می‌گردد که چه مرد بخواند و چه زن، اگر غنا باشد حرام است. منتها زن حق ندارد در حضور مردان بخواند. الان هم فقها به خواندن زن در میان زنان اشکالی نمی‌گیرند. به هر حال این موضوع بر ساخته شرایط است.»

 یوسفی اشکوری معتقد است تغییر این دیدگاه مستلزم ایجاد تغییر در نگاه فقها و حذف نگاه صرفاً مردانه در تفسیر دین است: «متاسفانه در تاریخ اسلام مفسران دین همه مرد بوده‌اند. تک و توک فقهای زن داشته‌ایم و آنها هم هرگز مرجع تقلید نبوده‌اند. ما یک مفسر رسمی زن نامدار نداریم و هزار و 400 سال دین، به وسیله مردان تبیین شده. بحث‌های کلامی و فلسفی و ادبیات و سنت مذهبی همواره توسط مردان تفسیر شده است. این نگاه هم تمایل به حذف زن داشته و الان هم همچنان در ذهن فقهای قرن ما حاکم است. اگر کسی نظر دیگری داشته باشد و بگوید، اعتبار اجتماعی‌اش زیر سئوال می‌رود، اما همه چیز به تحولات جامعه برمی‌گردد. سیر تحولات جامعه در جهت تحول بوده. به عنوان مثال، مسئله حجاب اجباری با هیچ دیدی قابل دفاع نیست، اما هنوز هیچکس جرئت نکرده با حجاب اجباری مخالفت کند. ولی این به این معنا نیست که هرگز مخالفتی نخواهد شد. اگر پرسش‌ها جدی شود، ممکن است زمینه تحولات ایجاد شود.»

 آقای اشکوری در عین حال معتقد است که نمی‌توان کسی را به دلیل پایبند نبودن به احکامی که خود ممکن است دارای شبهه باشند، از دایره دینداران خارج دانست: «اولا دینداری با شهادتین احراز می‌شود. این حرف همه فقهاست. هر کس که به یکتایی خداوند و رسالت اعتقاد داشته باشد مسلمان است ولو اینکه واجبات را در تمام عمر انجام ندهد. این مسئله خللی به مسلمانی‌اش وارد نمی‌کند. اما مسلمانی هم مراتبی دارد. ممکن است کسی نماز بخواند و روزه بگیرد اما معتقد به حجاب نباشد. شاید اصلا معتقد است که حجاب از قرآن استنباط نمی‌شود یا از مقتضیات زمان است یا جزو احکام متغیر قرآن است. تفسیر هر کسی از دین متفاوت است. کسی که مبادی آداب دینی نیست، یا خود شخصاً صاحب نظر است و نظر اجتهادی و تحلیل دارد، یا صرفا بی‌مبالات است. بعضی این‌طور هستند. مثلا شراب در قرآن صراحتاً حرام نشده و تنها گفته شده که از عمل شیطان است یا در حد مست‌کنندگی، حرام است. با چنین نگاهی ممکن است فردی شراب را حرام نداند. نسبت به مسائل مختلف مثل زن، حجاب و ... هم همینطور است. به هر حال این یک امر شخصی است و کسی نمی‌تواند تکلیف برای کسی تعیین کند. من ممکن است کاری را نپسندم، اما مسئول اعمال و رفتار کسی نیستم. گر‌چه فقها چون خود را نماینده خدا می‌دانند، این کار را می کنند.»

 ۳- اسلام ترک‌خورده و آوازخوانی زنان با‌ حجاب

 در جهان اسلام، خوانندگی زنان با‌ حجاب اما پدیده تازه‌ای نیست. در بسیاری از کشورهای مسلمان، شنیده شدن صدای زن را با آواز، حرام به حساب نمی‌آورند. در مقابل نگاهی که در ایران وجود دارد و حتی شنیدن صدای قرآن خواندن زنان را حرام می‌داند، زنان مسلمان بسیاری از دیر‌باز قرآن را به صوت و لحن و در مسابقات بین‌المللی خوانده‌اند.

در جهان اسلام، خوانندگی زنان با‌ حجاب اما پدیده تازه‌ای نیست. در بسیاری از کشورهای مسلمان، شنیده شدن صدای زن را با آواز، حرام به حساب نمی‌آورند. در مقابل نگاهی که در ایران وجود دارد و حتی شنیدن صدای قرآن خواندن زنان را حرام می‌داند، زنان مسلمان بسیاری از دیر‌باز قرآن را به صوت و لحن و در مسابقات بین‌المللی خوانده‌اند.

به شکل مدرن و در قالب آواز هم خوانندگان محجبه شناخته شده‌ای وجود دارند. یکی از آنها «یونا»ست؛ خواننده و ترانه‌سرای مستقل مالزیایی که نام کاملش «یونلیس بنت زارا» است. یونای ۲۵ ساله، از ۱۴ سالگی ترانه سروده و اولین اجرای خود را در ۱۹ سالگی روی صحنه برده است. تا به امروز در نواحی مختلف مالزی هم برنامه اجرا کرده است. یونا با حجاب است و در اجراهای روی صحنه‌اش هم روسری بر سر دارد. او چهره تبلیغاتی «گلکسی نوت» شرکت سامسونگ هم هست و در سال ۲۰۰۸ به عنوان یکی از نامزدهای برگزیده «ام‌‌تی‌وی» معرفی شد.

 یونا اما تنها زنی نیست که با داشتن حجاب در مالزی به فعالیت‌های مرتبط با حوزه موسیقی مشغول است. در مالزی، دختران دیگری هم هستند که به عنوان هم‌خوان، خواننده، نوازنده و رقصنده با گروه‌های موسیقی همکاری می‌کنند. تعدادی از این خوانندگان با حجاب زن، در عیدهای مذهبی و مناسبت‌های ملی در تلویزیون مالزی برنامه‌های زنده اجرا می‌کنند. با اینکه برخی از مسلمانان مالزی از بقیه متعصب‌ترند، اما تنوع نژادی و دینی در این کشور باعث شده که پذیرندگی عموم نسبت به حضور زنان مسلمان و با‌ حجاب در عرصه‌های مختلف هنری مانند موسیقی، در جامعه پذیرفته شده‌ باشد. به همین دلیل است که حضور زنان با ‌حجاب بر صحنه اجرای موسیقی واکنشی بر نمی‌انگیزد و عادی تلقی می‌شود.

 در اندونزی هم که بزرگ‌ترین کشور مسلمان دنیا به حساب می‌آید، زنان خواننده با حجاب برنامه اجرا می‌کنند. نمونه‌های مشابه در کشورهای عربی هم وجود دارد. ترانه مشهور «المیدان» نیز که از آهنگ‌های معروف انقلابی مصر در بهار عربی بود، یک خواننده زن دارد.

 ۴- سرکوب حکومتی و ریشه‌های ترس

 «چه می‌شود که در جامعه‌ای مثل مصر، یک زن مسلمان با‌ حجاب آواز می‌خواند اما یک دختر ایرانی با حجاب حق حضور در یک برنامه مسابقه خوانندگی که متعلق به یک خواننده مشهور ایرانی ا‌ست را پیدا نمی‌کند؟»

فاطمه شمس: «نمی‌شود از جامعه‌ای که حکومتش این همه به تن و لباس مردمش گیر می‌دهد، انتظار داشت که با مسئله‌ای به این مهمی همان قدر راحت و بی‌تفاوت برخورد کند که مثلاً مصر با همین قضیه می‌کند. بنیانگذار آکادمی گوگوش، خود اوست که بیست و خورده‌ای سال صدا و تن‌اش از عرصه خوانندگی محذوف بود. داشتن نوارهایش جرم محسوب می‌شد و مجرمان در اکثر موارد آدم‌های اصطلاحاً بدحجاب بودند. حذف بی‌رحمانه زنان سکولار و بی‌حجاب از اداره‌های دولتی و بعد از سطح جامعه و وحشی‌گری‌های گشت ارشاد و مامورها و بازجوهای چادری و به زور حجاب کردن زندانی و ... همه در نفرت و ترسی که امروز روانه دختر جوان با حجاب و خوش‌صدای برنامه آکادمی گوگوش می‌شود دخیلند.»

این یکی از پرسش‌‌‌هایی است که فاطمه شمس، دانشجوی دکترای ایران‌شناسی در دانشگاه آکسفورد، در این زمینه مطرح کرده است. او در واکنش به این موضوع، چند پرسش دیگر هم مطرح می‌کند: «آیا تاریخ پوشش و حجاب در مصر و تفاوتش با ایران در این قضیه دخیل است؟ آیا حجاب به عنوان یکی از نمادهای اسلام در جهان عرب راحت‌تر به جزیی نامرئی از فرهنگ تبدیل می‌شود و حساسیت درباره آن از جامعه غیر عربی مثل ایران شیعه مذهب، کمتر است؟ آیا حجاب در مصر هم به اندازه ایران ابزار کنترل اجتماعی زنان و سرکوب بوده؟ آیا قدرت سیاسی در مصر در طول تاریخ پوشش زنان به شکل فعلی اجباری آن در ایران را به عنوان قانون اعمال کرده؟ آیا دختران و زنان را وسط خیابان با گشت ارشاد دستگیر کرده؟ خراش به صورتشان انداخته؟ محکوم به شلاق و حبس‌شان کرده؟ آیا سکولارهای مصری به اندازه سکولارهای ایرانی و در این مورد خاص زنان، قربانی رفتارهای حذفی مذهبیون اعم از کشتار و حبس و آزار جنسی بوده‌اند؟

 اگر این مقایسه میل به نابرابری کند، که به نظر من می‌کند، (به این معنا که ایران در بیشتر سوالاتی که مطرح شد در سرکوب زنان و کنترل اجتماعی آن‌ها از طریق حجاب و پوشش دست بالا را داشته)، آن وقت حجاب هراسی و واکنش به نشانه‌های لباسی که یونیفورم سلطه بوده از سوی بخشی از جامعه ایران ربطی به آن مسائلی که در سوال‌های بالا گفتم، ندارد؟»

 او در ادامه موضوع را به واکنش متقابل کسانی مربوط می‌داند که از سوی قدرت سیاسی و مذهبی جامعه ایران، تحت فشار بوده‌اند: «نمی‌شود از جامعه‌ای که حکومتش این همه به تن و لباس مردمش گیر می‌دهد، انتظار داشت که با مسئله‌ای به این مهمی همان قدر راحت و بی‌تفاوت برخورد کند که مثلاً مصر با همین قضیه می‌کند. بنیانگذار آکادمی گوگوش، خود اوست که بیست و خورده‌ای سال صدا و تن‌اش از عرصه خوانندگی محذوف بود. داشتن نوارهایش جرم محسوب می‌شد و مجرمان در اکثر موارد آدم‌های اصطلاحاً بدحجاب بودند. حذف بی‌رحمانه زنان سکولار و بی‌حجاب از اداره‌های دولتی و بعد از سطح جامعه و وحشی‌گری‌های گشت ارشاد و مامورها و بازجوهای چادری و به زور حجاب کردن زندانی و ... همه در نفرت و ترسی که امروز روانه دختر جوان با حجاب و خوش‌صدای برنامه آکادمی گوگوش می‌شود دخیلند. این تعصب و قهر زاییده سرکوب و انقیاد است و از زیر بته به عمل نیامده. قبل از نقد و تحقیر فکری و محکوم کردن آدم‌ها برای فهم هراس‌شان باید لختی درنگ کرد و به ریشه‌های ترس رفت.»

 ۵- آیا از این زن می‌ترسیم؟

 در کنار تمام این تحلیل‌ها، بسیاری از مخاطبان این برنامه و شرکت‌کنندگان در این بحث‌ها، با مجموعه‌ای از سئوالات در شیوه ‌زندگی‌ خود و اطرافیان‌شان روبه‌رو شده‌اند. عده‌ای شرکت این زن را به تئوری‌های توطئه پیرامون نفوذ رژیم ایران برای نشان دادن چهره‌‌ای متعادل از اسلام نسبت می‌دهند، یا نگرانند با ارائه این چهره، تمایل عمومی به دین بیشتر شود و این در تناقض با آینده‌ای مبتنی بر سکولاریزم است. اینها موضوعاتی است که در اظهار نظرها در این زمینه دیده می‌شود.

بسیاری از مخاطبان این برنامه و شرکت‌کنندگان در این بحث‌ها، با مجموعه‌ای از سئوالات در شیوه ‌زندگی‌ خود و اطرافیان‌شان روبه‌رو شده‌اند. عده‌ای شرکت این زن را به تئوری‌های توطئه پیرامون نفوذ رژیم ایران برای نشان دادن چهره‌‌ای متعادل از اسلام نسبت می‌دهند، یا نگرانند با ارائه این چهره، تمایل عمومی به دین بیشتر شود و این در تناقض با آینده‌ای مبتنی بر سکولاریزم است.

 در مقابل عده‌ای هم می‌گویند: «من دوست دارم یکشنبه‌ها به کلیسا بروم و سرودهای مسیحی بخوانم، روی سرم حجاب بگذارم، نوشیدنی الکلی ننوشم، گوشت خوک بخورم و هفته‌ای یک بار هم مثل بودایی‌ها مراقبه کنم. به کسی چه ربطی دارد که اسم روش زندگی من اسلام است یا مسیحیت یا بوداییسم یا هر چیز دیگر؟»

 مخاطبی هم در پاسخ به تئوری‌های توطئه گفته است: «ما هیچ مدرک مستدلی در دست نداریم که فلان شرکت کننده با چه هدف و از آن مهم‌تر سناریویی انتخاب شده است. شما می‌توانید آن مطلب را در قالب یک فرضیه مطرح کنید اما چطور می‌توان با اطمینان روی آن موضوع صحه گذاشت؟ تناقض رفتاری یک شخص با آنچه ما دینداری مطلق می‌شناسیم اصلاً چیز عجیبی‌ نیست. در همین ایران خودمان چند درصد از کل جمعیت مسلمان تمامی دستورات و قواعد اسلام را مو به مو اجرا می‌کنند؟ آیا دیدن افرادی که نماز نمی‌خوانند، مشروب هم می‌خورند ولی‌ به زیارت امام رضا هم می‌روند امری عادی نیست؟ فقط به آن دلیل که به دلیل رایج بودن برای ما عادی شده، چیزی از تناقض آن کم نمی‌کند. در همین اروپا دیدن دختران با حجاب کامل که در حال شوخی‌ فیزیکی‌ با پسران هستند امری چندان نادر نیست. شخصاً بسیاری را می‌شناسم که مشکلی‌ با مشروب ندارند اما گوشت ذبح غیر اسلامی برایشان خط قرمز است. گذشته از آن شاخه پروتستان مسیحیت هرگز نباید به وجود می‌آمد، چون همه باید صد درصد به آنچه بود پایبند می‌بودند.»

 با این بحث‌ها مشخص نیست که آیا جامعه ایران هرگز می‌تواند حجاب اختیاری را برای زنان بپذیرد یا نه؟


موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب پیرامون حجاب ، اخبار حجاب
برچسب‌ها: ارمیا , دختر خواننده , خواننده محجبه , خواننده زن , شبکه من و تو

تاريخ : سه شنبه ششم فروردین 1392 | 14:9 | نویسنده : الهه شمسی |

این روزها همه جا صحبت از آکادمی گوگوش است. این برنامه ی سرگرم کننده موفق شده است تعداد زیادی از ایرانیان را در اقصی نقاط جهان پای تلویزیون یا رایانه بنشاند و آن ها را برای رای دادن به خواننده ی مورد علاقه شان ترغیب کند. عدد باور نکردنی هشت میلیون رای آن هم در شرایطی که مخابرات ایران انواع تضییقات را برای برقراری تماس به وجود می آورد نشان دهنده ی توجه مردم به این برنامه و مشارکت فعال در انتخاب خواننده ی مورد علاقه شان است. آن چه این دوره از آکادمی گوگوش را از سایر دوره ها مجزا می سازد حضور خواننده ی جوانی به نام ارمیاست که با حجاب کامل اسلامی در این مسابقه حضور یافته است. حضور او ابتدا باعث بحث های جنجالی فراوانی شد. عده ای از سوپرمدرن ها به دست اندرکاران آکادمی گوگوش تاختند که چرا چنین کسی را که نماینده فرهنگی جمهوری اسلامی یا اسلام و اسلام گرایی است به برنامه راه داده اند. عده ای دیگر به این دختر جوان با نگاه مشکوک نگریستند و در پس پرده ی حضور او دست های توطئه گر جمهوری اسلامی را دیدند. عده ای دیگر بی اعتنا از کنار او گذشتند ولی قلبا رضایتی به حضور او در این برنامه نداشتند. اما عده ی دیگری که ظاهرا جمعیت اندکی هم نبودند حضور او را گرامی داشتند و اتفاقا رای همین گروه عظیم باعث شد تا ارمیای محجبه موفق به کسب رتبه ی اول در این مسابقه شود.


موضوعاتی از این قبیل٬ جملگی نشانه است. نشانه برای شناختن بافت فکری و فرهنگی مردم ایران. البته به محض ورود به چنین مباحثی عده ای شمشیر از نیام بر می کشند و به جان نویسنده می افتند اما چون همواره بدون مماشات آن چه را که خوب یا بد به ما مردم مربوط بوده است گفته ام لذا از بیان این حقیقت نیز ابا ندارم که بخش بزرگی از مردم ما متاسفانه در آن واحد دارای اخلاق دو گانه هستند و زشت و زیبا را یک جا در خود دارند. مردمی که اگر به خواهر و دخترشان چپ نگاه کنی تو را مستوجب مرگ می دانند و بی شرف و بی همه چیز می خوانند٬ به راحتی فیلم همبستر شدن دختر جوانی را که ناجوانمردانه در سطح جامعه پخش شده با نیش باز و خیالی آسوده به تماشا می نشینند. همین ها٬ به خود حق می دهند کنار هر زن و دختری که در کنار خیابان منتظر تاکسی ست ترمز بزنند و بدون ناراحتی وجدان او را دعوت به سوار شدن نمایند. همین ها اگر دختر یا زنی زیبا را ببینند به خود اجازه می دهند زشت ترین متلک ها و سخیف ترین کلمات را به او بگویند. وحشتناک تر از همه که آن هم اتفاقا به آکادمی گوگوش بر می گردد٬ صفحه فیس بوکی بود که برای امیرحسین درست کردند و نام این صفحه و تعداد لایک زنندگان آن٬ چنان وحشتناک بود که مو بر تن هر ناظر اجتماعی راست می کرد که جامعه به چه قهقرایی افتاده است.


اما در این میان چرا پای گلشیفته را به میان کشیدم و نام او را در قیاس با نام ارمیا مطرح کردم. خواستم بگویم برهنه شدن گلشیفته اگر هزاران هزار طرفدار هم داشته باشد٬ نباید به این طرفداران دلخوش بود و یا تحول درونی آن ها را باور کرد. بخش بزرگی از همین طرفداران به امثال ارمیا رای می دهند که این هم از دوگانگی فرهنگ ماست. برهنه شدن گلشیفته خوب است اما پوشیده بودن و وزین بودن ارمیا هم خوب است و البته اگر پای زن و بچه ی خود آدم در میان باشد اولی زشت و قبیح و دومی زیبا و نجیب است. به عبارتی با طناب هایی این چنین سست که ظاهری محکم ولی درونی پوک دارند نباید داخل چاه تحلیل های ساده و یک طرفه شد و باید این پیچیدگی بیمارگون را که در آن واحد دو جنبه و دو سویه و گاه چند جنبه و چند سویه دارد شناخت و تحلیل ها را بر اساس آن استوار کرد.


ارمیا و گلشیفته هر دو دختران ایران زمین هستند و منعکس کننده ی سلیقه ها و طرز فکرهای گوناگون. آن ها حق دارند هر طور که می خواهند لباس بپوشند و مردم هم حق دارند هر کدام را که بهتر می دانند بپذیرند و الگوی خود قرار دهند. اما وظیفه ی ما به عنوان اهل رسانه٬ شناخت دقیق خصائل مردم است و دقت در این امر و ساده ندیدن جریان و فریب ظواهر را نخوردن مهم ترین موضوعی ست که باید در نظر گرفته شود.


موضوعات مرتبط: دلایل حجاب ، مقالات و مطالب پیرامون حجاب ، اخبار حجاب
برچسب‌ها: ارمیا , آکادمی گوگوش , گلشیفته , خواننده زن با حجاب , خواننده با روسری

تاريخ : دوشنبه پنجم فروردین 1392 | 14:2 | نویسنده : الهه شمسی |

بخش تحلیل خودنویس: در دو هیاهوی «گل‌شیفته» و «ارمیا» تنها موضوع اصلی نبودن فرهنگ سکولار از سوی بسیاری از مردم است. اگر ما خود نتوانیم برای دیگران حق انتخاب قائل شویم هرگز نمی‌توانیم دولتی سکولار ایجاد کنیم و حتی اکر این دولت سکولار توسط اقلیتی ایجاد یا از بیرون تحمیل شود دوام نخواهد یافت.



نویسنده سال گذشته در پی جنجال مربوط به برهنه شدن تجاری – هنری خانم فراهانی  یادداشتی نوشت و این را تنها انتخاب فردی یک هنرمند حرفه‌ای در کشوری سکولار دانست که تنها از این زاویه قابل توجه است و سایر جنجال‌های پیرامون آن نه خود آن موضوع بلکه بازتاب باورهای درونی منتقدین یا طرفدران است.


مشابه این داستان در مورد حجاب شرکت کننده‌ای در یک برنامه سرگرم کننده و جنجال پیرامون آن به چشم می‌خورد که برخی آن‌را توهین به اسلام و برخی آن را نوعی ریا برای ترویج اسلام می‌دانند و چون نظام حکومتی ایران هم اسلامی است، این را به آن ربط می‌دهند.


از نظر نویسنده، در این دو هیاهو تنها موضوع اصلی نبودن فرهنگ سکولار از سوی اکثریت مردم است. هر انسانی آزاد است هر طوری دوست دارد لباس بپوشد به هرچیزی هم اعتقاد داشته باشد، به من چه ربطی دارد!


این تنها زمانی به کسی  ارتباط پیدا می‌کند که مثلا او بخواهد به‌زور سر او  روسری، یا به‌زور کسی  را برهنه کند!


این فرهنگ تنها به انتخاب پوشش محدود نمی‌شود و در جای جای مطبوعات و فضای سایبری هم عدم تحمل نظر و انتخاب دیگران به چشم می‌خورد. در این میان تکلیف کسانی که متعصب هستند و ادعایی هم در مورد آزاد اندیشی و دموکراسی ندارند روشن است، ولی فضاهای رسانه‌ای و دیجتالی اکثریت با کسانی است که ظاهرا ادعای عکس آن را دارند.


جالب آن است که بسیاری از همین افراد، کشورهای آمریکای شمالی یا اروپای شمالی و غربی را محل‌هایی ایده آل برای زندگی می‌دانند، چون دولت‌ها و سیستم‌هایی سکولار دارند  و البته از ویژگی‌های اصلی آن کشورها را این می‌دانند که کسی به کسی کاری ندارد!


اما داشتن فرهنگ سکولار با داشتن دولتی سکولار متفاوت است.


اگر ما خود نتوانیم برای دیگران حق انتخاب قائل شویم هرگز نمی‌توانیم دولت سکولار را هم ایجاد نماییم و حتی اکر این دولت سکولار توسط اقلیتی ایجاد یا از بیرون تحمیل شود دوام نخواهد یافت و برعکس آن هم صادق است که می‌بینیم افرادی سال‌ها در جوامع سکولار زندگی کرده‌اند ولی همچنان فاقد قدرت تحمل نظر مخالف هستند.


تقلیل‌گرایی افراطی از بارزترین نشانه‌های فرهنگ غیر سکولار است و اینکه کل یک برنامه تفریحی پر طرفدار که صدها مشابه خارجی دارد، در نهایت به حجاب فرد شرکت کننده تقلیل می‌یابد نشان از جامعه‌ای دارد که فاصله زیادی با فرهنگ سکولار دارد.



نظام ایران این فرهنگ را کاملا شناخته است که با کم و زیاد کردن فشار بر روی حجاب مشارکت‌های انتخاباتی خود را کم و زیاد می‌کند!


موضوعات مرتبط: دلایل حجاب ، مقالات و مطالب پیرامون حجاب ، اخبار حجاب
برچسب‌ها: گلشيفته فراهاني , ارميا , حجاب اختياري , چادر , خواننده محجبه

تاريخ : یکشنبه چهارم فروردین 1392 | 15:58 | نویسنده : الهه شمسی |

اگر به انسان وساختار وجودی او، چه ازلحاظ جسمی و چه از نگاه روحی، بنگریم و از این رهگذر، نظری به انگیزه های نهفته و امیال گوناگون خفته در سرشت و خمیرمایه وجودی او كه «فطرت» نامیده می شود ، بیندازیم به راحتی درمی یابیم كه ازجمله نیرومندترین، بزرگترین و برترین نیروهای موجود در او ، حس و غریزه «جنسی» است.
میلی نیرومند كه اگر درمسیر صحیح و راه درست خویش هدایت نشود ، به سهولت سرچشمه گناهان بزرگ و معاصی نابخشوده می شود و پیامدی جز تبدیل زندگی پرنشاط و پویای انسانی به جان كندنی سراسر حزن، اندوه و تباهی درپی نمی آورد.
نگاهی كوتاه به خون ریزی ها، جنگ ها و عصیان های پدیدارشده درتاریخ تمدن بشری، بیش از همیشه، این واقعیت تلخ را جلوه گر می سازد كه:انسان درهیچ زمینه ای به این اندازه و پایه آسیب پذیر نیست و هیچ نیرویی درایجاد سركشی در نهاد او ، به پای این میل غریزی نمی رسد.

اندیشمندان و روشنفكران، با توجه به چنین نكته ای، از دیروز تا به امروز همراه با طرح فرضیه های گوناگون و ارائه نظریه های مختلف، سعی درمقابله اصولی و از رهگذر آن ، چاره جویی بنیادین در رویارویی با این غریزه و میل فطری داشته اند و دراین راه ، تاكنون نظریه های مختلف و متفاوت را بیان كرده اند. گروهی چون مانی، بودا و تولستوی گفته اند كه این میل نهفته و غریزه ذاتی را به كلی باید از بین برد تا انسان و جامعه انسانی از آسیب های آن در امان باشد و گروهی دیگر چون فروید درمقابله با این نظر «افراطی» چنین گفته اند كه بازگشایی سدها و مجوز پیش روی به این میل در جامعه سبب ساز كاهش میزان جرم و ارتكاب جنایت در جامعه می شود.

بقیه در ادامه مطلب ...


موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب پیرامون حجاب

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و سوم دی 1391 | 10:21 | نویسنده : الهه شمسی |

در سال‌های ابتدای تاسیس جمهوری اسلامی دو نوع ازدواج میان جوانان در کنار انواع سابق و سنتی ازدواج در ایران پا به میدان روابط اجتماعی گذاشت. هر دو نوع ازدواج عمدتا بیرون از روال ازدواج‌های ترتیب داده شده توسط خانواده‌ها شکل گرفته و خانواده‌ها در جو انقلاب‌زدهٔ آن سال‌ها اغلب علی‌رغم داشتن مشکل، با آنها کنار می‌آمدند:


۱- ازدواج میان دختران و پسرانی که هر دو طرف به اسلام ایدئولوژیزه گرویده و سر و وضع و سبک زندگی خود را با ایدئولوژی اختراعی جدید (با ترکیب عناصری از مارکسیسم/لنینیسم، هیپی‌گری، فاشیسم و اسلام تبلیغ شده توسط روحانیت معترض) تطبیق داده بودند.


د


موضوعات مرتبط: دلایل حجاب ، مقالات و مطالب پیرامون حجاب ، اخبار حجاب
برچسب‌ها: حجاب اجباري

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و چهارم آذر 1391 | 20:10 | نویسنده : الهه شمسی |

: شهید بهشتی با استناد به آیات مزبور و برخی آیات دیگر، چنین نتیجه می گیرد: آقا! خانم! خدا به پیغمبرش می‌گوید تو حق نداری انسان ها را وادار به ایمان کنی، تو باید راه ایمان را به انسان ها نشان بدهی، زمینه های محیطی ایمان پیدا کردن و آزادانه به راه ایمان گام نهادن را فراهم کنی، البته در فراهم کردن زمینه ها باید قدرت به کار برد، اما قدرت باید فقط در این حد به کار برود که زمینه های منفی از بین برود و زمینه مساعد برای انتخاب احسن باشد.


موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب پیرامون حجاب

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 | 23:18 | نویسنده : الهه شمسی |
آیت الله حاج شیخ محمدتقی بافقی یزدی، متولد ۱۲۹۲هجری قمری، ادبیات و سطوح را نزد مرحوم آقا سیدعلی مدرس لب جندقی خواند، آن‌گاه به نجف اشرف رفت و نزد مرحوم سیدمحمدکاظم یزدی «صاحب عروه» و آخوند ملامحمدکاظم خراسانی «صاحب کفایه» و عالم ربانی آقا سیداحمد کربلایی تلمذ کرد و پس از آن به ایران و قم آمد، وی از کسانی بود که از مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری خواست، قم را مرکز علوم دینی قرار دهد، هر چند که آیت الله بافقی در این راه قدم‌های زیادی برداشت.

وی بسیار غیور و آمر به معروف و ناهی از منکر بود، در زمان رضاخان پهلوی به خاطر امر به معروف و نهی از منکر که نسبت به برخی از بستگان او انجام داده بود، مورد هتک و ضرب قرار گرفت و به شهرری تبعید شد تا سال ۱۳۶۵ هجری قمری در آنجا بود و در جمادی الاولی همین سال در شهرری از دنیا رفت و جنازه او را به قم آوردند و نزدیک قبر مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری دفن کردند.

آیت‌الله حسین نوری همدانی در کتاب «اسلام مجسم» صفحه ۳۱۷ به شرح این ماجرا پرداخته است که در ادامه می‌آید:

روز جمعه ۲۷ رمضان ۱۳۴۶ قمری مطابق ۱۳۰۶ شمسی، ساعاتی پیش از تحویل سال ۱۳۰۷ شمسی، زوّار بسیاری از نقاط مختلف، طبق معمول هر ساله به سوی شهر قم روی آورده بودند تا هنگام تحویل سال در کنار مرقد مطهر کریمه اهل بیت عصمت حضرت معصومه علیها‌السلام باشند.

به قدری جمعیت و ازدحام در صحن و حرم و رواق‌ها بود که جای سوزن انداختن نبود، اعضای خانواده رضاخان از جمله، همسرش (مادر محمد رضا) به قم آمده و در غرفه بالای ایوان آیینه بدون حجاب (سر و صورت باز) نشسته بودند و این موضوع به طوری جلب نظر می‌کرد که صدای اعتراض مردم از هر سو بلند شد و بسیاری می‌گفتند: اگر از مردم شرم نمی‌کنند، دست کم از حضرت معصومه (س) شرم کنند و بالاخره، صدای اعتراض مردم کم کم اوج گرفت.

سید ناظم واعظ: آهای خانم‌ها یا خود را بپوشانید یا فوراً از اینجا بروید

بقیه در ادامه مطلب ...

 


موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب پیرامون حجاب
برچسب‌ها: واکنش به ‌‌بدحجابی‌ زن ‌شاه ‌در حرم

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه سیزدهم تیر 1391 | 13:27 | نویسنده : الهه شمسی |

از جمله مباحثی که امروزه در اذهان عمومی مطرح بوده و احیاناً از سوی گروهی مورد مناقشه واقع می گردد، بحث مانع شدن و یا برخورد حکومت اسلامی با عوامل بدحجابی یا بی‌حجابی به شکل آزادانه در محیط جامعه‌ی اسلامی است. مناسب به نظر می­رسد با قطع نظر از کم و کیف این کار در سطح جامعه‌ی اسلامی توسط مجریان این طرح، بحثی مبنایی نسبت به این مسأله صورت پذیرد.

پرسش اساسی در این باره این است که آیا حکومت اسلامی افزون بر نقش هدایت‌گری، تبلیغ، امر به معروف و نهی از منکر، می­تواند در عرض کارهای یاد شده با افرادی که به رفتار بی­حجابی یا بدحجابی مبادرت می­ورزند، برخورد عملی نموده و آن‌ها را به رعایت موازین شرعی در خصوص پوشش اسلامی الزام نماید؟ شایسته است مبانی اسلامی و ادله‌ی لزوم چنین کاری بررسی گردد تا افزون بر آن‌که در عمل به جهت آن‌که در جامعه‌ی اسلامی به سر برده و موظف به رعایت قوانین موضوعه در آن هستیم؛ نسبت به علت و فلسفه‌ی چنین برخوردی شناخت پیدا کنیم.

بقیه در ادامه مطلب ...


موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب پیرامون حجاب
برچسب‌ها: آیا حکومت اسلامی حق برخورد با بدحجابی را دارد

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیستم اسفند 1390 | 10:51 | نویسنده : الهه شمسی |

چارلز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانی اش همایون می گه : چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن  !؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر کارنامه خرابی دارند و خودشون رو نمیتونن کنترل کنن؟؟

همایون لبخندی میزنه و میگه :ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده ؟ و هر مردی می تونه ملکه انگلستان رو لمس کنه؟!

چارلز با عصبانیت می گه :نه! مگه ملکه فرد عادیه ؟!! فقط افراد خاصی می تونن با ایشون دست بدن و در رابطه باشن!!!

ملکه انگلستان

همایون هم بی درنگ می گه :

خانوم های ایرونی همشون ملکه هستن!!!

(به نقل از وب عفاف سلاحی برای زن)


موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب پیرامون حجاب
برچسب‌ها: ملکه و حجاب

تاريخ : سه شنبه دوم اسفند 1390 | 9:15 | نویسنده : الهه شمسی |
حجاب یکی از نمودهای رواج عفاف و حیا است که باید از سوی زن ومرد در جامعه رعایت شود. در جوامع امروزی به دلیل مصرف‌گرایی شتاب‌زا، زن به عنوان کالایی برای جلب فروش و افزایش سود سرمایه‌داران تلقی شد. از سوی دیگر مردان بدون در نظر گرفتن هر گونه عفت پوششی و کلامی، خود را مبرا از رعایت عفت و حجاب می‌دانند؛ چیزی که امروز نیز با آن مواجهیم. محدودیت پوششی بیشتر به زنان و با نوعی اجبار همراه شده است که خود به ایجاد پیامدهای منفی راجع به حجاب در سال‌های اخیر منجر شده است.

بی‌حجابی و بد حجابی در پوشش و رفتار مردان نیز نمایان است، اما با برجسته کردن بی‌حجابی و بدحجابی زنان، این موضوع مهم نادیده انگاشته می‌شود. حضور بیشتر مردان در عرصه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی به جهت‌گیری‌های گاه افراطی در پوشش زنان منجر شده و در این راستا تغییرات پوششی مردان و از بین رفتن حدود شرعی آنان به حاشیه رانده شده است. 

گرایش به جنس مخالف در سطح اول از دیدن و جاذبه‌های فیزیکی ناشی می‌شود. بنابراین پوشش نامناسب مردان نیز به افزایش بی‌حیایی و غفلت در زنان منجر می‌شود و حرکت چرخه‌ای این جریان، به زدودن مرزهای اسلامی و انسانی جامعه می‌انجامد و در نتیجه پیامدهای بسیاری را به همراه خواهد داشت. از سوی دیگر این نگاه افراطی به رعایت حجاب تنها از سوی زن، به گسترش اندیشه نادرست سست بودن اراده مردان در غلبه بر نفس و عامل گناه بودن زن که بر خلاف موازین اسلامی است، دامن می‌زند.

 پس برای بهبود شرایط عمومی حجاب در جامعه باید به پوشش و رفتار هر دو جنس به طور عادلانه توجه و اهتمام شود.

پ.ن:
- «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ...»(نور/30): 
«به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشانند.»

موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب پیرامون حجاب
برچسب‌ها: مردسالاری و محدود کردن حجاب به زنان

تاريخ : پنجشنبه بیستم بهمن 1390 | 9:6 | نویسنده : الهه شمسی |

این روزها که هنوز بحث پوشش در جامعه داغ است ,چادر مشکی همچنان از سوی محافل رسمی بعنوان بهترین حجاب برای خانمها مطرح می شود خصوصآ اینکه طرح جدیدتری از ان بعنوان چادر ملی که ازادی عمل بیشتری را برای استفاده کننده از ان فراهم می نمایددر دسترس هست که به نظر می رسد مورد اقبال بیشتری دربین خانم هایی که از این پوشش استفاده می کنند قرار گرفته است.می گویند نوعی پوشش چادر مانند در دوران هخامنشیان در بین زنان ایرانی مرسوم بوده است این پوشش بصورت پارچه ای با حاشیه دوزی , اویزان از پشت تاج خانم های هخامنشی بوده است البته نه به بلندی چادرهای امروزی ! اما بهتر است بدانیم که چادر بعنوان حجاب بیشتر از زمان صفویان رواج یافت همچنانکه در همین دوران مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی انتخاب و ائین های عزاداری نیز در همین دوران مرسوم گشت.البته چادری که در ان زمان مورد استفاده بوده است بیشتر به رنگ سفید, بنفش و ابی بوده و چادر مشکی بیشتر در ایام محرم مورد استفاده بوده است.جالب است بدانید که پس انتشار کتابی بنام "ازاده خانم" اثر  پیر لوتی  که داستان ارتباط یک سیاح اروپایی با خانمی مسلمان را در امپراطوری عثمانی روایت می کرده و بدنبال ان در حدود سال ۱۲۹۸ (ه.ق) نارضایتی سلطان وقت عثمانی , سلطان عبدالحمید خان از این موضوع , بدستور او از ان به بعد خانمها چادرهای رنگی را در استانبول کنار گذاشتند ومجبور به استفاده از چادر مشکی و پیچه برای پوشاندن صورت خویش گردیدند و این تحول پوششی به تدریج به سایر بلاد اسلامی از جمله تبریز سرایت و از انجا به دیگر شهرهای ایران راه یافت.این راهم باید اضافه کرد با توجه به تنوع قومی در ایران و اینکه هرکدام از این قوم ها پوشش خاص خود را دارند چادر مشکی بیشتر در شهرها رواج یافت. بد نیست به این نکته هم اشاره کنیم که در خوزستان هم که چادر پوشش قومی انان محسوب می شود شکل وشمایلش در ان دوران با انچه که در شهرهای مرکزی تر رواج داشت متفاوت بوده است.   

تاریخچه چادر مشکی + چادر ملی + چادر دانشجویی + دختران با حجاب

بقیه در ادامه مطلب ...

 


موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب پیرامون حجاب ، اخبار حجاب
برچسب‌ها: چادر مشکی , تاریخچه چادر , دختران با حجاب

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه هفدهم بهمن 1390 | 12:9 | نویسنده : الهه شمسی |

چندی پیش پژوهش ملی"پوشش و حجاب زنان ایران" رونمایی شد. پژوهشی که نقطه پایانی است بر قضاوتهای متفاوت و متضاد در مورد وضعیت حجاب در کشور. جزئیات این پژوهش ملی در گفتگو با مدیرکل دفتر برنامه ریزی پژوهشهای کاربردی سازمان تبلیغات اسلامی تشریح شد.

چندی پیش از پژوهش ملی «پوشش و حجاب زنان ایران» رونمایی شد. در این پژوهش به پوشش و حجاب در کل کشور پرداخته شده است. دکترعلیرضا فروغی رئیس مرکز پژوهشهای اجتماعی دین سازمان تبلیغات اسلامی و عضو شورای سیاست‌گذاری در خصوص لزوم این پژوهش ملی می گوید: برای آن که بحثهای ذهنی و سلیقه ای در زمینه حجاب خاتمه یابد باید داده های مستندی از متن واقعیت اجتماعی استخراج تا از مدیریتهای عاطفی پرهیز شود. در این پژوهش موفق شدیم تمام داده های واقعی را حتی از دل روستاهای ایران به دست بیاوریم. با او در رابطه با جزئیات این پژوهش و روند شکل گیری آن به گفتگو نشسته ایم:

چگونه "پژوهش ملی حجاب زنان ایران" شکل گرفت؟

- دکتر سید علی‌رضا فروغی :در حدود سال 1384 پژوهشی را با عنوان نگرش زنان نسبت به انواع پوششهای رایج انجام دادیم. این پژوهش در شهر تهران انجام شد و در آن ما بیشتر بحث نگرش‌سنجی را دنبال می کردیم. در ادامه پژوهشهای این حوزه، در سال 1387 با تکمیل پرسش‌نامه‌ سال 1384 در پنج مرکز استان (اصفهان، تبریز، تهران، قم و اهواز) با نمونه‌ مجموعاً سه هزار عدد این پژوهش را ترتیب دادیم و خروجی این پژوهش در مجموع در یک گزارش کل و 5 مجلد استانی به تفکیک گزارشهای این پنج شهر ارائه شد. انجام این دو پژوهش در سالهای 1384 و 1387 کم‌کم این آمادگی را ایجاد کرد تا بتوانیم «پژوهش ملی پوشش و حجاب زنان ایران» را در سطح کشور و به طور سراسری (هم شهری و هم روستایی) انجام بدهیم.مقدمات این پژوهش در سال 1389 شروع شد. جمع‌آوری اطلاعات داده های پژوهش در دی ماه و بهمن ماه در سراسر کشور انجام شد. بعد از این، ابتدا گزارش اولیه‌ پژوهش آمد و در اختیار ناظر پژوهش قرار گرفت. در دو مرحله ناظر پژوهش انتقاداتی را درباره‌ی پژوهش ارائه کردند و در نهایت، گزارش این پژوهش در اواخر تابستان به صورت نهایی آماده شد و منتظر بودیم که در یک فرصت مناسب از این پژوهش رونمایی کنیم.

*این گزارش‌ها پس از انتشار در اختیار چه نهادهایی قرار می‌گیرد؟

- این گزارشها در ابتدا در اختیار مدیریت ارشد سازمان، معاونان و دفاتر استانی قرار خواهد گرفت که این پژوهش به آن‌ها ارتباط دارد. همچنین در اختیار دستگاههای حاکمیتی مثل دفتر مقام معظم رهبری، شورای عالی انقلاب فرهنگی و مرکز پژوهشهای مجلس، سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی و دینی کشور قرار می‌گیرد. این پژوهش‌ها این امکان را فراهم می‌کند که شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان مرجع اصلی در حوزه‌ مدیریت، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در حوزه‌ی فرهنگ با تکیه بر این پژوهش‌ها، سیاست‌ها، اقدامات برنامه‌ای مشخصی را سازمان‌دهی کند.

بقیه در ادامه مطلب ...

 


موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب پیرامون حجاب
برچسب‌ها: پژوهش , حجاب , دختران با حجاب , حجاب ملی

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و ششم دی 1390 | 13:24 | نویسنده : الهه شمسی |

۷۶سال پیش رضا خان دستور کشف حجاب را رسما اجرایی کرد. بخشنامهٔ کشف حجاب جهت تصویب رضاشاه در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۱۴ از طرف رئیس‌الوزرا به دربار فرستاده شد تا در آغاز دی‌ماه فرمان اجرای غیر رسمی قانون کشف حجاب به تمام ولایات ایران ارسال شود.

 سرانجام رضا شاه در ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ طی جشن فارغ‌التحصیلی دختران بی‌حجاب در دانشسرای مقدماتی رسماً از قانون کشف حجاب رونمایی کرد.

رضا شاه پس از تنها سفر خارجی‌اش به ترکیه در ۱۲ خرداد ۱۳۱۳، تحت تأثیر اقدامات غرب‌گرایانه آتاتورک قرار گرفت. وی که که شدیداً تحت تأثیر بی‌حجابی زنان ترکیه قرار گرفته بود، بعد از این سفر تجددگرایی را در مخالفت با حجابی دید که فرهنگ مردم ایران بود.


جشن کشف حجاب در قم


بدین منظور و برای رسمیت یافتن کشف حجاب، قانون اتحاد شکل البسه و تبدیل کلاه در چهار ماده و هشت تبصره در جلسه ۶ دی ۱۳۰۷ و در سومین سال پادشاهی رضاخان ـ دوره هفتم قانونگذاری مجلس شورای ملی ـ به تصویب رسید و در ۱۷ دی ماه رسما اجرا شد امّا اجرای این قانون با مقاومت‌ گسترده‌ای در تهران و چند شهر دیگر روبرو شد و روحانیون نیز پیشتاز این مخالفت‌ها بودند.

داریوش شهبازی، تاریخ‌نگارو پژوهش گر تاریخ تهران معتقد است رضا شاه اشتباه بزرگی با اجرایی کردن قانون کشف حجاب مرتکب شده است.

به گفته وی، از گذشته تا کنون ۳ مساله اساسی با هویت ایرانی عجین شده است که جدا سازی و حذف آن‌ها اشتباه است. شهبازی در توضیح این ۳ مساله به شفاف، گفت: مساله اول که با هویت ایرانی عجین شده است، تاریخ ایران باستان و فرهنگ باستانی ایران است چرا که علاوه بر مردم ایران؛ جهانیان نیز همواره بر تمدن چند هزار ساله ایرانی تاکید دارند و در این دوره مفاخرو بنیه بزرگ فرهنگی داریم که نمی‌توان آن را کنار گذاشت.

این تاریخ نگار ادامه داد: مساله دوم، مسلمان شدن ایرانیان و عجین شدن اسلام با گوشت و خون مردم ایران است که از دوران صفویه به بعد پر رنگ‌تر شده است. این دوران از تاریخ برای ایران بسیار سرنوشت ساز بوده و اسلام را با هویت ایرانی پیوند داده است که این پیوند به هیچ وجهه گسستنی نیست و تلاش برای جدا کردن اسلام از ایران قطعا با شکست مواجه خواهد شد.

وی تاکید کرد: هر حکومتی که بخواهد تاریخ باستان و تاریخ اسلام را کنار بگذارد به گواه تاریخ کشورمحکوم به عدم موفقیت است و پاک کردن این دو مورد به خصوص اسلام اشتباه است.

شهبازی با تاکید بر عدم نفی نفوذ فرهنگ غرب در جوامع سنتی دنیا افزود: مساله سوم که در ۲۰۰ سال اخیر مطرح شده است، مساله برخورد تمدن غرب با تمدن اسلامی –ایرانی است. از دوره آغاز انقلاب صنعتی ودوره ناصرالدین شاه که پدیده انقلاب صنعتی با فلسفه جدید و فلاسفه‌ای چون هگل وارد جوامع دیگردنیا شد، برخورد فرهنگ‌ها به نسبت شرایط هر جامعه تاثیرگذار بود و نمی‌توان این مساله را نیز نادیده گرفت.

این پژوهشگر تاریخ تصریح کرد: بنابراین من معتقدم که رضا شاه در آن برهه از تاریخ با اجبار کشف حجاب و قانون کشیدن چادر از سر زنان اشتباه بزرگی مرتکب شد چرا که تاریخ نشان داده اجبارهای از این نوع به نتیجه نخواهند رسید و باعث برانگیختگی افکار عمومی خواهند شد.

گفتنی است، تشکیل جمعیت بیداری نسوان ـ دی ۱۳۰۵ـ ترویج دکلته و منع چادر از سوی ملکه، حضور خانواده سلطنتی با وضع زننده در قم ـ نوروز ۱۳۰۶ -، مسافرت امان‌الله خان افغان به همراه همسرش ثریا به ایران ـ خرداد ۱۳۰۷ـ و حضور تعدادی از زنان افغانی همراه آن‌ها که در میهمانی‌ها حجاب را رعایت نمی‌کردند و در بازگشت به افغانستان نیز با لباس و کلاه اروپایی از شهرهای ایران عبور می‌کردند، از نشانه‌های گرایش دربار رضاخان به کشف حجاب بود که سرانجام باعث تصویب و اجرا شدن این قانون شد و بسیاری از زنان معترض را عملا خانه نشین کرد و از حضور در اجتماع باز داشت.

آیت‌ الله قمی، آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری، آیت‌الله سید یونس اردبیلی، آیت‌الله سید محمد تقی خوانساری، آیت‌الله حجت کوه‌کمره‌ای و آیت‌الله میرزا محمد آقازاده از جمله مراجع وعلمای سر‌شناس بودند که نسبت به اقدامات رضاخان در ترویج بی‌حجابی شدیداً اعتراض کردند. بسیاری از علما و روحانیون نیز در اعتراض به کشف حجاب تبعید شدند


موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب پیرامون حجاب
برچسب‌ها: کشف حجاب , رضا خان , چادر , دختران با حجاب

تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 | 14:48 | نویسنده : الهه شمسی |

حجاب امروز در کشور ما به يک مسئله ي پيچيده و تقريبا غير قابل حل براي مسولان تبديل شده.به راستي چرا ما امروز به جايي رسيديم که براي حفظ حجاب بايد متوصل به جبر بشويم مانن اجباري بودن چادر در بعضي از سازمان هاي دولتي و دانشگاه ها

فلسفه حجاب:

براي شکافتن عواملي که در طي اين سالها به ريشه زدن بد حجابي در کشور کمک کردند بهتر است ابتدا با فلسفه ي حجاب اشنا شويم. دو اصل مهم و برتر حجاب يک اين است که شخص با حجاب از تعارض و مزاحمت افراد در امان مي ماند  "بعد شخصي" و دوم اينکه جامعه درگير فساد و بي بند و باري نمي شود."بعد اجتماعي"

افراد با حجاب معمولا افرادي با اعتماد به نفس بالا همراه با آرامش دروني و عزت نفس هستند اما سوال اين است که وقتي حجاب اين قدر داراي ارزش هاي خوب و متعالي است، پس چرا بعضي ها آن رو ناديده ميگيرند؟

همه ي ما ميدانيم که تهاجم فرهنگي يکي از پايه هاي نابودي حجاب در بين جوانان ماست، اما چيزي که اصلا به آن توجه نمي شود و اغلب هم سهم زيادي در بي حجابي دارد، موضوعي است که من آن را "تهاجم ناخواسته ي داخلي" نام گذاشتم.


وقتي افراط گرايي مکمل تهاجم فرهنگي مي شود!

 قرآن کريم و امامان معصوم ما ميزان حجاب را براي ما مشخص کردند. در قرآن خطاب به پيامبر آمده:" اي پيامبر! به زوج ها و دخترانت و همچنين زنان مومن بگو پوشش هاي خود را به خود نزديک سازند". همچنين در آيه هاي ديگري آمده "اي پيامبر به زنان و دخترانت بگو روسري هايشان را بر سر و گربيان خود بياندازند". علاوه بر آن امام کاظم(ع) در پاسخ سوال برادرش که پرسيده بود ديدن چه مقدار از بدن زن نا محرم جايز است، فرمود: صورت و دست ها تا مچ. در حديث هاي ديگر امامان معصوم هم حد حجاب به خوبي مشخص شده که همان گردي صورت و دست ها تا مچ است.

اما نه قرآن کريم و نه امامان ما چگونگي حجاب را براي ما مشخص نکردند. مي دانيم که امت اسلامي از اقوام و ملل گوناگون و با آداب و رسوم مختلفي تشکيل شده است که هر کدام پوشش و لباس مخصوص به خود را دارند.حتي ممکن است در کشوري مثل کشور خودمان اقوام مختلفي زندگي کنند که هر کدام از آنها پوشش خاصي براي خود برگزيده باشند. بنابراين چگونگي و نوع پوشش تا حدود زيادي به اداب و رسوم ملت ها و اقوام بستگي دارد. با وجود اين متاسفانه امروزه با هدايت ناخواسته ي يک گروه افراطي، در ذهن عامه ي مردم تفکري شکل گرفته که فرد با حجاب حتما بايد چادري باشد و هر چه قدر هم بيشتر صورت خود را بپوشاند تا جايي که تنها بيني و چشم هايش براي تنفس و ديدن مشخص باشد با حجاب تر است! متاسفانه اين افراد درک نمي کنند که ممکن است الگوي دختراني باشند که تازه به سن بلوغ رسيده اند. شايد اين نوع حجاب براي انها عادي و مناسب باشد، اما ظرفيت يک دختر جوان کمتر از اينهاست که در نهايت باعث ميشود "در کنار عوامل ديگر" به سمت بد حجابي کشيده بشوند. در حقيقت اين جريان مکمل تهاجم فرهنگي دشمن در خصوص حجاب شده و تا اندازه زيادي به رشد بي حجابي کمک کرده است.

ما نه تها در بحث حجاب بلکه در موارد ديگر هم اسير افراط و تفريط ها شده ايم. در اوايل انقلاب در کلاس دانشگاه ها بين دانشجو هاي دختر و پسر پرده مي کشيدند که با رسيدن خبر اين اقدام به حضرت امام توسط دخترشان، ايشان دستور دادند تا آن پرده ها را بردارند. قرآن کريم با اشاره به همين افراط و تفريط ها در آيه ي 143 سوره ي بقره تصريح مي کند: "((شما شما را قرار داديم در امتي ميانه به دور از هر گونه افراط و تفريط تا الگو شويد براي ديگر ملت ها".

وقتي خداوند به وضوح حد حجاب را براي بانوان مشخص کرده پس چرا ما بايد به ان اضافه کنيم؟! اگر يک عملي فردي باشد که نتيجه ي آن به خود شخص بر مي گشت، مانند دعا و نيايش حرفي نبود، اما در يک حرکت اجتماعي که تاثير آن بر کل جامعه است بايد با دقت بيشتري عمل کنيم


موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب پیرامون حجاب

تاريخ : یکشنبه یازدهم دی 1390 | 12:1 | نویسنده : الهه شمسی |

به گزارش چارقد، ارتباطات غیر کلامی” وجه مهمی از ارتباطات انسانی است. بر خلاف پندار عمومی ارتباط‌گران که در آن وجه کلامی ارتباط از اهمیت و اولویت بالاتری برخوردار است، دانش ارتباط‌شناسی و ذهنیت متخصصین این عرصه، وجه غیرکلامی ارتباط را جدّی‌تر و با اهمیت‌تر از وجه کلامی می‌شناسد.

الف نوشت: اعتبار والای ارتباطات غیر کلامی‌در نزد ارتباط‌شناسان برآمده از چند علت عمده است:

الف) برآوردها نشان می‌دهد که حداقل ۸۰ درصد پیام‌های رد و بدل شده میان افراد یک جامعه از طریق ارتباطات غیر کلامی و حداکثر ۲۰درصد از طریق ارتباطات کلامی مبادله می‌شود. از این جهت ارتباط غیر کلامی، طفیلی ارتباط کلامی نیست و بلکه خود، به تنهایی، اثر یک پیام را می‌رساند. ۲- بررسی‌ها نشان می‌دهد که در موقعیت‌هایی که پیام‌های کلامی و غیر کلامی یک فرد متعارض به نظر می‌رسد، دریافت‌کنندگان پیام بیشتر به وجوه غیر کلامی ارتباط اعتماد و اتکا می‌کنند. زیرا هر ارتباط‌گر معمولی به خوبی می‌داند که پنهان‌کردن و نیز وانمود کردن نشانه‌های غیر کلامی بسیار دشوارتر از پنهان نمودن نشانه‌های کلامی است.

ب) گونه شناسی “ارتباطات غیر کلامی” یکی از مباحث جذاب و دقیق در دانش ارتباط‌شناسی است. ارتباط‌شناسان حداقل هشت‌ گونه ارتباط غیر کلامی را شناسایی کرده‌اند که برخی از آنها مثل “زبان بدن” خود به شعب گوناگونی تقسیم می‌شود. این دسته‌بندی‌های علمی دقیق به مراتب از ذهنیت عمومی ارتباط‌گران در خصوص انواع ارتباطات غیرکلامی توسعه‌یافته‌تر است. عموم ارتباطگران علی‌رغم بهره‌برداری از دامنه گسترده و متنوع روابط غیر کلامی اما همواره به وسعت مکانیزم‌های غیر کلامی خود، خودآگاه نیستند.

ج)”زبان بدن” مهم‌ترین گونه ارتباطات غیرکلامی است که خود شامل حداقل ۶ مقوله دیگر می‌شود. این مقولات که در چارچوب ارتباط‌شناسی هر کدام ذیل یک عنوانی تخصصی و علمی شناخته می‌شوند عبارتند از:

۱- تماثیل(Emblems)؛ مثل زبان اشاره مورد استفاده ناشنوایان، ژست‌های مورد استفاده کارکنان پشت صحنه تلویزیون و علامت‌هایی که بین دو شناگر در آب ردّ و بدل می‌شود.

۲- مصوّرها(ILLUSTVATORS)؛ حرکات اندام بدن همراه گفتار هستند که برای کمک به توصیف آنچه که گفته می‌شود و دنبال نمودن جهت گفتار مورد استفاده قرار می‌گیرند. مثلاً هنگامی که به “علی” می‌گوییم: از در برو بیرون، با دست به سوی درب اشاره می‌کنیم.

۳- نمایش‌های عاطفی (affect displays)؛ ژست‌های چهرهای که احساسات و عواطفی نظیر غم با شادی را نشان می‌دهند ابرو و پلک را بالا و پایین انداختن، نمونه‌هایی از نمایش‌های عاطفی هستند.

۴- تعدیل‌گرها(Adaptors)؛ حرکاتی که همراه با احساس خستگی و بی‌حوصلگی بروز می‌کنند: انگشت روی میز زدن و پا بر روی زمین کوبیدن به هنگام انتظار بیش از حد برای رسیدن طرف ملاقات و نمونه‌هایی از آن دست.

۵- منظم‌کننده(Regulators)؛ سر تکان دادن؛ حرکات چشم و تغییرات بدنی همه منظم‌کننده‌هایی هستند که برای تشویق به جهت انجام دادن یا بازداشتن از کاری استفاده می‌شود.

بقیه در ادامه مطلب ...

به نقل از وبلاگ گنجینه حجاب و عفاف


موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب پیرامون حجاب

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه هجدهم آبان 1390 | 9:50 | نویسنده : الهه شمسی |
چادر يكي از گونه‌هاي پوشش خاص شيعيان ايراني است و بي‌ترديد از اجزاء فرهنگي برجسته زندگي مردم اين سرزمين محسوب مي‌شود. در عين اين كه از منظر نشانه شناختي كامل‌ترين دال مادي به معناي عفاف و حيا در فرهنگ شيعي ماست. از رويكرد كاركردگرايانه نيز وسيله‌اي كارآمد در برآوردن نيازهاي مصونيت طلب و باورهاي عفيفانه به شمار مي‌آيد.
كنش‌ متقابل با آن نه تنها حافظ بلكه موجود بسيار از روحيات معنوي منحصر به فرد و ارتباط كلامي و غير كلامي معصومانه زنان و دختران ايراني است. هم‌چنين در تحليل‌هاي جامعه‌شناختي از جامعه ايراني، به عنوان يكي از شاخص‌هاي توصيف و تبيين ساختار اجتماعي - رفتاري خانواده‌هاي ايراني به كار مي‌رود مانند خانواده‌ چادري و خانواده غير چادري؛
اتقان معنايي اين پديده فرهنگي قابليت آن را در پيام آفريني و پيام رساني مذهبي بسيار بالا برده است. اين ظرفيت عظيم مورد توجه برنامه سازان و سياستگذاران صدا و سيما نيز بوده و موجب شده است در بسياري از توليدات تلويزيون چادر به يكي از اصلي‌ترين و محوري‌ترين نشانه‌ها و نقشها تبديل شود.

اما در اين ميان دو كانون اصلي، تجلي گاه حضور چنين پوششي است:

1- مجريان زن تلويزيون؛

2- يكي از نقش‌هاي اصلي زن در بيشتر سريالهاي تلويزيوني.

بقیه در ادامه مطلب .....


موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب پیرامون حجاب

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیستم خرداد 1390 | 7:23 | نویسنده : الهه شمسی |

مورد انتقاد واقع‌شدن بحث پوشش بانوان جهت حضور در جامعه هميشه وجود داشته و دارد. هميشه نيز مردم و مسئولان مختلف در اعتراض به عدم برخورد با اين وضعيت مي‌پردازند.

اما در اين ميان به‌نظر مي‌رسد كه يك نكته فراموش مي‌شود و آن اينست پس چه هنگامي بايد مردان نگاه خود را كنترل كنند؟ اينجاست كه  گاهي اوقات صداي دختران و زنان ما به بلند مي‌شود به نشانه اعتراض به اينكه هر چند با پوشش مناسب و اسلامي و در جامعه و محل كار و فعاليت خود ظاهر مي‌شويم از نگاه و برخي مزاحمت‌ها در امان نيستيم؟

سوال آن‌ها اين است چرا بايد اينگونه باشد؟ چرا آقايان نبايد چيزي را رعايت كنند؟ اينجا بايد به اين سوال آن‌ها پاسخي داده شود. در اين نوشتار به‌طور كوتاه به علت و راه‌كار اين موضوع مي‌پردازيم.


الف) عدم فرهنگ‌سازي و تاكيد بر كنترل نگاه توسط مردان به مانند حجاب براي زنان:

در واقع در اغلب مصاحبه‌ها و اظهار نظرات پيرامون اين مسائل دوستان ما فراموش مي‌كنند كه مساله كنترل نگاه هم به همان  اندازه‌ي حجاب مورد تاكيد قرار گرفته‌است. درواقع فراموش مي‌شود در همان آيه‌اي كه بر پوشش بانوان تاكيد مي‌گردد در ابتدا به مردان دستور داده مي‌شود كه نگاه خود را كنترل كنند و بعد وارد بحث پوشش بانوان مي‌شود.

 ظاهرا مسئولانمان فراموش مي‌كنند كه روايات  متعددي بر پرهيز از نگاه به نامحرم و كنترل نگاه در اسلام داريم كه مردان را ملزم به رعايت اين مساله مي‌كند. اين مساله به  فضاي فرهنگي حاكم بر خانواده‌ها  و جامعه نيز وابسته است.

درواقع براساس فضاي حاكم بر جامعه ما، مردان آزادي بسيار بيشتري دارند و درحقيقت اگر به عدم كنترل نگاه خود بپردازند چندان تقبيح نمي‌شوند و متاسفانه، گاهي اوقات تشويق نيز مي‌شوند و همه زنان و دختران ما را محكوم  مي‌دانند و به آن‌ها تذكر مي‌دهند كه اگر .... نبودي دچار مشكل نمي‌شدي و كمتر مردان دچار تقبيح مي‌شوند.

ب ) عدم برخورد مناسب با مزاحمين نواميس

در اين بخش نيز متاسفانه در اغلب طرح‌هايي  كه ارائه مي‌گردد هدف بيشتر، پوشش بانوان و برخورد با بانوان است تا مزاحمين. در حقيقت اسلام براي مزاحمين مجازات‌هاي سنگيني در نظر مي‌گيرد و حتي تا تبعيد نيز اشاره مي‌كند. درحالي كه مجازات مزاحمت اكنون چندان متناسب و شديد و بازدارنده براي مزاحمين نمي‌باشد.كه اين خود سبب گسترش و تشديد اين موضوع مي‌شود.

به نظر می رسد حد اقل تلاشی که می شود در این زمینه به کار گرفت توجه به این نکته است که دين اسلام دين اعتدال است و مقتضي ‌است كه كارشناسان عرصه های مختلف به ویژه بدست اندر کاران تولیدات تلويزيوني به همان ميزاني كه به نحوه پوشش بانوان مي‌پردازند به مقوله ی حجاب مردان و مساله كنترل نگاه از سوي جنس مذکر نيز بپردازند و در واقع در سطحي برابر به هر دو سمت موضوع نگريسته شود.


موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب پیرامون حجاب

تاريخ : جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 | 16:6 | نویسنده : الهه شمسی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.